رئيس سازمان حفاظت محيط زيست از سقوط 61 پله در رده بنديهاي جهاني محيط خبر داد كه اين خبر به تنهايي زنگ خطر و شرايط بحراني حوزه محيط زيست را گوشزد ميكند.
معصومه ابتكار ظهر روز پنجشنبه در جلسه شوراي اداري مديران استان گلستان، با تصريح بر اين نكته كه طي 10 سال گذشته ايران در رده بنديهاي جهاني و منطقهاي، شاخصهاي محيط زيستي 61 پله سقوط كرده است و شاخصهاي ملي ما نيز همين موضوع را تأييد ميكند، ابراز داشت: كشور ما در زمينه محيط زيست از شرايط خوبي برخوردار نيست كه بايد تلاش كرد در اين زمينه به يك رويكرد اساسي در همه فعاليتهاي توسعهاي، صنعتي و ديگر موارد توسعه توجه شود و با روشهاي سختگيرانهتر همراه با محيط زيست همراه شود و در كنار مطالعات فني كه براي اجراي طرحها صورت ميگيرد مطالعات زيست محيطي هم به طور جدي دنبال شود.
وي ادامه داد: در حال حاضر در كشور ما 6/3 درصد بيشتر از ظرفيتهاي طبيعي استفاده ميكنند كه اگر با اين الگو پيش برويم محيط زيست كشور روز به روز بيشتر نابود ميشود، ضمن آن كه هم اكنون مصرف انرژي در كشور پنج برابر كشورهاي ديگر است و در زمينه تخريب منابع آبي و رودخانهها در ردههاي اول دنيا هستيم. در حالي كه ما نبايد در طرحهاي توسعه به صورت بلدوزر وار پيش رويم و در كنار پيشرفت و توسعه بايد به مسئله محيط زيست نيز توجه داشته باشيم و كاري كنيم كه حداقل آسيبها به محيط زيست وارد شود، چراكه توجه به اين امر توسعهاي همه جانبه را به دنبال دارد.
ابتكار با عنوان اينكه محيط زيست براي تسلط و تخريب نيست و اين مواهب الهي قانون خاص خودش را دارد، اظهار داشت: ايران هفتمين توليدكننده گازهاي گلخانهاي در جهان است و اين امر باعث شده كشور طي سالهاي اخير حدود 5/1 تا سه در جه گرمتر شود و اين امر باعث تبخير بيشتر و تغيير الگوهاي اقليمي در كشور خواهد شد.
تركيبي از مخربترين عوامل تخريب محيط زيست
همزمان با مطالعه اين گزارش، بحرانهاي مختلف زيست محيطي در ذهن خواننده شكل ميگيرد. بحران هايي كه همگي معلول ناكارآمدي مديريتي برخي از مديران، فقر فرهنگي، تطميع و نابودي منابع طبيعي توسط مردم محلي، قاچاق وخريد و فروش حيوانات وحشي و گزينههاي بسياري است. در ادامه به اهم اين موارد اشارههايي خواهد شد.
1- يكي از مهمترين عوامل تخريب محيط زيست، به ويژه محيط زيست طبيعي، سياستهاي ناكارآمد و يكسو نگرانه عمراني و توسعهاي در چند سال گذشته بوده است. به گونهاي كه اين سياستها به طور تجريدي تنها به كميت و افزايش پروژههاي عمراني، چون جادهسازيهاي بدون مطالعه و غير كارشناسانه از وسط زيستگاههاي حيات وحش و قرقگاههاي حيوانات بوده است كه متأسفانه اين مظاهر مدرن شهر نشيني بلاي جان حيوانات با ارزشي مانند پلنگ شده است. به گونهاي كه مصداق اين گفته در قلع و قمع و كشته شدن 10قلاده پلنگ از ابتداي سال 92قابل دريافت است.
2- عامل ديگري كه باعث تحليل رفتن و تخريب بيش از پيش محيط زيست شده است، بحث گراني چند برابري و رخداد بازار سياه در حوزه املاك و مستغلات است كه از چند سال گذشته كليد خورده است. اين امر به تنهايي براي نابودي و تخريب بخش هايي از محيط زيست، مانند حواشي جنگلهاي مشرف به دريا، مانند جنگل نوركافي به نظر ميرسد. همانطور كه در چند وقت گذشته مردم محلي به اغفال و تطميع سوداگران بازار ملك و مسكن، اقدام به آتش زدن جنگلها و اسيدپاشي به ريشه درختان كردهاند. شيوه ناجوانمردانهاي كه به جز درختان، بسياري از گونههاي حيواني و گياهي ناياب را هم نابود كرده است.
اتفاقاتي از اين دست در تابستان 92 به اوج خود رسيد و كمتر روزي بود كه گزارش آتشسوزيها رسانهاي نشود؛ آتش سوزيهايي كه بنا به گفته كارشناسان، انسان محوربودهاند.
3- رواج خرافات درباره حيوانات در برخي از مناطق كشور مانند شهرستان ابهر در استان زنجان، دليل ديگري از بداخلاقي با طبيعت و رفتار سوء با محيط زيست است. چراكه در بسياري از مناطق، از جمله اين شهرستان شكار حيواناتي همچون گرگ، كفتار، پلنگ، خرس و جغد، يك ارزش تلقي ميشود و به اين صورت گونههاي بسيار با ارزشي از حيوانات، مانند پلنگ و جغد در خطر انقراض قرار گرفتهاند كه متأسفانه آموزشهاي جنبي هم نتوانسته در اين خصوص تغييري در ديدگاه مردم بهوجود بياورد.
4- قاچاق حيوانات با ارزش چون شير، پلنگ، تمساح، يوزپلنگ و پرندگاني مانند هوبره، باز شكاري، جغد وانواع پرندگان شكاري عامل ديگر فرسايش و تخريب طبيعت است؛ به گونهاي كه در چند سال اخيرحتي خود اعراب حاشيه خليج فارس با حضور در بيابانهاي اطراف خراسان به زندهگيري هوبره و باز و بسياري از پرندگان و حيوانات اقدام كردهاند كه در آن طرف مرزهاي كشورمان حيوانات را به قيمتهايي نجومي به فروش برسانند.
5- مورد بعدي شكار بيرويه و وحشيانه پرندگان حلال گوشتي چون كبك، قرقاول، مرغابي و اردك يكي از معضلات بسيار بزرگ شهرهاي شمالي كشور، به ويژه فريدونكنار است كه متأسفانه سابقه شكار پرندگان در اين شهر به 400سال پيش برمي گردد و مقابله با چنين رويه ناشايستي كاري بس مشكل است. به گونهاي كه روز گذشته علي قاسمي فرماندار فريدونكنار با نازيبنده خواندن چهره بازار فروش پرندگان براي اين شهر، از رسانهها خواسته است كه به اين معضل ورود كنند و با اطلاعرساني و پيگيريهاي رسانهاي خود مانع از شكار بيرويه پرندگان شوند. فرماندار فريدونكنار گفته، درصورت بروز چنين اتفاقي پنج تا 10 سال بعد ديگر پرندهاي در فريدونكنار مشاهده نميشود چه برسد به اينكه بخواهيم صيد هم داشته باشيم.
با اين اوصاف سازماني چون سازمان حفاظت از محيط زيست كشور يكه و تنها و با مشكلات خاصي چون، بودجه ناكافي، نداشتن نيروهاي كار آمد و محيط بانان، عدم برخورد محيط بانان با ناقضان و متجاوزان به طبيعت، مشكل در روابط و مناسبات اداري كه بسياري از سياستهاي اين سازمان به چند ده سال گذشته مربوط ميشود و مشكلاتي از اين دست، تنها مانده است. از سوي ديگر به نظر ميرسد كه مسئولان ما در شرايط بسيار بحراني امروز قصد همكاري و همپوشاني سياستي كلي را در اين رابطه ندارند و هر يك سعي ميكند در وهله نخست بيدردسرترين راه همكاري را پيشنهاد دهد؛ راهي كه به واسطه آن تمام منافع خود را در نظر بگيرند.
اين در حالي است كه چنين نگاهي به معضل دامنگيري چون بحرانهاي زيست محيطي حال حاضر كشور، خود آفت است و تا قيام قيامت اين نابساماني، سامان نخواهد يافت. از اين رو به نظر ميرسد كه مسئولان ارشد دولتي بايد به صورت جدي به مشكلات زيست محيطي كشور ورود كنند.