کد خبر: 630712
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۸:۰۷
«بازكاوي ريشه هاي تاريخي جدال امروز در سوريه»درگفت وشنود با دكتر امين حطيط
علي احمدي فراهاني | ترجمه: محمد سرفراز

درآمد: بحران امروز سوريه ،ازجنبه هاي گوناگون قابل تحيل وبازنگري است.دراين ميان اما،به نظر ميرسد كه ريشه هاي تاريخي اين وقايع ،به ويژه ارتباطآن باجنگ نیمروز ششم اکتبر 1973 مغفول مانده است.درگفت وشنود حاضر دكتر امين حطيط تحليل گر مسائل سوريه به بررسي اين مقوله پرداخته است.

از منظر جنابعالي آيا ميتوان ميان جنگ دو ارتش عربی، یعنی ارتش سوریه و مصر با رژیم صهیونیستی،با جنگ كنوني در سوريه ارتباطي قائل شد؟

به نظر من بله.زمانی که یک شهروند غربی به جنگ دو ارتش عربی، یعنی ارتش سوریه و مصر با رژیم صهیونیستی در نیمروز ششم اکتبر 1973 می‌نگرد، احساس متناقض و ترکیبی از احساسات منفی و مثبت او را فرا می‌گیرد؛ جنگی که در آن انسان عرب به عنوان یک رهبر نظامی یا سیاسی یا سرباز جلوه‌هایی از عزت، شجاعت و مهارت را رقم زد که در صورت تداوم آن طبق برنامه تعیین‌شده این شایستگی را داشت تا چهره منطقه، جهان و پایگاه‌های قدرت و سلطه جهانی را به کلی تغییر دهد.

اولین اقدام نظامی عرب‌ها علیه اسرائیل در اکتبر 1973م. صورت گرفت. این اولین پیروزی میدانی ارتش عرب علیه ارتش اسرائیل به شمار می‌رود. نباید از نظر دور داشت که ارتش اسرائیل با رویکرد حمله پیشدستانه سازمان‌ یافته و آموزش دیده است. مفهوم دفاع جز در مقاطع کوتاه، سریع و گذرا هیچ جایگاهی در میان نیروهای آن ندارد و جنگ تنها در زمین دشمن برای آنها تعریف شده است تا هیچ فرد صهیونیستی در آتش جنگ در فلسطین اشغالی نسوزد. جنگ ارتش اسرائیل در آن واحد تنها علیه یک جبهه است تا نیروهای اسرائیل متفرق و پراکنده نشوند و دشمن امکان پیروزی بر آن را نداشته باشد.

ولی برنامه نظامی عربی در مصر و سوریه مبتنی بر به هم زدن قواعد رویکرد صهیونیستی بود و حالت دفاعی را به اسرائیل تحمیل کرد. این که صهیونیست‌ها در سرزمینی که آن را اشغال کرده‌اند، وارد جنگ شوند و همزمان با دو جبهه درگیر باشند، به پراکندگی و متفرق شدن عناصر ارتش عبری منجر شد و از ساعات اولیه جنگ نتایج خیره‌کننده‌ای برای ارتش‌های عربی رقم خورد. در این جنگ ارتش عربی دستاوردهای تاریخی شگرفی را به دست آورد که در ابتدا باورش دشوار می‌نمود. کافی است چگونگی عبور مصری‌ها از کانال سوئز، حرکت از خط بارلیف به سمت جبهه نبرد در سینا، چگونگی اشغال دیده‌بانی اسرائیل در جبل‌الشیخ، حرکت سوریه در خط آلون در جبل‌الشیخ، ورود به پل «بنات یعقوب» و آمادگی برای ورود به اراضی اشغالی 1948م. را به یاد آوریم. مسائلی که اسرائیل و وزیر دفاع وقت آن را دچار یأس و ناامیدی و سران آن را وادار کرد تا اعراب را به استفاده از بمب هسته‌ای تهدید کند که چند سال پیش با کمک غربی‌ها، به‌ویژه فرانسه ساخته بود، سلاحی که به گفته خود اسرائیلی‌ها برای لحظات بسیار خطرناک و مقابله با تهدید جدی علیه رژیم صهیونیستی ساخته شده و ارتش عربی سوریه در برهه‌ای از تاریخ اسرائیل را در این دام خطرناک گرفتار کرده است.

به نظر شما به چه دليل اين دستاورد تاريخي جفظ نشد وسير وقايع، حالتي معكوس پيدا كرد؟

با وجود برنامه‌ریزی و تصمیم رهبران سیاسی و نظامی مصر و سوریه به حمله و عملکرد و دستاوردهای میدانی تشکیلات نظامی این دو کشور و نتایج خیره‌کننده‌ای که در سه روز اول جنگ محقق شد و با وجود تمام نکات مثبت جبهه مصری با تصمیم یک‌جانبه مبنی بر توقف عملیات، بدون هماهنگی با رهبران سوریه یک شکاف تاریخی در روند جنگ به وجود آمد، تصمیمی که مسیری غیر از نتایج به دست آمده را در پیش گرفت. در اینجا نرمش و توان کنار آمدن رهبران سوریه با واقعیت میدانی این کشور و آثار و پیامدهای این روز سرنوشت‌ساز پژوهشگر را به فکر وامی‌دارد، به‌گونه‌ای که می‌توان گفت 40 سالی که گذشت، در حکم سلسله جنگ‌های پی در پی همه‌جانبه و یکپارچه علیه سوریه بود. به‌روشنی می‌توان گفت جنگ امروز علیه سوریه بخشی از سلسله جنگ‌هایی است که ریشه آن به سال 1973م. برمی‌گردد. اسرائیل هرگز فراموش نخواهد کرد که ارتش عربی سوریه در مقطعی از تاریخ او را به سرنگونی و نابودی تهدید کرده است. این رژیم نمی‌تواند عملکرد سوریه را که با رویکرد ملی‌گرایانه مانع از عقب‌نشینی و چشم‌پوشی از حقوق ملت فلسطین و اراضی اشغالی همسایه می‌شود، نادیده بگیرد. به همین خاطر می‌بینیم اسرائیل بعد از شکست در جنگ فرسایشی که ارتش عربی سوریه بلافاصله بعد از توقف جنگ اکتبر درگیر آن شد و هفت ماه و اندی ادامه یافت، بعد از تلفات در جنگ آزادی‌بخش مردمی که مقاومت لبنان از سال 1982م. به آن وارد شد و حمایت‌های بی‌دریغ ارتش سوریه از لبنان را در پی داشت و پس از توسل اسرائیل به استراتژی قدرت نرم وارد مرحله چهارم جنگ علیه ارتش سوریه شده است. این مرحله یک جنگ نیابتی است که در آن ده‌ها هزار نفر از تروریست‌های غیرسوری علیه آن بسیج شده‌اند. گروه‌های وسیعی از عرب‌هایی که در نبرد حقانیت، کرامت و حریت عربی به دشمن گرویدند، امروز علیه سوریه صف کشیده‌اند، در حالی که در اکتبر 1973م. حامی و پشتیبان ارتش سوریه بودند.

پس به نظر شما فهم چرايي وزمينه هاي حضور امروزِ اسرائيل دربحران سوريه را بايد درهمان جنگ جست؟

آری، تجاوز به سوریه و ارتش آن را امروز تنها از طریق ارتباط آن با جنگ اکتبر 1973م. می‌توان درک کرد. آن جنگ اولین دستاوردهای نظامی عربی را رقم زد و راه را برای مقاومت فعالانه و تأثیرگذار برای ثبت اولین پیروزی تمام عیار که در آزادی بخش وسیعی از اراضی جنوب لبنان تجلی یافت، باز کرد. دفاع ارتش سوریه در خاک این کشور در چهارچوب جنگ نیابتی اسرائیل و اربابان طرح صیهونیستی‌ـ‌امریکایی همان مقاومت و دفاع در برابر دشمن واقعی امت اسلامی است. کسی که به زبان عربی سخن بگوید، ظواهر اسلامی داشته باشد و سلاح بر دوش از دموکراسی و آزادی‌خواهی دم بزند، هرگز می‌تواند حقایق را پشت پرده نگه دارد. همه این ظاهرسازی‌ها جز تلاش برای فریب، نیرنگ و پنهان کردن عامل اصلی این تجاوز در قالب گروه‌های تروریستی کاربرد دیگری ندارد.

مردم ورهبري سوريه تاچه حد متوجه اين حقيقت شده اند؟علائم درك اين معنا چيست؟

ما شاهد آن هستیم که رهبران و ملت سوریه و به‌ویژه ارتش این کشور و تمام هم‌پیمانان اصیل، شریف، وفادار و واقعی این واقعیت را به‌خوبی درک می‌کنند و نیک می‌دانند دفاع از سوریه به منزله مقابله با ملت یا انقلاب سوریه نیست، بلکه دفاع از حقوق حقه، حقوق ملی، اسلام واقعی و حق آزادی و کرامت انسانی و مقاومت علیه توطئه‌های غرب در منطقه است. این در حالی است که ارتش مصر و اردن در چهارچوب توافق سیاسی به اسرائیل پیوسته‌اند و ارتش عراق نیز در نتیجه اشغالگری امریکا فروپاشیده است. بنابراین این یک دفاع خیرخواهانه و نبرد حق علیه باطل و شر و نماینده آن یعنی اسرائیل و طرح‌های صهیونیستی‌ـ‌امریکایی و غربی منطقه و استعمارگران غارتگر است؛ دفاعی که با صبر، حوصله، مهارت و فداکاری‌های عظیم به نتیجه خواهد رسید. همان طور که ارتش سوریه در سال 1973م. رژیم صهیونیستی را با تهدید به سرنگونی روبرو کرد و اسرائیل را به وحشت انداخت، امروز نیز متجاوزان را در زمینه تحقق اهداف مورد نظر خود دچار یأس و ناامیدی کرده است. به خاطر همین ناامیدی، شاهد سراسیمگی، انفعال و سرگردانی در صفوف متجاوزان هستیم.

وضعيت جبهه مقابل راچگونه ارزيابي ميكنيد؟به نظر ميرسد كه آها هم انسجام خود را از دست داده اند؟

در میدان جنگ میان گروهک‌های تروریستی درگیر تفرقه و نزاع‌اند و در محافل سیاسی فرماندهان جنگ به سردرگمی دچار شده‌اند. صفوف متجاوزان در آستانه سقوط و فروپاشی قرار گرفته است، در حالی که صفوف مدافعان حقوق عربی، اسلامی و انسانی در سوریه در راستای تحقق پیروزی حتمی هر روز منسجم‌تر می‌شود. مرحله چهارم جنگ اکتبر نیز در شرف اتمام است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار