در چند روز گذشته بانك مركزي بار ديگر سايت مرجع خود را دچار دگرگوني كرد و اين بار نام چندين مؤسسه و بانك را از ليست مؤسسات و بانكهاي مجاز خود حذف كرد. اين كار يعني اينكه اين مؤسسات از اين پس ديگر مجاز نيستند و مسئوليت سپردهگذاري و به خطر افتادن احتمالي سپردهها بر عهده خود مردم است. اما حذف يكباره اين اسامي و دو بانك خصوصي ديگر جو رواني منفي به بار آورده و بسياري از مردم به دنبال پس گرفتن پولهاي خود هستند.
اما چرا بانك مركزي پس از چند سال اكنون به فكر افتاده كه اين مؤسسات غيرمجاز هستند؟ چرا بانك مركزي با وجود هشدار رسانهها مبني بر رشد قارچگونه اين مؤسسات اقدام به جمعآوري و ساماندهي آنها نكرد؟
چرا بايد راه انداختن بقالي در كشور از فيلترهاي سخت بگذرد اما تاسيس مؤسسات با تابلوهاي بيشمار در سطح كشور به راحتي رخ دهد؟
تناقضهاي اينچنيني باعث شده بانك مركزي تحت فشار رسانهها و از روي احتياط ديروز بيانيهاي صادر و به جاي مؤسسات با مردم اتمامحجت كند! در اين بيانيه بانك مركزي بدون بيان اينكه چه مؤسساتي مجاز هستند و با مؤسساتي كه نام آنها حذف شده چه برخوردي خواهد شد، به مردم هشدار داده كه اگر پولتان را به اين مؤسسات بسپاريد هر چه ديديد از چشم خودتان ديديد!
بانك مركزي حداقل در دولت جديد كه شش ماهي از عمر آن ميگذرد چرا تازه فهميده كه شش مؤسسه اعتباري و دو بانك خصوصي در شرف تاسيس غيرمجاز هستند؟
جالب اينكه اين مؤسسات مدعي بانك شدن در آينده نزديك بودند، در حالي كه حتي مجوز مؤسسه هم نداشتند. برخي هم با اساسنامه تعاوني اعتبار كار ميكردند و ميكنند اما با تابلوي مؤسسه اعتباري آن هم با نظارت بانك مركزي فعاليت ميكنند.
بانك مركزي به جاي حل مسئله سعي در پاك كردن صورت مسئله دارد و به جاي تعيين تكليف شش مؤسسه اعتباري به مردم هشدار ميدهد. اگر بانك مركزي مسئول سياستگذاري و اعطاي مجوز به مؤسسات و بانكها هست پس چرا مسئوليت ساماندهي و پاسخگويي به مردم در قبال مؤسسات فعلي نيست؟
مگر ميشود در كشوري مؤسسهاي با وجود حكم دادگاه مبني بر عدم فعاليت و توسعه به راحتي آب خوردن شعبه داير كند و از برند بانك مركزي براي كسب سپرده بهره بگيرد.
چرا بانك مركزي حتي حاضر نيست از نام و برند معتبر خود دفاع كند؟مگر نام بانك مركزي و استفاده از آن در تابلوها نياز به اخذ مجوز ندارد؟پس چگونه است كه بانك مركزي نام و برند خود را حراج كرده و سر هر چهارراه و كوچهاي اين مؤسسات از اين برند به نفع خود استفاده ميكنند!
سؤال ديگر اينكه اگر بانك مركزي نميتواند(يا زورش نميرسد) اين مؤسسات را ببندد يا اصلاح كند پس چگونه زور مردم به اين مؤسسات برسد؟ چرا مسئوليت وظايف نظارتي را بر گردن مردم مياندازيد ؟
معلوم نيست بانك مركزي چرا كار اين مؤسسات و بانكها را يكسره نميكند تا هم خيال مردم و سپردهگذار راحت شود و هم بانك مركزي ديگر شاهد تجمعهاي مردم در مقابل ساختمان ميرداماد نباشد.
ابهاماتي كه اكنون در نوع رفتار متناقض بانك مركزي وجود دارد برخي را دچار شبهه ميكند كه برخي از قدرت مافوق قانوني برخوردار هستند و بانك مركزي قادر به مقابله با آنها نيست و لذا به مردم هشدار ميدهد كه شما مراقب خود باشيد. البته اين نوع رفتار در دولت قبل هم وجود داشت و يكشبه برخي مجوز بانك دريافت كرده بودند. حال به نظر ميرسد بانك مركزي در دولت جديد دو راه را در پيش گرفته كه اولاً در جامعه شوك ايجاد نكند و دوماً از طريق هشدار به مردم مؤسسات اعتباري غيرمجاز را تنبيه كند.
البته شايد در اين ميان فرضيه ديگري نيز دنبال شود و تحولات تازه در اسامي مؤسسات اعتباري و بانكها براي هدايت پول و سپردههاي مردمي به سمت بانكهاي بزرگ دولتي و خصوصي باشد تا از اين طريق بانكهاي فعلي به ويژه دولتي از سرمايه ْآورده خوبي برخوردار باشند. با اين كار شايد بانك مركزي قصد دارد بدون چانه زدن پول ارزان مردم را به بانكهاي دولتي و خصوصي ديگر هدايت كند.