رابطه طلبه با استاد به راستي نمايانگر طالب علم بودن او بود و استاد به گونهاي عمل ميكرد كه بودن در كلاس او و آموختن از او خود انگيزهاي كافي براي پذيرش هر سختي از سوي طلبه. اين ضربالمثل رايج در ادبيات ما كه «جور استاد به از مهر پدر» خود نشانگر جايگاه استاد در سنت ماست. به نظر برخي ما در نظام آموزشي قديم خود استادمحور بودهايم اما بايد ديد رابطه استاد و دانشجو در ساختار جديد و دانشگاههاي امروزي چگونه طراحي شده است؟ استاد يك درس براساس چه معيارهايي چه وظايفي بر عهده دارد و احساس و نوع رابطه دانشجو با او چگونه است؟ دانشجو به چه ميزان خود را نيازمند بودن در كلاس استاد و آموختنش را وابسته به وجود استاد ميداند؟ در نهايت رابطه استاد و دانشجو به شكل كنونياش در دانشگاههاي كشور نمونه موفقي بوده است يا خير؟
ابتدا بهتر است نگاهي به روند جذب اساتيد در دانشگاه يا به عبارت دقيقتر «روند جذب هيئت علمي» بيندازيم. يك فرد بايد چه ويژگيهايي داشته باشد كه به عنوان يك استاد پذيرفته شود. طي چه فرآيندي يك فرد به عنوان شخصي كه حداقل به مدت 30 سال مهمترين وظيفه يعني تربيت نيروهاي تحصيلكرده را به عهده ميگيرد، پذيرفته ميشود؟ در سال 86 مصوبهاي در مورد جذب اعضاي هيئت علمي دانشگاهها و مؤسسات آموزشي و پژوهشي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصويب شد كه تركيبي از اعضاي شورا به صورت اعضاي حقيقي و حقوقي عبارت از رئيس نهاد مقام معظم رهبري، وزير علوم، وزير بهداشت و نماينده رئيسجمهور در هيئت عالي گزينش و همچنين از اعضاي حقيقي شوراي عالي انقلاب فرهنگي و دو دبير هيئت مركزي جذب و نماينده دانشگاهها در اين هيئت حضور دارند. اهداف اين هيئت عالي، ساماندهي امور جذب در چارچوب نقشه جامع علمي، عادلانه شدن جذب و جذب اعضاي اصلح است و در واقع اين هيئت هيچگونه كار اجرايي به عهده ندارد بلكه تنها مسئوليت سياستگذاريهاي كلان در جذب اساتيد را عهدهدار است. همچنين هيئت مركزي جذب وظيفه هماهنگي و نظارت در برخي امور كه از طرف هيئت عالي به آن واگذار ميشود را دارد. هر سال دو بار در ماههاي شهريور و بهمن براي جذب اعضاي هيئت علمي فراخوان داده ميشود كه اين فراخوان ابتدا به صورت غيرمتمركز و پس از آن به صورت نيمهمتمركز است. اين فراخوان از سوي وزارت علوم، وزارت بهداشت و دانشگاه آزاد اعلام ميشود و دسترسي به پروندهها نيز فقط از سوي دانشگاهها صورت ميگيرد كه پس از بررسي، فرد را به صورت يك ساله استخدام ميكنند تا مراحل بعدي طي شود. تمام اختيارات جذب هيئت علمي بر عهده دانشگاههاست، به طوري كه دانشگاههاي داراي هيئتمميزه اين مسئله را در هيئتمميزه بررسي ميكنند و دانشگاههايي كه هيئتمميزه ندارند، ميتوانند كارگروه تشكيل داده و شاخصهاي علمي فرد را بررسي كنند.
از سال 87 تا اول شهريور امسال، جذب و ارتقاي وضعيت براي 26 هزار و 601 نفر صورت گرفته است. تعداد جذب اعضا نيز در سالهاي گذشته 3 هزار و 122 نفر بود كه به بيش از 26 هزار نفر رسيد.
در كنار هيئت عالي جذب كه نقش سياستگذاري را به عهده دارد، مركز جذب هيئت علمي در وزارت علوم وظيفه اجرايي را عهدهدار است. اين هيئت ابتدا در فراخواني از دانشگاهها و مؤسسات آموزشي ميخواهد اعلام نياز كند و پس از آنكه نيازها مشخص شد از دانشجويان و فارغالتحصيلان مقطع دكترا در رشتههاي مختلف دعوت به عمل ميآيد تا اولويتهاي خود را انتخاب كنند. در سال جاري تعداد 25هزار نفر براي جذب به عنوان استاد ثبتنام كردهاند كه پس از تطبيق اين نيازها و درخواستها كساني كه انتخاب ميشوند اگر از مرحله گزينش اعتقادي عبور كنند، ميتوانند فعاليت خود را به عنوان استاد آغاز كنند. وقتي تنها اشاره كوچكي به روند اداري جذب استاد اينقدر طول ميكشد، معلوم است گذر كردن از آن در واقعيت چقدر زمانبر است اما نتيجه اين روند اداري پيچيده و زمانبر در بسياري موارد موفقيتآميز نيست.
همه كساني كه دورهاي در دانشگاه دانشجو بودهاند، ميدانند قشر قابلتوجهي از دانشجويان به دنبال بهانه براي فرار از كلاس هستند و ديگر خبري از كلاسهايي كه دانشجويان به خاطر آن سختيهاي بسياري تحمل ميكردند، نيست. وقتي علت را از دانشجويان جويا ميشوي، پاسخ در بيشتر موارد بهدردنخور بودن كلاس و ناتواني استاد در ارائه دروس است. از طرفي دانشجو تمايلي به شركت در كلاس ندارد و از طرفي استاد نيز هيچ وظيفهاي براي خود در جذب دانشجو قائل نيست.
علاوه بر ضعف اساتيد در ارائه دروس بهروزنبودن اساتيد و استفاده از مطالب قديمي و تاريخ گذشته از ديگر مشكلات است. گاهي مطالبي از يك كتاب توسط استاد تدريس ميشود كه نويسنده آن كتاب، خود آن را اصلاح كرده است اما استاد همچنان با اصرار از نمونه قديمي كتاب استفاده ميكند.
دور بودن استاد از دانشجو و نگاه «از بالا به پايين استاد به دانشجو» نيز از ديگر عوامل عدم موفقيتآميزبودن رابطه استاد و دانشجو در ساختار آموزشي جديد است. استاد تلاش ميكند تا آنجا كه ممكن است خود را از دانشجو دور نگه دارد تا جايي كه دانشجو براي حل مشكل خود در مقابل استاد، اغلب خود را در جايگاه التماس كردن قرار ميدهد و تصور رابطهاي صميمي با استاد را به ذهن خود نيز راه نميدهد.
اصطلاح «نورچشميهاي استاد» بيانگر يكي ديگر از مشكلات رابطه اساتيد با دانشجويان است. گاهي يك دانشجو ميتواند با اتفاقي توجه استاد را به خود جلب كند و پس از آن با نزديكتر شدن به استاد و كمك به استاد در انجام برخي كارها (انجام پروژه، بررسي كارنوشتها و تحقيقات دانشجويان و. . . ) ميشود نورچشمي استاد و ميتواند به راحتي بر اين رابطه براي كسب نمره بهتر حساب باز كند.
تمامي اين موارد نشان ميدهد در جذب و ارتقاي علمي اساتيد در دانشگاه علاوه بر داشتن مقاله و كتاب و ديگر تواناييهاي علمي، بايد تواناييهاي ديگري چون رفتار عادلانه با دانشجويان، عشق به علمآموزي و توانمندي استاد در ايجاد رابطهاي صميمي و تأثيرگذار با دانشجو نيز منظور شود.
*
كارشناس ارشد جامعهشناسي