سينماي امريكا در هر رخنهاي رسوخ و درباره هر موضوعي فيلم توليد كرده است اما يكي از سوژههايي كه سينماي امريكا تا كنون نخواسته نگاهي به آن بيندازد، بحران بردهداري است كه گذشته شرمآوري را براي تاريخ اين كشور رقم ميزند. حالا به جاي سينماگران امريكايي كه از بازگشت به گذشته شرمآور امريكا ابا دارند، انگليسيها دست به كار شدهاند و فيلم ستايش شده «21 سال بردگي» را ساختهاند. آيا اسكار امريكايي به اين فيلم جايزه خواهد داد؟
فيلم «12 سال بردگي» به كارگرداني هنرمند و فيلمساز انگليسي، استيو مك كوئين تقريباً ستايش منتقدان سرتاسر جهان را برانگيخته است. يكي از تحليلگران حتي اين فيلم را بزرگترين اثري كه تاكنون درباره بردهداري امريكا ساخته شده خطاب كرده است. اما در امريكا بسياري از مردم ميپرسند كه چرا ساخته شدن فيلمي كه وضعيت اسفبار و وحشتناك اجداد برده آفريقايي امريكا را به تصوير بكشد و جانب عدالت در آن را رعايت كند اينقدر طول كشيده است و چرا هيچ فيلمساز امريكايي با وجود مدرنترين و پيشرفتهترين تكنولوژيهاي روز سينما در اين كشور تا پيش از اين در مواجهه با گذشته شرمآور كشور خود موفق نشده اثري در حد قد و قامت فيلم انگليسي «12 سال بردگي» و قدرت راسخ و دقت تاريخي آن را بسازد ؟ نكتهاي كه يك سايت امريكايي از آن به عنوان نوعي رسوايي ياد ميكند.
سايت تحليلگر سينمايي ورايتي نوشته است: «اين يك رسوايي است كه بعد از اين همه مدت به جاي يك كارگردان امريكايي، يك كارگردان انگليسي بيايد و با اين موضوع تاريخي شاخ به شاخ شود.»
فيلم «12 سال بردگي» كه به نظر ميرسد ميتواند گزينه خوبي براي دوبله و پخش از صدا و سيما در ايام نوروز باشد، اثري زيبا از لحاظ بصري و البته خشونتآميز از نظر محتوايي است. به ويژه پس از آنكه مقام معظم رهبري نيز در سخنرانيهاي اخيرشان تأكيد ويژهاي بر مطالعه كتابهايي چون «ريشهها: رنجنامه سياهان امريكا» الكس هيلي داشتهاند. حالا اين فيلم ميتواند مرور تصويري كتاب مورد اشاره رهبر باشد هرچند كه به نظر ميرسد هيچ فيلمي هيچگاه نتواند عمق فاجعه بردهداري را به آن شيوه كه از زبان «ريشهها» الكس هيلي واگويه شده است، به صحنه نمايش بياورد و توصيف كند.
داستان «21 سال بردگي» درباره زندگينامه يك مرد سياهپوست به نام «سليمان نورساپ» است. يك مرد آزاد اهل شمال نيويورك كه بردهداران او را در سال 1841 ميدزدند و به واشنگتن منتقل ميكنند. سليمان خيلي زود ميفهمد كه براي زنده ماندن راهي جز رها كردن تحصيل ندارد. او بايد دست از لابه و التماس براي آزادي بر دارد و در مقابل يك رژيم آپارتايد با خشونت غيرقابل وصف را تحمل كند. اين فيلم انگليسي، شكنجههاي روحي و رواني و فيزيكي بردگان را به تصوير ميكشد و البته هيچگاه واقعيات را آن گونه كه بوده است، توصيف نميكند. نه اينكه ضعف از اين فيلم باشد، چراكه ياراي توصيف عمق فاجعه را هيچ رسانه تصويري ندارد.
21 سال بردگي از شانسهاي دريافت جايزه اسكار محسوب ميشود؛ بزرگترين و معتبرترين جايزه سينماي جهان و البته امريكا كه ترجيح ميدهد بدون كوچكترين اشارهاي از 400 سال شرمآور بياعتنا رد شود و در عوض بيش از 300 فيلم درباره هولوكاست بسازد. عجيب است كه چنين سينمايي بخواهد با جشنواره انحصاري خود به فيلمي كه برايش يادآور خاطرات تيره و تار و شرمآور گذشتهاش است، جايزه بدهد!