
تقريباً دو سال گذشته، از روزهايي كه فيلم اصغر فرهادي در هر جشنواره سينمايي كه حاضر ميشد با دست پر بيرون ميآمد و بهترين جايزه فستيوالهاي جهاني براي «جدايي» اصغر فرهادي كنار گذاشته شده بود.
برلين، گلدن گلوب و اسكار تنها بخشي از چندين و چند جايزه بزرگ و كوچكي بود كه اصغر فرهادي آنها را به كلكسيون جوايز« جدايي» اضافه ميكرد. اما امسال بعد از غيبتي يكساله فرهادي با فيلم جديدش كه از نظر ساختار بسيار جلوتر از «جدايي» است به عرصه جشنوارههاي جهاني بازگشت. زماني كه اتحاديه اروپا جايزهاي را به فيلم ساخته نشده اصغر فرهادي داد، اين سؤال در ذهنها شكل گرفت كه آيا اين بار سونامي كه «جدايي» در جشنوارهها به راه انداخته بود با شدت بيشتري تكرار ميشود؟ وقتي خبر استقبال بينظير تماشاگران از «گذشته» را در جشنواره كن خوانديم، نخل طلا را براي اين فيلم رزرو شده ميپنداشتيم. اما فرانسويها در كمال تعجب نخل طلا را به «آبي گرمترين رنگ است» دادند تا فيلمي در ستايش همجنسگرايي را به «گذشته» بيحاشيه و بدون صحنههاي غيراخلاقي ترجيح دهند. «گذشته» از جهت آنكه تصويري كه از يك مرد ايراني نشان ميدهد چندان با فرهنگ رسمي ما همخواني ندارد، از سوي منتقدان داخلي مورد نقد قرار گرفت اما ساخت و انسجام فيلم آنقدر استاندارد و منطبق با سينماي مورد علاقه فرهادي بود كه كمتر كسي ميتوانست از آن ايراد فني بگيرد.
بنابراين عدم موفقيت اين فيلم در «كن» و ادامه ناكاميهاي پياپي اين فيلم خوب در جشنوارههاي ديگر كه سهگانه جوايز گلدن گلوب، انجمن منتقدان سينماي امريكا و اسكار است، چيزي بيشتر از يك اتفاق ساده در عالم سينما است. فرانسويها حتي حاضر نشدند فيلم فرهادي را به اسكار معرفي كنند. برعكس آنچه در داخل كشور رخ ميدهد و خيليها براي موفقيت فيلم «گذشته» دعا ميكنند، انگار آن سوي مرزها و درست در جلسات تصميمگيري فستيوالهاي جهاني هيچ كس «گذشته» را دوست ندارد! اين بار انگار فرهادي آنطور كه جشنوارهها دوست داشتند، فيلم نساخته است.
فرهادي در گذشته به كسي فحش نداده، چيزي را سياه نشان نداده، از نااميدي حرفي نزده، اين بار مرد ايراني به همسرش خيانت نكرده و شايد همه اينها باعث شده «گذشته» از چشم جشنوارهها بيفتد. آنها عادت دارند به فيلمهايي از ايران جايزه بدهند كه خودمان از ديدن آنها شرمنده شويم و تصويري كه از كشورمان در آن ميبينيم، شبيه بالا آوردن غذاي مسموم از ته معده باشد. فرهادي با آثاري كه در سينماي ايران خلق كرده است، هيچ وقت براي ما تمام نميشود اما با اين بيمهري كه از سوي جشنوارهها به «گذشته» ميشود، انگار پالسهايي به فرهادي فرستاده ميشود كه اگر ميخواهي به اين سبك فيلم بسازي براي ما تمام شده به حساب ميآيي.