
«فضاسازي سياسي از حوادث اجتماعي» خوراكي است كه توسط اصلاحطلبان تندرو طبخ و در رسانهها براي مسموميت فكري مردم عرضه ميشود. آشپزي سياسي اين عده و تلاش براي پخت آش ديكتاتوري و حل و حذف مخالف به هر ترتيب و با هر ملاقه و قلمي در آن، به قدري عيان است كه با نگاهي به روند سرو غذاي مطبوعاتي و سير نظريهپردازي آنها ميتوان دريافت. مشاهده و تفسير تمام وقايع در چارچوب سياست در اين جماعت تا آنجا پيش رفته كه حتي شهر و تمام رخدادهاي آن را هم از پشت عينك وارونه سياست ميبينند و با تفسيرهاي شور و شلهقلمكاري خود، سعي در آگاهسازي مردم دارند!
هر جا هم كه كفگيرشان به ته ديگ برخورد كند، بالاخره ميگردند و از باقي مانده تهديگسوخته هم كه شده، بشقاب خبرهاي سياسي خود را پر ميكنند. گاهي اوقات هم به قدري با خبرهاي سياه و سوخته به ميدان ميآيند كه معلوم است، خبرها را در يك آتشسوزي در گوشهاي از شهر پختهاند و سوزاندهاند تا شايد پس از آنكه در انتخاب شهردار تهران توفيق نداشتند و از اين بابت بسيار شديد سوختند، كمي بتوانند رقيب كانديداي متبوع خود در شهرداري تهران را بسوزانند!
گناهان قاليباف در حادثه آتشسوزي از ديد اصلاحطلبان
از اين مقدمه نسبتاً ادبي- سياسي كه به منظور تشريح دستور آشپزي خبر و چگونگي شور كردن حقايق در رسانههاي آشپزخانهاي اصلاحطلبان عنوان شد اگر بگذريم و نگاهي عميق به حادثه آتشسوزي خيابان جمهوري بيندازيم، به حقايقي فراتر از فضاسازي روزهاي اخير اصلاحطلبان از وراي اين حادثه برخورد ميكنيم.
اين حادثه اگرچه باعث تأسف و تأثر همگان شد و خصوصاً كشته شدن دو مادر در آن بر غم مردم افزود اما اصلاحطلبان و رسانههايشان طي چند روز گذشته كوشيدند تا از اين حادثه اجتماعي، فضاسازي سياسي عليه رقيب آقاي روحاني در انتخابات رياست جمهوري كه حالا در شهرداري تهران مشغول خدمت است، راه بيندازند. جوسازيهاي رسانهاي عليه آقاي قاليباف توسط اصلاحطلبان البته فقط به خاطر گناه ايشان در رقابت با آقاي روحاني و سرهنگ بودن آن هم در شرايطي كه دكتر روحاني، حقوقدان است، نبود و گناهان ديگري هم از نگاه اصلاحطلبان در كارنامه آقاي قاليباف به چشم ميخورد از جمله رقابت با محسن هاشمي براي شهردار تهران شدن و بدتر از همه پيروزي وي در برابر كانديداي اصلاحطلبان در اين حوزه! از اين رو آتشسوزي خيابان جمهوري و نقايصي كه متأسفانه در مسير نجات جان افراد به چشم خورد، بهانهاي شد تا بار ديگر اصلاحطلبان چند ميخ ديگر محكمتر از قبل براي شكست و تخريب قطعي شهردار تهران بكوبند. خوشحالي خبري آنها از حادثهاي كه راهي مجدد براي هدف قرار دادن نفر دوم انتخابات رياستجمهوري امسال باز كرد تا حدي است كه با نگاهي به سير خبرسازي و خبرپردازيهاي آنها طي همين چند روز گذشته به واقع ميتوان مراسم جشن چهارشنبهسوري اصلاحطلبان تندرو در آتشسوزي خيابان جمهوري را مشاهده كرد. چنانكه در خبرهايشان بيش از پرداختن به حادثه آتشسوزي اخير، تخريب شهرداري تهران كه به تازگي در اختيار رقيب اصولگراي آقاي محسن هاشمي قرار گرفت، به چشم ميآيد.
واكنش معكوس اصلاحطلبان با حوادث بزرگتر در گذشته
موجسواري اصلاحطلبان روي شعلههاي آتش در حالي است كه اين عده در خصوص حوادث بزرگتري كه در گذشته رخ داده و طيف متبوع خودشان به نحوي درگير ماجرا بوده است، واكنش چنداني نشان ندادند و خبرها و گزارشهايشان صرفاً به نفس حادثه مربوط ميشد نه به افراد دخيل و مقصر و مسئول در آن، ضمن آنكه در آن حوادث عاقبت هم معلوم نشد مقصر چه كسي بوده و به طور معمول راننده جان باخته به عنوان مقصر معرفي ميشد!
شهردار تهران هم در اولين واكنش به خبرسازيهاي مخالفان خود كه به دنبال انتقام سياسي هستند، به اين نكته اشاره كرده و با يادآوري حوادثي از جمله حادثه برخورد دو قطار در نيشابور، حادثه فرود آمدن هواپيما خارج از باند در اصفهان و آتشسوزي اتوبوس مسافربري اسكانيا و كشته شدن تعدادي از هموطنان در قم گفت: «با وجود آنكه مسئولان وعده داده بودند به اين حوادث رسيدگي كنند اما بالاخره مشخص نشد علت اين حوادث چه بود و گزارشي به مردم ارائه نشد.»
وي همچنين با گلايه از قضاوتهاي زودهنگام و اظهارنظرهاي غيركارشناسي برخي افراد درباره موضوع حادثه آتشسوزي و جان باختن دو شهروند در آتشسوزي ساختمان جمهوري تصريح كرد: «صحبتهاي عنوان شده نشان ميدهد عدهاي به دنبال جريانانسازي و حاشيهسازي هستند اما ما دنبال اين حرفها نخواهيم رفت.»
اما حالا كه رسانههاي اصلاحطلب دست از قضاوتهاي زودهنگام و اظهارنظرهاي غيركارشناسي برنميدارند، بد نيست كمي به گذشته بازگرديم و ببينيم برخورد اصلاحطلبان در برابر حوادث بزرگتر گذشته چطور بوده است.
در دولت اصلاحات حادثه تصادف دو قطار در نيشابور، بزرگترين حادثه راهآهن ايران كه به كشتهشدن بيش از 300 نفر از هموطنانمان انجاميد، استعفا و عذرخواهي و عزل حتي يك مسئول را در دولت اصلاحطلبان موجب نشد و حتي مهندس خرم وزير راه وقت در مصاحبهاي گفت: اين حادثه را رسانهها بزرگ جلوه دادند! در حادثه تلخ غرقشدن شش دختر دانشآموز در درياچه پارك شهر تهران كه بهار 81 روي داد، ملك مدني، شهردار اصلاحطلب تهران درباره اينكه چرا مسئولان شهرداري پس از حادثه پارك شهر استعفا ندادند، گفت: «حتي اگر با اعدام و گردنزدن آنان و انحلال شهرداري مشكل برطرف ميشود، انجام بدهند ولي به شرط آنكه آينده بهتر و روشنتري براي مردم ساخته شود!» در همين دولت چند ماهه يازدهم نيز حادثه كم نبوده است؛ تصادف دو اتوبوس اسكانيا در جاده قم يا مسموميت 3 هزار نفر از مردم پرديس نمونههايي از اين دست هستند كه البته رئيسجمهور براي رسيدگي به آنها دست به قلم نشد و رسانههايي كه امروز آتشسوزي خيابان جمهوري را دليل و بهانه محكمي براي استعفا كردن آقاي قاليباف عنوان ميكنند، در آن اتفاقات، ضرورت استعفا و عذرخواهي را احساس نكردند!
وعده شهردار تهران بر تداوم پيگيريها تا رسيدن به نتيجه نهايي
برخلاف اصلاحطلبان و واكنشهايشان در حوادثي كه ذكر شد و معمولاً يك فرد كشتهشده به عنوان مقصر معرفي ميشد، آقاي قاليباف شهردار تهران در مصاحبهاي كه در تاريخ دوم بهمن داشت، وعده داد ظرف مدت 15 روز موضوع حادثه اخير را رسيدگي كند و گزارش مربوطه را به اطلاع شهروندان برساند و مانند گذشته راننده مرحوم را مقصر نداند! در همين راستا بود كه دو نفر از پرسنل سازمان آتشنشاني تهران در رابطه با پرونده آتشسوزي خيابان جمهوري بازداشت شدند و پيگيريها در اين زمينه تا نتيجه نهايي ادامه دارد.
در اين بين كه مسائل و حوادث برخلاف گذشته در يك مسير متقن و اصولي در حال پيگيري است اما اصلاحطلبان همچنان در حال تركيب مواد مختلف خبري در برخي رسانههاي آشپزخانهاي خود هستند تا شايد با تهيه يك خوراك تازه بتوانند انتقام سياسي از قاليباف را بعد از حادثه آتشسوزي اخير كه براي مصارف انتخاباتي و تبليغاتي دنبال ميشود، دستمايهاي براي تخريب مجموعه اصولگرايان قرار دهند. آنچنان كه گويي اين بار آشپزهاي سياسي جبهه اصلاحات در دستور پخت اين هدف، تخريب شهرداري تهران را به مقدار انحلال قاليباف و جبهه اصولگرايي لازم دانستهاند!