در سايتي از تعدادي از بازيگران سينما و تلويزيون در مورد ديدن برنامههاي تلويزيوني سؤال شده بود كه آيا خود اين افراد هم برنامههاي تلويزيون را ميبينند يا نه؟! جالب اين بود كه اغلب اين هنرمندان معروف با پز روشنفكرمآبانهاي مدعي شده بودند تلويزيون نگاه نميكنند؛ اينكه فرصت ديدن ندارند، فيلمها و سريالهاي تلويزيوني مثل گذشته جذاب نيست، كيفيت برنامهها نازل است، سركاريم نميتوانيم پاي تلويزيون بنشينيم و برنامه ببينيم و... با اينگونه پاسخها خود را از تماشاي تلويزيون ايران تبرئه كردند. اين درحالي است كه برنامههاي شبكههاي مختلف تلويزيون از كارهاي همين اهالي به اصطلاح هنر پرشده است! اما از قرار خودشان حاضر نيستند اين برنامهها را ببينند تا از كم وكيف كار خود مطلع شوند حتي به شكلي پاسخ ميدهند؛ انگار كسيكه پاي تلويزيون مينشيند فردي بيكار است!
بايد گفت وقتي خود اين گروه حاضر نيستند براي ديدن كارهاي بهقول خودشان بدون جذابيت و كيفيت وقت بگذارند، چه انتظاري از مخاطبان ميرود كه بايد اين برنامهها را شبانهروز از شبكههاي مختلف حتي با بازپخشهاي مكرر دنبال كنند؟! يا شايد هم تا وقتي خود اين بازيگران در سريالي حضور دارند، برنامههاي تلويزيوني با كيفيت و هنرمندانه است در غير اين صورت، نازل و بيكيفيت است؟!
بهراستي اين ضعف كه اهالي سينما و تلويزيون دم از آن ميزنند از كجا ناشي ميشود؟! مگر نه اينكه خود اين بازيگران، برنامههاي تلويزيون را تشكيل دادهاند پس اگر سريالها و فيلمهاي تلويزيون ايران ضعيف و بدون جذابيت است به اين افراد كه خود را هنرمند معرفي كردهاند برميگردد كه كار را جدي نميگيرند و بازي سطحي و آبكي ارائه ميكنند. همگان به خوبي ميدانند كه دستمزد بازيگران به نسبت ساير گروهها خوب است و با فوتباليستها رقابت تنگاتنگي هم دارد. از سويي اين افراد به بركت همين تلويزيون عزت و احترام بالايي كسب كردهاند و مردم آنها را بيشتر از پيشكسوتان و هنرمندان ديگر ميشناسند. در روزهاي عيد و مناسبتها و برنامههاي شبكههاي مختلف اعم از سراسري و استاني هم پاي ثابت مهمانان، بازيگران هستند كه با دريافت مبالغي به برنامهها ميآيند تا ساعتي ازخود بگويند. به ياد دارم چند وقت پيش براي دعوت از بازيگر نسبتاً معروف تلويزيوني وقتي اقدام كرديم، صريحاً به ما گفت اگر فلان مبلغ را بدهيد ميآيم در غير اين صورت نميتوانم دعوت شما را قبول كنم و چون توان پرداخت نداشتيم دعوت ما را نپذيرفت!
حالا همين اهالي تلويزيون ميگويند ما برنامههاي تلويزيوني را نميبينيم زيرا كيفيت ندارد! جالب است كه اين حرف از زبان خودشان زده ميشود، اما چرا اين افراد برنامههاي تلويزيون را نميبينند آيا خودشان ميدانند چه جنسي به مردم قالب ميكنند كه اين چنين از كيفيت آن ميگويند؟! در واقع آنها با اين اظهار نظر ميگويند ما در ارائه وظايفمان كمفروشي ميكنيم و اين توهين به مردمي است كه آنها را بهعنوان هنرمند پذيرفتهاند؛ البته در وراي اين حرفها، مسائل ديگري هم نهفته است ازجمله آنكه اين نظرات نشاندهنده از خود بيگانگي اين افراد و بيهويتيشان است يا آنكه غربزدگي اين گروه تا به آنجا پيش رفته است كه مانند معتمدآريا تلويزيون و سينما را بدون داشتن سه اصل سكس، خشونت و شراب؛ يعني سه منكر الهي هنر نميدانند كه اين نوعي خودفروشي به شيطان است و بازهم در اينجا مسئله بيهويتي و پايين بودن سطح فرهنگي اين گروه از بازيگران مطرح ميشود.
اين يك حقيقت است كه برخي از بازيگران تلويزيون و سينما بدون علم به كار تنها از روي ظاهر يا رابطهگرايي هنرمند شدهاند و از نظر سطح فرهنگي چندان صعودي نداشتهاند؛ براي همين بيهويتي برخي از اين افراد با چنين ادعاهاي روشنفكرانهاي، زنگ خطري است كه بايد آن را جدي گرفت، زيرا با حمايت همين رسانه ملي، اين افراد كمكم جايگزين مشاهير علمي و فرهنگي و هنري شدهاند و براي بسياري از جوانان و نوجوانان الگوي مرجع گرديدند. اينكه فردي با بودجه دولتي و خزانه مسلمين به شهرت برسد و بعد با پزي مدعيانه، خود را تافته جدابافته از نظام بداند، قدرمسلم نوعي خيانت محسوب ميشود؛ اگر برنامههاي تلويزيون ايران بد است شما كاري كنيد تا خوب شود مگرنه اينكه صاحبان هنر تصوير و رسانه شما هستيد؟! البته منظور آن نيست كه مانند كمونيستها فضاي امنيتي براي هنر بسازيم، بلكه ميبايد كار فرهنگي هدفمند باشد و كه نتيجتاً شيوهها و مديريتهاي فرهنگي هم ميطلبد لذا اگر قرار است از بلندگويي براي انتقال پيام استفاده كرد بايد بلندگوي سالمي باشد.