بيشتر دوستان، داستان سفرهاي خانوادگي و ماجراهاي مختلفي كه طي سفر و در ارتباط رودررو با اعضاي خانواده، فاميل يا دوستان برايشان اتفاق افتاده را تعريف ميكردند. انشاهايي كه نشان از پيوند عميق كودكان و نوجوانان آن زمان با شهر و روستاي آبا و اجدادي، پدربزرگ و مادربزرگ، مراسم و آيينهاي سنتي، عيدي گرفتن، خريد لباس و كفش نو و... داشت. زندگي اين روزهاي ما به نسبت سالهاي دهه 60 و 70، تغييرات قابل ملاحظهاي داشته است. بگذريم از دوران كودكي پدربزرگها و مادربزرگها كه دور همنشينيهاي شبانه بين اعضاي فاميل و همسايگان ركن اصلي گذران اوقات فراغت بود.
وقتي اوقات فراغت تغيير ميكند
گذران اوقات فراغت در عصر حاضر به دليل توسعه فراوان در همه زمينههاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي بسيار متنوع شده است. سن، جنس، سطح معلومات، موقعيت اجتماعي و شغلي، وضعيت خانوادگي، فرهنگ و نگرش افراد، از جمله عواملي هستند كه به روشهاي مختلف بر فرصتهاي افراد در فعاليتهاي اوقات فراغت تأثير ميگذارند. اكنون اگر در كوچه و خيابان از افراد در سنين مختلف سؤال كنيد كه اوقات فراغتشان را چگونه ميگذرانند با پاسخ يكساني مواجه نميشويد. البته اين جواب در صورتي است كه مشغله كاري، درسي يا ذهني اين فرصت را به فرد بدهد كه پاسخگوي اين پرسش باشد. حال بايد به اين نكته توجه كرد كه در نگاهي كلي اوقات فراغت چيست و چه ارتباطي با سبك زندگي افراد دارد؟ اوقات فراغت چگونه ميتواند سبك زندگي را به شيوهاي مثبت و مؤثر دگرگون سازد؟
فراغتي از جنس رهايي
در تعريفي كلي فراغت برآيندي از انتخاب آزاد و رهايي از تكليف روزمره و فرصتي براي استراحت، تفريح و خودشكوفايي است. از طريق فراغت است كه ميشود مهارتهاي مختلف علمي، فرهنگي، ورزشي و هنري را ياد گرفت و به ديگران نيز منتقل كرد. اوقات فراغت كاركردهاي ديگري نيز دارد مانند بازتواني افراد، تقويت خلاقيت و افزايش تواناييهاي فردي و اجتماعي. در واقع، جامعهاي كه افراد آن اوقات فراغت مناسب ندارند، از كيفيت و بهرهوري مناسبي در كار و فعاليتهاي ديگر نيز بهرهمند نخواهد بود و فقدان اوقات فراغت مطلوب با كاهش خلاقيت در جامعه همراه است و تنش و استرس را در جامعه افزايش ميدهد. بر اساس آموزههاي دين اسلام نيز ميل به تفريح يكي از نيازهاي طبيعي است كه با سرنوشت انسان آميخته شده است و از دوران كودكي تا پايان زندگي همواره وجود دارد. در دين اسلام به همان اندازه كه به انجام امور عبادي توصيه شده، به اوقات فراغت نيز سفارش شده است.
فراغت چه به صورت فعال (مانند فوتبال، پيادهروي، شطرنج، نقاشي) و چه به صورت منفعل (استفاده از وسايل ارتباط جمعي مثل تلويزيون) ميتواند جايگاه انسان در زنجيره هستي را مشخص كند.
اوقات فراغت در دهه 70
اگر دو دهه به عقب بازگرديم و مروري بر گذران اوقات فراغت تا به امروز داشته باشيم ميبينيم كه طي دهه 70 با پديدهاي به نام پاتوق يا محفلهاي مختلف دوستي، علمي، فرهنگي و... روبهرو هستيم. پاتوقها همچنين در محافل خانوادگي شكل ميگرفتند و به دليل كمهزينهتر بودن مخارج زندگي، مهمانيهاي هفتگي و دورهمنشيني همسايگان بيش از امروز شكل ميگرفت. به علاوه عنصري به نام تجملگرايي تا اين حد پررنگ در روابط خانوادگي رسوخ پيدا نكرده بود و اينگونه بود كه همسايگان با پختن يك آش يا عصرانه ساده دور هم جمع ميشدند و به گپ و گفت و درد دل ميپرداختند. خانه خود فرد يا همسايه و فاميل همچنين حريمي مقدس بود و افراد اين فضا را مأمني براي بيان احساسات و عواطف خود در نظر ميگرفتند و بدين ترتيب عقدههاي ناشي از سركوب عواطف به فضاي بيروني منتقل نميشد.
هجمه اينترنت به اوقات فراغت
از نيمه دهه 70 اينترنت وارد كشور ايران شد و به سرعت جايگاهي غير قابل چشمپوشي بين افراد و به ويژه نسل جوان پيدا كرد. افراد با فشار يك دكمه، نامهاي كه چند روز به طول ميانجاميد كه به مقصد برسد و به دنبال آن جوابي دريافت شود را به آن سوي شهر، كشور و جهان ارسال ميكنند. با بهوجود آمدن تالارهاي مجازي گفتوگو بسياري از پيش زمينهها همچون تعيين يك قرار، در نظر گرفتن يك مكان مشخص، فراهم آوردن ملزومات مهماني و پذيرايي و... براي شكلگيري يك فضاي واقعي جهت گپ و گفت جاي خود را به وارد كردن يك رمز عبور و نامنويسي در فضاي مجازي چت دادند. فضايي كه هويت واقعي افراد به راستي مشخص نبود و امكان تحريف واقعيت، دروغگويي، تخريب، لوثسازي و در يك كلام شكلگيري يك نامكان به تعبير مارك اوژه آن هم از نوع اينترنتي به خوبي فراهم بود. به علاوه طي همين دوران بود كه بسياري از پاتوقها بسته شدند و بار ديگر «محفل خانگي» رشد يافت كه در همراهي با فضاي مجازي اغلب با اشكال گستردهاي از آسيب (مواد مخدر، پارتيهاي شبانه و غيرقانوني، مصرف قرصهاي روانگردان و...) همراه بود.
امروز همچنين علاوه بر نقش همه جانبه فضاي مجازي در زندگي روزمره از خريد يك عينك آفتابي گرفته تا تماشاي فيلم، با حضور جدي و تأثيرگذار شبكههاي اجتماعي همچون فيسبوك، توييتر و... در زندگي افراد و به ويژه نسل جوان و نوجوان روبهرو هستيم. اين قبيل فضاهاي مجازي از سويي نوعي اوقات فراغت غيرفعال را در خانه ايجاد ميكنند و از جهتي ديگر پيوند شخص با خانواده را هر بيشتر سست و كمرنگ كرده و تا آنجا پيش ميروند كه نوجوان يا جوان خود را فردي جدا از خانواده ميپندارد. در واقع اين فضاها ميتوانند عرصهاي براي ديده شدن و خودنمايي به ويژه براي خانمهاي جوان، كه از محدوديت بيشتري براي گذران اوقات فراغت برخوردارند، به حساب آيند. به دليل تسهيل روابط و انجام امور كاري و خدماتي جوان ما هماكنون نسبت به گذشته وقت آزاد بسيار بيشتري در اختيار دارد و عدم توجه و برنامهريزي مناسب از سوي پدر و مادر و مسئولان امر براي غني ساختن اوقات فراغت او ميتواند زمينهساز ايجاد آسيبهاي اجتماعي و روانشناختي در وي باشد. به اين ترتيب فضاهايي مثل فيسبوك ميتواند آزادي بسيار بيشتري را در اختيار او قرار دهد، اين حس قوي كه او تفاوت جبرانناپذيري با ديگراني كه خانواده و سنتهاي او هستند، دارد، سبب ميشود نقابي بر چهره بگذارد و درون خود را در اين نقاب خود ساخته مخفي كند. فرد ممكن است دچار افسردگي، روان رنجوري و خيالات واهي شود و گاه با پناه بردن به مواد مخدر و مشروبات الكلي تلاش كند كه از اين دنياي پيچيده، خصمانه يا كاذب رهايي يابد. از سويي ديگر اين امكان وجود دارد كه او در جهت همسويي و همنوايي با كليت اين فضاي ساختگي نه تنها به خود بلكه به ديگران نيز آسيب بزند كه در نوع افراطي فراغت منجر به خشونت فيزيكي خواهد شد.
ارتباطاتي كه فراغت را مستعد آسيب ميكند
به هر رو اين دوره كه هر روز ابعاد نوتر، گستردهتر و عميقتري به خود ميگيرد، شرايطي كاملاً جديد، متفاوت و حتي متعارض را پيش روي جوانان، خانواده و دولت گذاشته است، به نحوي كه شناخت دقيق مسائل اين دوران، شناساندن آن به جامعه و اتخاذ راهكارهاي مناسب براي حل مسائل پيش رو از دغدغههاي ملي دولتها و ملتها به شمار ميآيد. از سوي ديگر، ورود به جامعه اطلاعاتي و شكلگيري جامعه شبكهاي و دنياي مجازي، بيش از همه جوانان را به چالشي نوين فراخوانده است. چالشي كه ابعاد آن به مراتب، پيچيدهتر و مديريت آن به مراتب دشوارتر است.
به هر شكل اوقات فراغت به دليل همپوشاني بسياري كه با بحث مصرف، گروههاي دوستي و خرده فرهنگها و هويتيابي اجتماعي و فردي دارد بيشتر از هر عامل ديگري در ارتباط با سبك زندگي قرار ميگيرد. سبك زندگي در يك محله يا خرده فرهنگ جوانان و... جنبهاي مشترك پيدا ميكند و اين به دليل پيروي افراد يك گروه خاص از سبك و سليقهاي مشترك است. انسجام و كليت از خصوصيات مهم سبك زندگي است و به همين دليل افرادي كه به عنوان مثال در يك تيم ورزشي عضويت دارند ويژگيهاي مشتركي را به لحاظ سليقه و حتي شيوههاي گذران اوقات فراغت در فضاهاي ديگري به غير از باشگاه ورزشي پيدا ميكنند. در واقع اين افراد سعي ميكنند يك نوع رهيافت از زندگي را در زندگيشان انسجام دهند و به شكل سبكي خاص از آن پيروي كنند.
اوقات فراغت پرهزينه
امروز بسيار بيشتر از گذشته نيازمند برنامهريزي و تعيين بودجه براي گذران اوقات فراغت افراد در سنين مختلف و با گروههاي سني و جنسي متفاوت هستيم. اغلب خانوادهها توانايي مالي كافي براي غنيسازي اوقات فراغت فرزندان و بخصوص فرزندان جوان خود را ندارند و تمامي مخارج لازم براي نامنويسي و شركت در كلاسهاي مختلف هنري، آموزشي و ورزشي را خود متقبل ميشوند. در غير اين صورت همانگونه كه عنوان شد جوانان به فراغتهاي بدون پرداخت هزينه يا با كمترين هزينه روي ميآورند كه نتيجه آن از يك سو كشيده شدن به سمت گروهها و محفلهاي آسيبزا و از جهتي ديگر روي آوردن به فراغتهاي منفعل همچون تماشاي تلويزيون و ماهواره است كه در صورت نبود برنامههاي مناسب (كه در اغلب موارد چنين است) و عدم درك كافي نسبت به انتخاب صحيح برنامههاي مختلف ماهوارهاي و اينترنتي، كه به نوع جهان بيني و دريافت انسانها از زندگي و محيط اطرافشان باز ميگردد، اين نوع فراغت نيز ميتواند سبب آسيبهاي فرهنگي و اجتماعي شود. رواج مدگرايي، تجملاتي شدن روابط خويشاوندي، روي آوردن به فيلمها و سريالهاي مبتذل و در مواردي پيروي از پيامهاي غير اخلاقي آنها، عدم تحرك كافي و در نتيجه كاهش ضريب سلامت، تبديل شدن تلويزيون به عنوان نقطه پيوند يا محل منازعه افراد خانواده، كمرنگ شدن گفتوگوي صميمانه و حتي مباحثه جدلي بين اعضاي خانواده و موارد اين چنيني ديگر از جمله نتايج منفي استفاده بيش از حد از اين رسانه است.
در زمينه اوقات فراغت در ايران تعدادي از سازمانها و ارگانها، فعاليتهايي فرهنگي، هنري، ديني و قرآني، علمي، مهارتآموزي، اردويي، گردشگري و ورزشي دارند، اما نكته بسيار مهم اين است كه اين قبيل فعاليتها بههيچوجه كافي به نظر نميرسد و تنها پاسخگوي قشري خاص و تعداد بسيار كمي از افراد جامعه است. در كشور ما با توجه به شرايط تاريخي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي و همچنين تنوع فرهنگي، اقليمي و قومي، زمينههاي بسياري براي غنيسازي اوقات فراغت وجود دارد كه از جمله ساخت سالنهاي سينما، تئاتر و كنسرت؛ ايجاد پاركها و فضاهاي سبز؛ تشكيل كانونهاي آموزشي، علمي، فرهنگي و هنري بها دادن هر چه بيشتر به مبحث گردشگري و ايجاد فضاهاي ورزشي با پرداخت حداقل هزينه از جانب كاربران، را شامل ميشود.