او كه متولد 1312 بود، هنگام دفاع مقدس دهه پنجم عمر خود را پشت سر ميگذاشت و با اين وجود كمابيش تا انتهاي جنگ حضور فيزيكي در جبهههاي جنگ را ترك نكرد. امثال حاجي بخشيها در دفاع مقدس شايد از نظر قواي جسماني توانايي حضور مؤثر در ميادين نبرد را نداشتند، ولي وقتي قرار شد ارتشي بيست ميليوني از تمامي جوانان آن زمان كشور تشكيل شود، قاعدتاً چنين ارتشي پشتيباني همه جانبه مردم ايران را طلب ميكرد و پيرمردهايي چون حاجي هرچند شايد تنها به عنوان دادن روحيه به رزمندگان در جبهههاي جنگ حضور مييافتند، اما با اين حركت نماينده مردمي ميشدند كه هركدام به اندازه وسع و توان خود در دفع دشمن متجاوز نقش داشتند. به بهانه سالگرد درگذشت حاج ذبيح الله بخشي، گذري بر نقش مردمي در دفاع مقدس و حضور ريش سفيدان در ميادين جنگ خواهيم داشت.
كمكهاي مردمي
مساجد به عنوان يكي از اركان پيروزي انقلاب اسلامي، از بدو شروع جنگ تحميلي نيز نقشي محوري براي پشتيباني از جبههها را برعهده گرفتند و از اين رو گذشته از محلي به عنوان جذب و اعزام رزمندگان به جبهههاي جنگ، تبديل به سنگري براي جمع آوري كمكهاي مردمي شدند. حجتالاسلام رحماني مسئول ستاد جذب و هدايت كمكهاي مردمي در دوران دفاع مقدس در اين خصوص ميگويد: قبل از اينكه نيروهاي مسلح انسجام پيدا كنند و سپاه پاسداران كه در آن زمان نيرويي نوپا بود، شكل منسجمي به خود بگيرد، مردم بودند كه بار اصلي جنگ را به دوش ميكشيدند. در طول سالهاي دفاع مقدس مردم شهرها و روستاها كمكهاي ارزندهاي را به جنگ اهدا ميكردند و تمام مردم اعم از سرمايهدار و فقير نقش بسزايي در ارسال كمك به جبههها داشتند. بر اين اساس گروههايي در كشور بهوجود آمد كه مساجد و ائمه جماعات مساجد هم در بهوجود آمدن اين گروهها نقش داشتند.
به اين ترتيب كمكهاي مردمي بخش قابل توجهي از نيازهاي جبههها را برطرف ميكردند. اهميت اين پشتيباني تا آنجا بود كه وقتي گزارشي در خصوص عدم توزيع صحيح كمكهاي مردمي به جبههها به حضرت امام(ره) منتقل شد، ايشان ستاد جذب و هدايت كمكهاي مردمي به جبههها را براي تسهيل در اين امر در نظر گرفتند كه بر اين اساس و برحسب ميزان بالاي كمكهايي كه انجام ميگرفت، اين ستاد شش قرارگاه عمده ايجاد كرد. قرارگاههاي خاتمالانبياء در اهواز، قرارگاه نجف اشرف در باختران (كرمانشاه)، قرارگاه حمزه سيدالشهداء در اروميه، قرارگاه قدس در سنندج و قرارگاه نوح در بندرعباس، به علاوه يك قرارگاه مركزي در مسجد امام تهران از اين جمله بودند. همچنين در تمامي استانها و شهرستانها هم ستادهاي جذب كمكهاي مردمي جداگانهاي ايجاد شدند كه براي بهوجود آوردن آن از سپاه و بسيج كمك گرفته ميشد.
حاجي بخشيها در جبهه
در آن سوي شهرها، در نزديكيهاي مرزهاي غربي و جنوب غربي كشور، از بدنه مردم و از آن دسته از افرادي كه كسي توقع حضورشان در جبههها را نداشت، افرادي وجود داشتند كه قدمي فراتر نهاده و در هر سن و سالي كه بودند، حضور در جبههها را در اولويت قرار ميدادند. ذبيح الله بخشي يكي از همين افراد بود كه با شعار معروف «ماشالله حزب الله» و تويوتايي كه بلندگوهايي رويش نصب بود، وظيفه دادن روحيه به رزمندهها را به خوبي انجام ميداد.
اين پيرمرد را بايد نمايندهاي از طيف رزمندههاي پا به سن گذاشته دانست كه هر كدام در گوشهاي از جبههها بساط چاي، شربت يا خدماتي از اين دست را براي رزمندگان پر ميكردند و در واقع امر كمك و پشتيباني به جبههها را تا ميادين نبرد تعقيب ميكردند. هرچند در اين ميان افرادي هم بودند كه لباس رزم برتن كرده و دوشادوش جوانان و رودرروي دشمن قرار ميگرفتند. صفرقلي رحمانيان متولد 1285 در استان فارس كه چندي پيش به عنوان پيرترين رزمنده دفاع مقدس در سن 107 سالگي دعوت حق را لبيك گفت، در مقاطعي از جنگ تحميلي باوجود آنكه 80 سال داشت، با صلابت باورنكردني در كنار رزمندگان اقدام به عملياتهاي رزمي ميكرد. همچنين مرحوم حاج اسماعيل شيخ حسين معروف به حاجي صلواتي از ديگر ريش سفيدان مجاهدي بود كه بساط چاي و شربت و صلواتهاي گاه و بيگاهش باعث شده بود تا از سوي رزمندگان به عنوان حاجي صلواتي موسوم شود.