تلويزيون بهرغم تمام ايرادها و كاستيهايي كه به آن وارد است، گاهي با ساخت سريالهايي چون «آواي باران» به مخاطبان و حتي به خودش هم ثابت ميكند كه گرفتن نگاه و توجه بينندههاي ايراني از ماهواره و معطوف كردن آن به رسانه ملي به سختي «آپولو» هوا كردن نيست. البته رسانه ملي در ماههاي گذشته اين موضوع را بارها به خود ثابت كرده است چنانچه پخش سريال «پژمان» در ماههاي گذشته آغاز عصر جديدي براي تلويزيوني محسوب شد كه نيمي از مخاطبانش را به دليل پويا نبودن برنامهسازي از دست داده بود، اما پخش اين سريال شمار زيادي از مردم را مجذوب خودش كرد؛ حالا نظير همان اتفاق با پخش سريال «آواي باران» دارد تكرار ميشود.
در شبهايي كه «آواي باران» از تلويزيون پخش ميشود كم و بيش بسياري از ما شاهد آن بودهايم كه چگونه اعضاي خانواده يا دوستان و آشناياني كه تا پيش از اين دلداده سريالهاي سطحي ماهوارهاي بودند درست در ساعات پيك پخش سريالها و برنامههاي محبوب ماهوارهاي، شبكه3 سيما را انتخاب ميكنند تا حتي از اين سريال جديد ايراني ثانيهاي را از دست ندهند. يادمان نرود كه درست چند ماه قبلتر اين اتفاق رويهاي معكوس داشت و براي مخاطبان ايراني تماشاي محتواي سطحي سريالهاي شبكه جم بر برنامههاي بدون جاذبه رسانه ملي كه به هيچ وجه پاسخگوي نياز آنها نبود اولويت پيدا ميكرد.
حالا اين تغيير را بايد به منزله يك موفقيت درخور ستايش تلقي كرد؛ استقبالي از سوي مخاطبان كه با زبان بيزباني به مديريت و برنامهريزان صدا و سيما ميگويند نياز و سليقه آنها چيست. «آواي باران» يك سريال موفق است اما دادن لقب سريال قوي به آن هم كمي اغراق است. «آواي باران» از آن سريالهايي نيست كه بخواهيم آن را در گروه الف ويژه صدا و سيما قرار دهيم يا از آن سريالهايي كه پاي ساختهشدنشان سالها زمان صرف و ميليونها تومان پول خرج شده باشد يا اتاق فكر برايش تشكيل شده باشد؛ نه از اين داستانها خبري نيست.
اين سريال تنها اثري عامهپسند است كه سليقه مخاطبان عام رسانه ملي را شناخته و سعي كرده در همان محدوده آنها را راضي نگه دارد و سرگرمشان كند، ضمن اينكه در آن واحد پيامهاي اخلاقياش را نيز مخابره ميكند. حتي در پارهاي از موارد ميتوان حفرههاي حقوقي و ضعف ساختاري و كم تواني فيلمنامه را در اين سريال كشف كرد. «آواي باران» حتماً اثر سرپا و محكمي نيست كه تمام مؤلفههاي يك سريال صفر تا صد قوي را داشته باشد و اين مؤيد نكته مهمي براي برنامهسازان صدا و سيما و مديريت آن است. اين سريال اثري است كه خوب كارگرداني شده و قصه و رويكردي خوب و عامهپسند دارد كه ضعف ساختاري سريال را پوشانده است.
در واقع پيامي كه از واكنش مخاطبان اين سريال به مسئولان رسانه ملي مخابره ميشود، اين است كه براي جذب مردم به تلويزيون و ماليدن پشت ماهواره به خاك حتماً لازم نيست كه پول و بودجه خوب و چرب و نرم در كار باشد، گاهي بيشتر از زرق و برق و باليدن به هزينههاي هنگفتي كه پاي سريالهاي خاص صرف ميشود، گريزي هوشمندانه به آنچه مخاطب ميخواهد و ميپسندد ولو با حداقلترين هزينه و امكانات به بهترين نحو ممكن جواب ميدهد و اكنون هم رسانه ملي دارد پاداش اين هوشمندي خود را تمام و كمال ميبيند.
با سلام . ابتدای مطلب نوشته بودین این سریال فلان هست و بیسار و پیشی گرفته از سریالهای ماهواره ای و .....بعد ته مطلب کلی ایراد و اشکال و از این حرفا.یکم بید ببینید زمان شروع سریال تو خیابونا پرنده پر نمیزنه یعنی تونسته مخاطب خودشو پیدا کنه و این یعنی موفقیت ...
بهترين نتيجه اي از كه از نگارنده محترم متن فوق استنباط ميشود همان پاراگراف آخر است كه جلب تماشاگر تلويزيون به معني هزينه بيشتر نيست بلكه فقط بايد ذائقه بيننده ايراني تشخيص داده شود . سريال آواي باران موضوع ساده اي دارد البته در جاهايي اشكالاتي دارد كه در ذهن بيننده سوال ايجاد ميكند مثلا در حال حاضر پدر باران به هر دري ميزند تا اموالش را از باران تقلبي پس بگيرد درصورتي كه در دفتر خانه اموال به نام باران طبق شناسنامه ثبت ميشود . اگر هم كسي مثل بيتا پيدا شد كه ادعا كرد همان باران است يك تست ژنتيكي ساده موضوع را حل ميكند . در واقع سهام شركت اصلا به نام بيتا نيست كه بخواهد روي آن با پدر معامله كند . اما چرا چنين موضوع ساده اي تبديل به پيچيدگي داستان ميشود چون موضوع اين سريال مانند موضوعات فيلمهاي هندي است و همواره در اين نوع داستانها موضوعات ساده كه شايد اصلا مهم نباشند پيچيدگي و كشمكش را ايجاد ميكنند و داستان را جلو ميبرد . دخترثروتمندي در كودكي گم ميشود و در ميان گدا ها بزرگ ميشود و بعد از 20 سال پدرش برميگردد و .....
|
dar javab,,agar shom anghadar etlate film sazie daried chera dast bekar nemieshavieed
بسیار عالی است؛ کور شود چشم حسود(شبکه های اونور آبی)
باسلام من هم با نظرشما موافقم بخاطراينکه فيلمهاي شبکه هاي ماهواره اي بي محتوا ضدارزشي ودرسطح پاييني قراردارد.مردم راغب به ديدن اين شبکه هانيست
به خصوص استفاده از ضرب المثل های فارسی و استفاده از اصطلاحات عامه ی مردم به تاثیر گذاری بیشتر این سریال انجامیده است.
سئوال مهم این است که آیا رسالت یک سریال فقط باید این باشد که مخاطب را سرگرم کند و مثلا از پای ماهواره به پای رسانه ملی بکشاند؟ آیا ساخت سریال با این رویکرد، به نوعی قدم زدن در همان جاده ماهواره نیست؟
سئوال مهم این است که آیا رسالت یک سریال فقط باید این باشد که مخاطب را سرگرم کند و مثلا از پای ماهواره به پای رسانه ملی بکشاند؟ آیا ساخت سریال با این رویکرد، به نوعی قدم زدن در همان جاده ماهواره نیست؟
سوسک ...
|
ت.........!
این سریال خیلی عالیه بخصوص ضرب المثل هایی که استفاده می کنن محشره وباعث میشه که اصالت ضرب المثل های ایرانی حفظ بشه.