جوان آنلاین: جنگطلبی دور جدید رژیم تروریستی امریکا، قیمت نفت را در بازارهای جهانی صعودی کرد و باز هم اثبات کرد انرژی همچنان یکی از مهمترین اهرمهای اثرگذاری بر اقتصاد این رژیم وحشی است و عبور قیمت نفت در مقاطعی از مرز ۱۰۰ دلار، روند کلی بازار انرژی جهانی را تحت تأثیر ریسکهای ژئوپلیتیک و نگرانی درباره آینده عرضه قرار داده است و قاعدتاً نفت گرانتر، هزینه حملونقل و تولید را افزایش میدهد و فشار تورمی ایجاد میکند. خوشبختانه افزایش پایدار قیمت انرژی برای اقتصادی مانند رژیم امریکا که همزمان با بدهی سنگین، نرخ بهره بالا و حساسیت بازارهای مالی روبهرو است، منجر به سرگردانی و چشاندن طعم تلخ گرانی و فشار اقتصادی میشود.
افزایش قیمت نفت در نخستین مرحله، هزینه انرژی را بالا میبرد، اما اثر آن به همین بخش محدود نمیماند، چه آنکه حملونقل جادهای، هوایی و دریایی به سوخت وابسته است و طبیعتاً افزایش هزینه سوخت، قیمت انتقال کالا را بالا میبرد و صنایع پتروشیمی نیز از نفت و فرآوردههای آن بهعنوان ماده اولیه استفاده میکنند و افزایش قیمت انرژی، هزینه تولید بسیاری از کالاها را افزایش میدهد؛ لذا به این ترتیب، نفت گرانتر میتواند به افزایش قیمت کالاها و خدمات منجر شود.
از طرفی اقتصاد رژیم تروریستی امریکا در برابر چنین فشاری، با یک مشکل اساسی مواجه است، به طوری که بانک مرکزی این رژیم موسوم به «فدرال رزرو» برای مهار تورم باید نرخ بهره را در سطحی نگه دارد که رشد قیمتها کنترل شود، اما افزایش قیمت انرژی میتواند تورم را از مسیری خارج از کنترل مستقیم سیاست پولی افزایش دهد، پس نمیتواند با افزایش نرخ بهره، نفت بیشتری وارد بازار کند یا مسیرهای صادراتی را امنتر سازد. با این حال، اگر افزایش قیمت انرژی به تورم عمومی سرایت کند، فدرال رزرو برای جلوگیری از تثبیت تورم ناچار خواهد بود سیاست سختگیرانهتری اتخاذ کند.
این همان نقطهای است که افزایش قیمت نفت به فشار مالی روی رژیم تروریستپرور امریکا تبدیل میشود و نرخ بهره بالاتر، هزینه استقراض رژیم امریکا را افزایش میدهد و در اقتصادی با حجم عظیم بدهی عمومی، رشد هزینه بهره اهمیت زیادی دارد. شرکتها نیز با افزایش هزینه تأمین مالی، سرمایهگذاری خود را کاهش میدهند و خانوارها با هزینه بالاتر وام مواجه میشوند و بازارهای مالی نیز از این وضعیت بیتأثیر نمیمانند، زیرا نرخ بهره بالا ارزش بسیاری از داراییها را کاهش میدهد.
از سوی دیگر، افزایش سریع نرخ بهره میتواند فشار بیشتری بر بانکها وارد کند، به طوری که ارزش اوراق بدهی موجود در ترازنامه بانکها با افزایش نرخ بهره کاهش مییابد و اگر همزمان خروج سپردهها افزایش پیدا کند، برخی مؤسسات مالی با مشکل نقدینگی روبهرو میشوند. ضمناً بحران بانکی سال ۲۰۲۳ در رژیم امریکا نشان داد که افزایش سریع نرخ بهره میتواند آسیبپذیریهای موجود در نظام مالی را آشکار کند. بنابراین، عبور قیمت نفت از ۱۰۰ دلار برای رژیم تروریستی امریکا صرفاً یک خبر مربوط به بازار انرژی نیست و اگر این سطح قیمت برای مدت طولانی حفظ شود، فشار آن میتواند به تورم، سیاست پولی، هزینه بدهی و بازارهای مالی منتقل شود و همین زنجیره است که افزایش قیمت نفت را به یک عامل فشار اقتصادی تبدیل میکند.
فشار نفتی را نباید با امتیاز سیاسی خنثی کرد
بازار انرژی غالباً در برابر تحولات سیاسی بسیار حساس است و هر توافق یا تصمیمی که ریسک عرضه را کاهش دهد، میتواند بخشی از افزایش قیمت نفت را معکوس کند و این مسئله در ذات بازار نفت قرار دارد، به طوری که معاملهگران بر اساس احتمال آینده خرید و فروش میکنند و هرگاه احتمال کاهش تنش یا افزایش عرضه بیشتر شود، قیمتها نیز میتوانند کاهش پیدا کنند.
از همین رو، فشار اقتصادی بر رژیم کودککش امریکا از طریق افزایش قیمت نفت نباید بدون محاسبه و با اقدامات سیاسی از بین برود و حال که روند بازار انرژی، تورم و نرخ بهره را برای طرف مقابل دشوار کرده است، تصمیمهای ما باید با در نظر گرفتن همین متغیرها اتخاذ شوند و با تشدید فشار اقتصادی، اهرمی در اختیار کشورمان قرار داده شود.
بنابراین قیمت نفت در حال حاضر بهدلیل مجموعهای از عوامل، از جمله افزایش ریسک ژئوپلیتیک و نگرانی درباره مسیرهای صادراتی، تحت فشار صعودی قرار دارد و عبور از مرز ۱۰۰ دلار، حتی اگر موقت باشد، برای بازار جهانی انرژی این سیگنال را دارد که عرضه انرژی جهانی در برابر بحرانهای منطقهای آسیبپذیر است و افزایش ریسک میتواند هزینه قابل توجهی ایجاد کند. پس باید فشار اقتصادی به رژیم امریکا تا مرحلهای ادامه یابد که طرح «درد» را احساس کند. یادمان نرود «ریچارد نفیو» یکی از مسئولان حیوانصفت رژیم تروریستی امریکا در کتاب «هنر تحریمها» مدعی شده بود تحریمهای ایران باید طوری باشد که به مردم «درد» متحمل کند. حالا باید درد را به این رژیم وحشی بچشانیم.
ضمناً برای رژیم امریکا، نفت گرانتر در شرایطی اتفاق میافتد که سیاست پولی این رژیم همچنان با مسئله تورم و نرخ بهره روبهرو است و افزایش دوباره قیمت انرژی میتواند مسیر کاهش نرخ بهره را دشوار کند و فدرال رزرو را برای مدت طولانیتری در وضعیت انقباضی نگه دارد؛ لذا این وضعیت هزینه تأمین مالی را افزایش میدهد و فشار بیشتری بر دولت و بخش خصوصی وارد میکند. بنابراین فرصت اقتصادی حاصل از افزایش قیمت نفت نباید با تصمیمهای شتابزده از بین برود، چراکه اگر افزایش قیمت نفت طولانی شود و به تورم داخلی رژیم امریکا منتقل شود، فشار بر سیاست پولی و هزینه تأمین مالی افزایش خواهد یافت. در نهایت نباید فرصت تحمیل درد نفتی به رژیم امریکا به راحتی از بین برود.