
روسيه براي ساليان متمادي اولين تأمينكننده انرژي اتحاديه اروپا بوده اما اتحاديه با تجربه تنش گذشته با روسيه بر سر قيمت نفت و گذراندن يك زمستان سخت و طولاني به دليل قطع صادرات گاز روسيه به كشورهاي عضو اتحاديه به اين نتيجه رسيده كه جايگزيني براي روسيه براي تأمين منابع انرژي خود دست و پا كند. اين جايگزين چه منابع گاز قفقاز باشد و چه خاورميانه فرقي نميكند، در هر صورت تهديدي براي صادرات نفت و گاز روسيه به اتحاديه اروپاست و مسكو را به اين فكر انداخته تا با تأمين بازارهاي جديد براي منابع انرژي خود، جايگاهي در روابط بينالملل در ابتداي هزاره سوم به دست آورد.
نگاه روسي به شرق
نگاه روسي به شرق از سالهاي پاياني جنگ سرد قوت گرفت كه ميخاييل گورباچف، آخرين رهبر شوروي سابق، در برابر رشد قدرت ژاپن اين نگاه را در سياست خارجي خود قرار داد. اين نگاه در روسيه جديد و با رهبري ولاديمير پوتين دنبال شده است. نگاه به غرب روسيه در دوره رياست جمهوري ديميتري مدودف وقفهاي ايجاد كرد اما اين وقفه كوتاه مدت بود و بازگشت پوتين به كرملين دوباره آن نگاه را به شرق بازگرداند. در واقع روسيه در اين دوره هم به طور كامل نگاه خود را از شرق برنگردانده بود چون پوتين در مقام نخست وزيري روسيه سياست گذشته را ادامه ميداد كه نشانه آن برگزاري نشست همكاريهاي اقتصادي آسيا پاسفيك 2012 در ولاديوستوك بود. يكي از دلايل اصلي در حفظ اين نگاه در صادرات انرژي روسيه به سه كشور چين، كره شمالي و ژاپن است كه روسيه براي توازن با بازار انرژي اتحاديه اروپا نياز به آن دارد اما پوتين نگاه خود را به وراي نياز اين سه كشور دوخته، به ويتنام در جنوب شرق آسيا. ويتنام در دوران جنگ سرد يكي از اقمار نزديك به شوروي بود و حتي سقوط خمرهاي سرخ در كامبوج به دست نيروهاي ويتنامي به عنوان پيروزي متحد شوروي بر متحد چين تعبير شد. اتمام جنگ سرد آن رابطه را به مدت يك دهه مسكوت گذاشت اما پوتين از ابتداي هزاره جديد دوباره آن وضعيت را بازسازي كرده است. نخستين سفر او به ويتنام در سال 2001 بود كه سنگ بنايي شد براي روابط استراتژيك دو كشور و سفرهاي بعدي پوتين در 2006 و 2012 كه منجر به تعميق و گسترش روابط شد.
پايگاه روسي در پاسفيك
سه سفر پوتين به ويتنام را ميتوان بازسازي نقش ويتنام در سياست خارجي كرملين ارزيابي كرد تا اين كشور همانند دوره جنگ سرد بار ديگر پايگاه روسي در منطقه پاسفيك باشد. روسيه در اين بازسازي به صادرات انرژي تكيه كرده كه نيازي دو طرفه را تأمين ميكند. روسيه نياز دارد تا گذشته از آن سه كشور آسيايي، بازارهاي جديدي را براي صادرات انرژي خود تأمين كند كه ويتنام گزينه مناسبي براي توسعه صادرات انرژي روسيه به شرق دور است. در برابر رشد 95/6 درصدي توليد ناخالص داخلي ويتنام از 2000 به اين سو نياز اين كشور به انرژي بيشتر را نشان ميدهد چنان كه مصرف نفت ويتنام از روزانه 176 هزار بشكه در سال2000 به 388 هزار بشكه درسال 2012 رسيد و انتظار ميرود كه مصرف گاز ويتنام درسال 2015، 2020 و 2025 به ترتيب 3، 6 و 15 ميليارد متر مكعب شود. اين آمار به خوبي نياز ويتنام به منابع انرژي روسيه را توجيه ميكند اما بايد توجه داشت كه اين نياز دو سويه يك روي سكه است و روي ديگر در نياز دو طرف بر مبناي موقعيت تازه حوزه پاسفيك است.
اكنون بر كسي پوشيده نيست كه حوزه پاسفيك مبدل به تقابل استراتژيك بين چين و امريكا شده و روشن است كه روسيه نميخواهد در اين عرصه جايگاهي نداشته باشد. در واقع، تقابل پاسفيك حكم تقابل آتلانتيك در دوران جنگ سرد را دارد و روسيه اگر بخواهد موقعيت خود را بين قدرتهاي جهاني حفظ كند بايد جايي در اين تقابل داشته باشد. اينجاست كه ويتنام ميتواند بار ديگر همان نقش گذشته را براي روسيه داشته باشد و حتي با ابعادي گستردهتر. همكاريهاي نظامي روسيه و ويتنام و امضاي قراردادهاي متفاوت طي سه سفر پوتين نشان ميدهد كه او قصد احياي پايگاه سنتي روسيه در جنوب شرق آسيا را دارد كه البته با نياز ويتنام به نقطه اتكايي در برابر تقابل امريكا و چين در پاسفيك همخواني دارد. در ظاهر به نظر ميرسد ويتنام در برابر نفوذ چين در درياي جنوبي به امريكا روي آورده اما رابطه سنتي و گسترش روابط استراتژيك با روسيه نشان ميدهد كه ويتنام گزينه مطمئن گذشته را رها نكرده تا به گزينه نامطمئن امريكا روي آورد.