«در رابطه با 9 دي به خيـلي از كـارگـردانـان درخواست كار داديم، اما در نهايت بيش از سه نفر حاضر به همكاري نشدند كه بايد اين محدوديتها هم در نظر گرفته شود.» اين جمله بخشي از سخنان علي دارابي در ديدار با اعضاي بسيج دانشجويي دانشگاه علامه است.
معاون سيما به صراحت از عدم همكاري جماعت فيلمساز! براي توليد فيلم درباره 9 دي سخن ميگويد. اين در حالي است كه 9 دي براي جمهوري اسلامي به عنوان حيات دوباره در سايه ارادت به قيام حسيني(ع) است. وقتي به اهميت روز 9 دي و اعتراف صادقانه علي دارابي نگاه ميكنيم، يك سؤال در اذهان شكل ميگيرد كه چرا براي 9 دي فيلمي ساخته نشده است؟!
جشنواره 9 دي ؟!
فرض ميكنيم معاونت سيما ميخواهد براي حماسه 9 دي كاري انجام دهد و اين كار فراتر از گزارشهاي ميداني است كه در آن چند خبرنگار خوشحال واحد مركزي خبر در خيابان راه ميافتند و در بين بيانيه خواندنهاي سياسي، چند سؤال هم از مردم كوچه و بازار ميپرسند و در هر بخش خبري آن گزارش را تكرار ميكنند، تا آنجا كه بيننده اخبار از اينكه وقت خود را براي مشاهده اين گزارشهاي تكراري صرف كرده، پشيمان شود. پس معاونت سيما ابتكار به خرج ميدهد و شروع به رايزني براي توليد فيلم ميكند. از آنجايي كه هر شبكه به صورت مستقل گروه فيلم و سريال دارد و سيما فيلم به عنوان بازوي اجرايي صدا و سيما در توليد فيلم يكي از مراكز متمول سينمايي كشور است، اين امكان وجود دارد كه با يك ندا از سوي دكتر دارابي صدها لبيك از طرف شبكهها و سيما فيلم شنيده شود. شايد بر همين اساس بود كه معاون سيما در ديماه سال گذشته طي مراسم تقدير از مديرانش گفت: «براي سال آينده در اين مناسبت بايد سريال ساخته شود. از همين حالا شروع كنيد. وقت زيادي مانده است. حتي ميتوانيم 10 شب جشنواره فيلمهاي 9 دي را برگزار كنيم.»
در همين مراسم معاون سيما از ساخت سريال با مضمون 9 دي نيز سخن گفت. اما امسال حدود دو ماه مانده به سالروز 9 دي، دارابي كه سال گذشته از موضع بالا و دستوري از مديرانش خواسته بود فيلم و سريال براي حماسه 9 دي بسازند، اين بار با تغيير لحن گفت: «در رابطه با 9 دي به خيلي از كارگردانان درخواست كار داديم، اما در نهايت بيش از سه نفر حاضر به همكاري نشدند كه بايد اين محدوديتها هم در نظر گرفته شود.» پس در اولين گام، وعده جشنواره 9 دي سيما و 10 شب با فيلمهاي سيما نه تنها معلق بلكه كاملاً مختومه شد.
مسلما سازمان صدا و سيما بنا به وظيفه ذاتي خود و نگاه انقلابي معاون سيما قصد سرمايهگذاري براي ساخت آثار متعددي در قالب فيلم و سريال داشته است، اما آنچه مانع اين كار شده، نبود كارگردانهايي بوده است كه حاضر به ساخت فيلم براي 9 دي باشند. در اينجا سؤال دوم مطرح ميشود، چطور ميشود فيلمسازي براي ساخت فيلم در راستاي اهداف نظام پيدا كرد؟
فيلمساز انقلابي، از رؤيا تا واقعيت
فيلمسازي با آنكه هنري برخاسته از ذوق افراد است اما هر آدم با ذوقي را نميتوان فيلمساز دانست و اين هنر صنعت در بيش از يك قرني كه از عمرش ميگذرد كمكم به عنوان يك علم درآمده به طوري كه در دانشگاهها به صورت علم آن را تدريس ميكنند. در داخل كشورمان نيز علاوه بر آموزشگاههاي غير دولتي، چند دانشگاه هستند كه سينما را تدريس ميكنند.
از جمله اين دانشگاهها ميتوان به دانشگاه صدا و سيما اشاره كرد كه متعلق به سازمان صدا و سيما است. در اين دانشگاه نسبتاً قديمي كه فعاليت خود را از اواسط دهه 40 آغاز كرده، كارگرداني تدريس ميشود و حداقل سازمان صدا و سيما كه عملكردش ربطي به تغيير دولتها ندارد، حدود سه دهه وقت داشته است كه فيلمسازاني را تربيت كند كه از ساختن فيلم براي آرمانهاي نظام نه تنها ابايي نداشته باشند بلكه آن را آرمان خود بدانند.
خب شايد شاگردان مدرسه راديو تلويزيون آنچنان با استعداد نبودهاند، پس به سراغ دانشگاه ديگري ميرويم كه دولتي است و حتماً دانشآموزان با استعداد را جذب ميكند و آنجا جايي نيست جز دانشگاه هنر. در اين دانشگاه رشته كارگرداني تدريس ميشود و هر ساله نيز جذب دانشجو دارد. به جز آن نيز خود دانشگاه تهران در دانشكده هنرهاي زيبا رشته كارگرداني را تدريس ميكند. با آنكه كارگردانهايي كه از اين دانشگاهها فارغالتحصيل ميشوند به ندرت فيلمسازان بنامي شدهاند اما حداقل روي كاغذ نامشان فيلمساز است. اما ميتوان گفت كه چون اين فيلمسازان محلي براي پرورش استعدادهايشان نداشتهاند، گمنام بوده و از سوي دارابي دعوت به همكاري نشدهاند. بنابراين سراغ دانشگاهي ميرويم كه ميتواند زمينه پروراندن استعدادها را داشته باشد. دانشگاه سوره متعلق به حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي خود يكي از بزرگترين مجموعههاي فرهنگي و هنري كشور به شمار ميرود كه اتفاقاً از نهادهاي زاييده انقلاب به شمار ميرود و احتمالاً دفاع از آرمانهاي انقلاب حداقل وظيفهاي است كه ميتوان براي آن در نظر گرفت اما خروجي دانشگاه وابسته به حوزه هنري تا به حال چه چيزي بوده است؟ آيا حوزه هنري توانسته چند فيلمساز متعهد به سيما معرفي كند كه وقتي پاي فيلمسازي براي دفاع از آرمانهاي نظام به ميان ميآيد خود را عقب نكشند و بودجههاي ميلياردي حوزه هنري را صرفهاي كارهاي پيش پا افتاده نكنند؟ مسلماً اگر جواب مثبت بود وضعيت توليد فيلم براي 9دي به اين گونه كه شاهد آن هستيم نبود. حوزه هنري بهرغم اينكه روزي شهيد آويني در آن فيلم ميساخت اما هنوز بعد از نزديك به دو دهه از شهادت اين فيلمساز انقلابي نتوانسته است حداقل كسي را به سينما معرفي كند كه در راه شهيد آويني قدم بردارد.
ما چند آويني داريم؟
شهيد آويني هنرمندي بود كه نه در حوزه هنري و نه در دانشگاه صدا و سيما درس خوانده بود اما تعهد خود را به انقلاب و دفاع مقدس در عمل نشان داد. زماني كه آويني دوربين به دست ميگرفت و در ميدان نبرد مستند جاويد «روايتفتح» را ميساخت، بسياري از فيلمسازان امروز سينما يا داشتند فيلمهاي اجتماعي فارغ از جنگ را ميساختند يا در محافل سينمايي مشق سينماي نو فرانسه را مرور ميكردند؛ همانهايي كه امروز وقتي صدا و سيما از آنها دعوت ميكند كاري براي 9 دي انجام دهند، پا پس ميكشند اما براي ارج نهادن به حوادث بعد از انتخابات سال 88 از هيچ اقدام هنري و غير هنري فروگذار نيستند. اما با كمال تأسف در حالي كه به نام آويني و روايت فتح نيز مؤسسهها و نهادهاي فرهنگي و هنري به وجود آمد اما آنها هم هيچ كدام نتوانستهاند در برابر بودجههايي كه دريافت ميكنند و انتظاري كه از آنها ميرود، عملكرد قابل قبولي داشته باشند و هنوز هم نام آويني به عنوان كارگرداني كه خود را وقف نظام اسلامي كرده بود به تنهايي در آسمان نهادهاي فرهنگي برخاسته از انقلاب ميدرخشد.
بي شك حماسه 9 دي و عدم توفيق تلويزيون به پرداخت مناسب به آن و ترس ملموس سينما براي ورود به اين موضوع ناشي از نبود نيروهاي انساني است كه نه با سفارش و خواهش بلكه بر اساس فكر و عقيده، هنر خود را در خدمت انقلاب قرار دهند.