حضرت امام خميني (ره) در وصيتنامه سياسي- الهي خود ميفرمايند، در صدر اسلام بيشترين ضربهها را به اسلام، با نام اسلام زدند و بيشترين ضربهها را به قرآن، با نام قرآن زدند. اين يك سؤال مهم و اساسي است كه چگونه با نام قرآن، به قرآن ضربه زدند. بررسيهاي تاريخي نشان ميدهد كه منافقين و بيماردلان با استناد به متشابهات قرآن، در جامعه اسلامي فتنه به پا ميكنند و با نام قرآن به قرآن ضربه ميزنند.
قرآن خود اين واقعيت را در آيه هفتم سوره آل عمران اينچنين بيان ميدارد: « هو الذي أنزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هن أم الكتاب وأخر متشابهات فأما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة وابتغاء تأويله...»؛ او كسي است كه اين كتاب را بر تو نازل كرد، كه قسمتي از آن آيات «محكم» [صريح و روشن] است كه اساس كتاب ميباشد و قسمتي از آن، «متشابه» است [داراي تفسيرهاي گوناگون]. آنان كه در قلوبشان انحراف است به دنبال متشابهاتند، تا فتنه انگيزي كنند و مردم را گمراه سازند و تفسير نادرستي بر آن ميطلبند.
از آيه مذكور به دست ميآيد، آيات قرآن به دو بخش محكمات و متشابهات تقسيم شده است. آيات محكم، آياتي است كه مفهوم آن صريح و روشن بوده و نميتوان با برداشتهاي گوناگون آن را تفسير كرد. از منظر قرآن، اين آيات «امالكتاب» بوده و اصل، مرجع و توضيحدهنده آيات ديگر است. اما دسته دوم آيات متشابه هستند. متشابهات، آياتي هستند كه تفسيربردار بوده و ميتوان از آن برداشتهاي متفاوت و بعضاً متضاد داشت. از نظر قرآن بايد اين نوع آيات را با رجوع به آيات محكم تفسير كرد. با وجود چنين هدايتي از سوي قرآن براي فهم متشابهات،منافقان و بيماردلان براي پيشبرد مقاصد خود و فريب مسلمانان، عمدتاً از آيات متشابه استفاده كرده تا حرف خود را ثابت نمايند.
در جامعه اسلامي، محور و فصلالخطاب ولايت فقيه است. اوست كه بايد تبعيت شود و بر اساس اين تبعيت همگاني از مقام ولايت است كه جامعه به وحدت و انسجام دست يافته و در پرتو اين همدلي و يكآهنگي، به پيش ميرود. حضرت امام خميني (ره) بر اساس چنين باوري نسبت به جايگاه ولايت فرمودند: «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكتتان آسيب نرسد.» يكي از شئون ولايت، وحدتبخشي توأم با هدايت است.
حضرت زهرا سلام الله عليها با توجه به حوادث پس از رحلت پيامبر (ص) و در دفاع از جايگاه مقام ولايت، فرمودند:«وجعلها نظاما للامه»؛ خداوند ولايت را براي نظم بخشي و وحدتبخشي امت قرار داد.
سؤال اين است كه چرا با وجود ولي فقيه با وجود امام و رهبري، در ميان پيروان، وفاداران، طرفداران و به عبارت ديگر در ميان امت امام و رهبري، اختلافات و تنشها وجود دارد؟ همه نيروهاي جامعه اسلامي اعم از احزاب، گروهها و اشخاص سياسي، از ولايت، از امام و رهبري دم ميزنند، لكن از آن وحدت و انسجام ميان آنان نه تنها خبري نيست، بلكه در مواقعي، نوعي صفآرايي نسبت به يكديگر از ناحيه آنان مشاهده ميشود. دليل آن به همان موضوع قرآني برميگردد. سخنان و كلمات امام و رهبري نيز داراي محكمات و متشابهات است. برخي از افراد داراي نفاق و بيماردلي كه به دنبال منافع خود و اهداف حزبي و باندي خويش هستند، با استناد به متشابهات، امام را آنگونه كه ميخواهند تفسير ميكنند و براساس تفسير خود از امام و رهبري عمل مينمايند.
اين در حالي است كه بايد متشابهات كلام امام و رهبري را به عنوان ولي فقيه، به محكمات كلام آنها ارجاع داد، به عنوان مثال حضرت امام(ره) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامي، داراي كلامهاي بسيار محكم، صريح، روشن و بدون تفسيربردار، در موضوع ماهيت امريكا و دشمني اين كشور با مسلمانان، بشريت و خصوصاً ملت مسلمان و انقلابي ايران هستند. مواضع امام و رهبري در خصوص رژيم صهيونيستي از استحكام برخوردار است. سخنان امام و رهبري در موضوع حمايت از ملتهاي مظلوم و تحت ستم به ويژه ملت مظلوم فلسطين از محكمات است. مواضع رهبري در سالهاي اخير در برابر تهاجم فرهنگي، شبيخون فرهنگي و قتل عام فرهنگي دشمنان صريح و روشن است.
حضرت امام خامنهاي (مدظلهالعالي) داراي كلامهاي روشن در موضوع جنگ نرم، اصلاحات امريكايي، براندازي نرم و فتنه امريكايي سال 1388 هستند. مواضع رهبري در موضوع حجاب و عفاف و خطر شبكههاي ماهوارهاي معاند انقلاب اسلامي، بسيار صريح، روشن و محكم است. سخنان رهبري در موضوع مبارزه با مفاسد اقتصادي و ضرورت مبارزه با مفاسد، از محكمات قطعي است. سخنان و كلام رهبري نسبت به وظايف دولت در قبال مسائل فرهنگي و اخلاقي جامعه كاملاً روشن است.
با اين وجود، مشاهده ميشود كه بسياري از جريانهاي سياسي، گروهها، اشخاص و به ويژه مسئولان حكومتي در سخن، از ولايت و رهبري سخن ميگويند، لكن در عمل به گونهاي ديگر هستند. دليل اين نوع رفتار تمسك به متشابهات از كلام رهبري است، در حالي كه بايد اين متشابهات را به محكمات ارجاع داد و براساس آن محكمات عمل كرد.