کد خبر: 631241
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۳:۴۰
اولاد آدم

ابوي مي‌گويد: چاي بي‌قند نمي‌شود! اما جلسه شوراي گفت‌و‌گو بي‌وزير مي‌شود! بروند درش را تخته كنند ديگر. بيخود هي مي‌گويند بخش خصوصي بيايد جلو. بخش خصوصي بيايد عقب. بخش خصوصي چپ كند. بخش خصوصي راست كند... خب اگر خوابشان سنگين است جلسه را سر صبحي نگذارند. بيچاره ملت كركره مغازه‌هايشان را مي‌كشند پايين و مي‌روند جلسه، يكهو مي‌بينند جا تر است و بچه نيست!
مي‌گويم: رژيمي اگر باشيد بي‌قند هم مي‌شود. يك حساب دو دو تا چهار تاست پدر من. اينجا هم يك اكبر داريم كه صحنه گردان است و كار صد تا سيف را انجام مي‌دهد. اصلاً كارهاي سيف را انجام مي‌دهد. مي‌گويند چه كلاه به سر، چه سر به كلاه. يكجا يكي كارهايي را كه اكبر مي‌گويد انجام مي‌دهد و در جاي ديگر اكبر كارهاي يكي ديگر را انجام مي‌دهد! پسته در بسته كه نيست نداني مغز دارد يا نه. بالاخره يكي جلسه را مي‌گرداند كه بداند به كدام سمت بايد بگرداند.
ابوي مي‌گويد: كميجاني كه تازه از گرد راه رسيده است. منظورت اوست؟ ترگل‌تر از سيف هم هست بزنم به تخته. به قول احمدي‌نژاد مثل هلو مي‌ماند. يعني اينقدر كرامات دارد؟
مي‌گويم: آفرين! كار اقتصاد را بايد واگذار كرد به اقتصاددان و پول شمردن را واگذار كرد به حسابدار! بانك مركزي كه فقط خزانه‌داري نيست. الان حتي اگر بابك زنجاني جاي سيف بود علاوه بر خزانه‌خانه، خزانه مملكت هم پر بود، ايران چك را هم نيست و نابود كرده بود تا پولشويي ذكاوت بيشتري بخواهد! اما افسوس كه نوابغ هميشه بعد از زنداني شدن كشف مي‌شوند. حالا اميد به خدا با نوري از تدبير و اميد كه در پيشاني‌نوشت كميجاني مشاهده مي‌شود، سكان بانك مركزي به اعتدال نزديك‌تر شده و كمتر شاهد اظهارات تاثيرگذار بر روند صعودي ارز و دلار خواهيم بود و به استانداردهاي بودجه سال آينده نزديك‌تر مي‌شويم.
ابوي مي‌گويد: خب چرا از اول اين كار را نكردند. خجالت مي‌كشند حرفشان را به هم بزنند. روحاني بگويد سيف جان، برو كنار بگذار باد، ببخشيد! كميجاني بيايد. حتماً بايد لايي بكشد؟ اين رويه كه خيلي حقوقداني است! قدري سياست به خرج بدهند. همه مي‌فهمند قضيه از چه قرار است.
مي‌گويم: مگر در دولت خاتمي كه صفايي فراهاني را آوردند تا صفدر حسيني در وزارت اقتصاد درجا نزند را از ياد برده‌اي. حالا هم براي بانك مركزي همينطور است! اما چون مي‌گويند دوره آزمون و خطا گذشته، حالا اينطوري سمت‌ها راعوض مي‌كنند كه كسي نگويد خطايي صورت پذيرفته! پس فردا هم به دليل بيماري و خستگي خدا را چه ديدي؟
ابوي مي‌گويد: پس يعني آمار و ارقام‌هايي را كه كميجاني داده كه 61 بدهكار بالاي 100 ميليارد و 173 بدهكار بالاي 50 ميليارد داريم، يعني كه آمده قصه را جمع و جور كند؟ مي‌تواند؟
مي‌گويم: بله. روش دارد. تسهيل مقررات و بخشنامه‌ها براي بدهكاران گام اول است كه ايشان برداشته، نه! گذاشته!
ابوي مي‌گويد: يعني اول برويم بدهكار بشويم به سيستم بانكي تا بعد شرايط را برايمان روان كنند. بنازم قدرتت را خدا. مي‌دانستم كه در فقر و نداري آخر عمري نمي‌ميرم. ممنون.
مي‌گويم:‌اي پدر من! اقتصاد هزار راه نرفته دارد كه هميشه يكي بايد بيايد و آخرين راهش را بگويد. حالا هم همينطور است. مثلاً به يكي كه بالاي 100 ميليارد بدهي دارد با تسهيل قوانين كمك بكنيم كه 100 ميلياردش را بكند 1000 ميليارد و ده سال ديگر بيايد و 100 ميلياردش را بدهد. منتهي الان از او مهر و امضا مي‌گيريم. به زير ميزي‌هايي هم كه داده يا مي‌دهد كاري نداريم. آن چرخه كه نمي‌چرخد لااقل بگذاريم اين چرخه بچرخد!
ابوي مي‌گويد: خب اين كاري است كه در تمام اين سال‌ها سيستم بانكي با رفقايشان كه وام گرفته‌اند اعمال مي‌كنند. پس چه فرقي دارد؟
مي‌گويم: فرق دارد پدر من. يعني بين رفقاي اصلاح‌طلب و غيراصلاح‌طلب با رفقاي اعتدالگرا فرقي نيست؟
ابوي مي‌گويد: نخير. هيچكدامشان پول وامشان را نمي‌پردازند مگر غير از اين است؟ بعدش هم اين‌ها ابزار هستند. سرمايه‌دارها بازي خود را مي‌كنند. اين همه دولت عوض شده بدهكاران سيستم بانكي محكم سر جايشان ايستاده‌اند و بدهيشان را بيشتر كرده‌اند
مي‌گويم: لابد شما درست مي‌گوييد.
مي گويد: خودت گفتي چه كلاه به سر چه سر به كلاه!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار