از قديم گفتهاند قند و نمك يا نمك و فلفل يا هر چيز ديگر. اما چه نشستهايد كه ارزانترين نمك دنيا (هر كيلو 30 سنت) را ميخوريد. بله ارزانترين. خبرش هم درز پيدا كرده و از الان است كه آقازادهها يك نقشهاي برايش بكشند. هنوز هيچي نشده 50 درصد نمك موجود در بازار را تقلبي كردهاند. پس يعني ارزانتر از نمك هم چيزي هست كه به خوردمان بدهند و بانمك شويم. متقلبان نمكها را در بستهبندي برندهاي معروف به بازار عرضه ميكنند و ميزان عرضه اينگونه نمكها در تهران از همه جا بيشتر است. اين در حالي است كه ايران ميتواند تا 2 هزار سال نمك مصرفي دنيا را تأمين كند. شايد براي همين است كه سرانه مصرف سالانه نمك در ايران 6كيلوگرم بوده با آنكه اين رقم در دنيا 3 كيلوگرم است.
اولاد آدم با اين نمكهاي اضافي در مملكت و به خصوص نوع تقلبياش در پايتخت حالا دارد مورمورش ميشود و يك چيزهايي دستگيرش شده است، مثلاً اينكه وزير مسكن گفته: بانك مسكن، ﮔﺮوﮔﺎن مسكن مهر اﺳﺖ و سه ﺑﺮاﺑﺮ ﻣﯿﺰان وامدهي، وام داده و ١٠٠درﺻﺪ ورشكسته است، به خاطر مصرف نمك اضافي است. يا اينكه باهنر به وزير مسكن ميگويد: «داس» فقط مربوط به دولت يازدهم نيست و همه دولتها هم داس و هم كمباين داشتند، به خاطر مصرف نمك بالاست. يا اينكه بابك زنجاني با پرداخت رشوه يك ميليون دلاري از بانك مركزي تاجيكستان يك گواهي جعلي گرفته كه بدهي خود به ايران را پرداخت كرده، از مصرف نمك بالاست...
اما اولاد آدم موردي را ميخواست بنويسد كه ديد فقط كار نمك تنها نيست. لابد نمكش با يد چيني همراه بوده يا... مثلاً شما خواننده عزيز از اسحاق جهانگيري معاون اول رئيسجمهوري انتظار داريد كه در يادداشتش در خصوص جشنواره كارآفرينان برتر وزارت كار چه بنويسد؟ چه به مردم گزارش بدهد؟ از وضعيت كارگران و كارفرمايان و كارآفرينان چه بگويد؟ چقدر دقيق و علمي يا حتي اديبانه و فاضلانه بنويسد؟ لابد ميپرسيد مگر چه نوشته؟ خودتان قسمت عمده و اصلي يادداشتش را بخوانيد تا بعد:. . . استاد علي نصيريان با تأكيد بر اينكه كارآفريني منزلت است از مسئولان خواست تا موانع كارآفريني در زمينه هنر برداشته شود، اميدوارم اين مطلب به گوش آقاي جنتي وزير ارشاد هم برسد. استاد تأكيد كرد كه مهلت را فقط معيارهاي فيزيكي نميسازد بلكه سرمايههاي مردمي و جوانان و پتانسيل فرهنگي و هنري ما بيش از نفت ارزش دارد.
آقاي پرويز پرستويي هم در سخنان خود گفت در دولت قبل فقط نخبهكشي نشد، بلكه كارآفرينان را هم در برگرفت. در دولت يازدهم با اينكه كمي بيش از صد روز گذشته و به جز مسائل ژنو كه دست مريزاد به آقاي ظريف و همكارانشان دارد عملاً فرصتي نبوده است تا كارهاي جدي و اساسي مطرح شود ولي در همين حد هم حال ما چقدر بهتر شده، باعث شده از خانههامان بزنيم بيرون. من چهار سال در هيچ مجلسي شركت نكردم؛ چراكه دلمان خوش نبود. خانهمان را به رويمان بسته بودند، دست دولت روحاني درد نكند كه خانه سينما را به روي مردم باز كرد.
پرستويي به بنگاههاي معاملات ملكي اشاره كرد كه وقتي ميخواهند ملكي را بفروشند ميگويند ما اين خانه را جارو كرده به شما تحويل ميدهيم، حالا من هم ميخواهم بگويم كه بارك الله به دولت قبل كه بخش فرهنگ را جارو كرده به ما تحويل داد. حالا ما با دستهايمان و با روحيهاي كه گرفتهايم در كنار دولت و مردم عزيزمان ميخواهيم با وحدت به پيش برويم و كارآفرينان خوبي باشيم. در اين برنامه هنرمندان ديگري هم حضور داشتند كه فرصت صحبت به آنها نرسيد. . . .
اولاد آدم هر چه فكر ميكند ميبيند اگر واقعاً نوشتن اين يادداشت تحت تأثير مصرف چيزي نبوده، نكند نوه جهانگيري همراهش بوده و براي يكي از روزنامههاي دولتي يا شبهدولتي يا زنجيرهاي نزديك به بنفش يا اتاق بازرگاني يا حتي نشريات آن ور مرزي كه آنها هم مثل اينها خوب پول ميدهند گزارش آبكي مينوشته، آن وقت جهانگيري همان را به عنوان محصول كارآفريني در عرصه اقتصاد و چكيده مباحث كارشناسان به چاپ سپرده كه حاوي آخرين ديدگاههاي كلان اقتصادي است! ديدگاههايي در مورد جنتي و احمدينژاد و فيلم بازي كردن! شايد تقليد صدا هم بوده و جهانگيري ننوشته!
اولاد آدم خوب ميداند كه ژوزف شومپيتر نصف ما ايراني جماعت نمك خورده بود كه گفت: ويژگي تعيينكننده در كارآفريني همانا انجام كارهاي جديد يا ابداع روشهاي نوين در امور جاري است و هر يك از زمينههاي ذيل كارآفريني محسوب ميشود: 1 ـ ارائه كالاي جديد 2 ـ ارائه روش جديد در فرآيند توليد 3 ـ گشايش بازاري جديد 4 ـ يافتن منابع جديد 5 ـ ايجاد هرگونه تشكيلات جديد در صنعت.
اولاد آدم اينها را ميداند و خوانده است اما جهانگيري و ربيعي و. . . نميدانند و شايد نخواندهاند. اولاد آدم رژيم نمكي ندارد اما بايد در نمك خوردنش تجديدنظر كند. كاش در اين جشنواره به جاي هنرمندان عزيز، استادان و كارشناسان اقتصادي مغضوب هر دو دولت حضور داشتند. من در همين جا از روح ژوزف شومپيتر عذرخواهي ميكنم.
یک سری از آدمها حرفهایی میزنند که در آن هیچ تخصص یا آگاهی ندارند.چرا؟