
برخي از نشريات اصلاحطلب علاقه خاصي به هنرمندان پيش از انقلاب دارند، علاقهاي كه ميتوان آن را در مصاحبههاي پي در پي اين نشريات با آن هنرمندان مشاهده كرد. اگرچه هر وقت اين نشريات به سراغ هنرمندي رفته و وي را در دايره توجه خود قرار دادهاند، در پس آن ميتوان نگاههاي تند سياسي و نيت بهرهبرداري از آن را به خوبي مشاهده كرد. نگاهي ماكياوليستي كه حتي از هنرمندهاي گوشه گير و بازنشسته نيز براي رسيدن به منافع سياسي خود صرف نظر نخواهد كرد.
متأسفانه بسياري از بازيگراني كه امروزه گرد پيري روي صورتشان نشسته است، در پيش از انقلاب سابقه فعاليتهاي غير قابل دفاعي دارند و حتي نميتوان آن كارها را در قالب يك اثر هنري تعريف نمود.
اما هم اكنون كه در سايه تساهل و تسامح يا حتي جذب حداكثري سوابق اين بازيگران ناديده گرفته ميشود و خود بازيگر نيز به خلق آثاري نو و در چارچوب ضوابط نظام اسلامي تأكيد دارد، باز هم شاهد اين هستيم كه نشريات تابلوداري سعي ميكنند به گذشته چوب بزنند و از چيزي كه از آن به عنوان منجلاب فرهنگي نظام سابق ياد ميشود، ماهي بگيرند.
اصرار بيش از حد براي گفتوگو با ناصر ملكمطيعي بازيگر فيلمفارسي و پرداختن به خاطرات فيلمهايي كه هم اكنون تنها بخشي از تاريخ سينما را اشغال كردهاند، چه سودي خواهد داشت؟
ملك مطيعي اعلام كرده است كه بعد از سه دهه ميخواهد دوباره در سينما فعاليت كند، فعاليتي كه قطعاً با آن چهره بزنبهادر و جاهل كلاه مخملي دهه 40 و 50 متفاوت است و امروز حداكثر كاري كه از اين پيرمرد براي سينما برميآيد، نقش پدربزرگي دلسوز خواهد بود! پس چرا به جاي آنكه فضا را براي يك فعاليت سالم هنري مهيا كنيم، باز هم بر طبل فيلمفارسي ميكوبيم؟
از سوي ديگر خانم سيمين غانم، خوانندهاي است كه كار خود را از پيش از انقلاب آغاز و بعد از انقلاب نيز در چارچوب قوانين وزارت ارشاد اقدام به برگزاري كنسرت براي بانوان كرده است.
اينكه يك روزنامه اصلاحطلب درست در زماني كه وزير ارشاد به خاطر اظهارنظرش درباره خوانندگي بانوان از سوي مراجع معظم تقليد و مجلس شوراي اسلامي تذكر دريافت كرده است، گفتوگو با اين خانم خواننده و تيتر زدن با عنوان «شرايط مناسب باشد آلبوم منتشر ميكنم» را دنبال ميكند جز سندسازي براي اظهارات وزير چه معنايي دارد؟! آيا آن روزنامه ميل دارد شرايط استيضاح جنتي زودتر فراهم شود؟ مسلماً حرمت تكخواني بانوان حكمي شرعي است كه نميتوان آن را با مصالح سياسي و نقطه نظرهاي يك سياستمدار يكي دانست.
دستاندركاران آن روزنامه هم قاعدتاً بايد از اين امر آگاهي داشته باشند كه در صورت عدم آگاهيشان تيتر درآوردن از آن گفتوگو كه بيشتر درباره زندگي روزمره سيمين غانم بوده است، ميتوانست به مسائل ديگري اشاره داشته باشد. تعمد لجوجانه براي رودررو قرار دادن دولت و شريعت كاري است كه پيش از اين نيز توسط رسانههاي مدعي اصلاحطلبي انجام شده است.
تكرار اين كار در شرايط فعلي بيش از اينكه نشاندهنده تفكرات دگم و غيرقابل تغيير اين گونه نشريات باشد، موقعيت متزلزل وزير ارشاد را بيثباتتر از گذشته خواهد نمود.
اگر روزي جنتي به پشتيباني رسانههاي اصلاحطلب دلخوش بود بايد امروز مواظب خود باشد كه مثل معروف دوستي خاله خرسه اين خود اصلاحطلب پندارها باعث لطمه خوردن بيش از پيش به وزارتخانهاش نشود.