اصولاً نفس انتشار انديشه در حوزههاي متعدد در نظام انقلاب اسلامي نهتنها منعي نبايد داشته باشد بلكه بايد مورد استقبال همه جريانات سياسي و فرهنگي قرار گيرد و آنچه بايد از قلمرو اين اصل صيانت نمود، سوءاستفاده و برداشتهاي غيركارشناسانهاي است كه توسط جريانات افراطي سياسي و برخي متوليان امر فرهنگي با جريانسازي رسانهاي صورت ميپذيرد. آزاد انديشي در قلمرو كليه مسائل، مشروط به اين است كه با سير تعالي معنوي جامعه در تعارض نباشد و منافع عمومي را خدشهدار ننمايد و فلسفه آزادي بيان، تقابل انديشههاي صحيح و نادرست و تضارب آراي مختلف است و ليكن رهزنان انديشه درصدد تغيير افكارجامعه به سمت مباني غيرعقلاني و بر پايه جامعه لهوي ميباشد.
بيشك اينچنين صحيح نيست كه هر صاحب تريبوني با كمك ابزارهاي رسانهاي در فضاي مجازي و نوشتاري، به طور آزادانه انديشههاي فاسد و برپايه وهميات نفساني خويش را در فضاي جامعه پراكنده نمايد، چراكه افكار و انديشه افرادي همچون فرد نوپا به قول اميرالمؤمنين علي (ع) همانند زمين آمادهاي است كه هر بذر و نهالي كه در آن كاشته شود، جذب و براساس همان انديشه، شخصيت خود را پايهگذاري مينمايد و فردي كه داراي قدرت تحليل درست از شبهات نباشد نميتواند يك نحله فكري باطل را اخذ و در گوشهاي از حافظه خود نگهداري كند تا بعدها آن را با ديگر افكار و انديشهها مقايسه و داوري كند، بلكه فوراً آن را در دل كاشته و زماني نميگذرد كه وجود او را پر از علفهاي هرز فرا ميگيرد.
البته از اين نكته نيز نگذريم كه افراد يك جامعه بايد انديشه و فضاي فكري خود را با كثرت مطالعه كتابهاي سودمند ورزيده نمايند تا بتوانند امكان ارزيابي و صحت انديشههاي مختلف را داشته باشند و ليكن واقعيت فضاي كنوني جامعه با وجود درصد ناچيز سطح مطالعه افراد و از سوي ديگر معاندين و مغرضين نظام با تمسك به آزادي انديشه و آزاد انديشي اقدام به اشاعه و افكار جهتداري كه جزئي از چارچوب طرح مخدوش كردن باورها و اعتقادات مبتني بر مبادي ديني ميباشد، نيست.
چنانچه سوداگران زر و زور از روي اغراض مادي و شيطاني مانع رسيدن پيام آزادي بخش دين به گوش جان انسانها گردند، اقتضا ميكند اين اصل دقيقاً تبيين شود تا شرايط ابلاغ پيام حق به تمام افراد بشر فراهم گردد. مسلماً اصل آزادي بيان كه پشتيبان و مدافع اصلي عرضه انديشههاي منبعث شده از مباني ديني و عقلاني است، مورد احترام براي همه جريانات سياسي و فرهنگي كشور است و مهم آن است كه متوليان عرصه فرهنگي، چارچوبها را مطابق منابع ديني و ملي استخراج و فرهنگسازي كنند.