شايد هيچ وقت از ياد بورسبازان، تركيدن حباب بورس تهران در سال 83 فراموش نشود. آن تاريخ هر روز شاخص روند صعودي خود را طي ميكرد و هيچ چيزي هم جلودار آن نبود. شايد معدود كارشناساني بودند كه به حبابي بودن بورس اشاره داشتند و مردم را از ورود بيمحابا و بدون تحقيق به تالار شيشهاي منع ميكردند.
اين حباب بسياري را به خاك سياه نشاند و سال سياه بورس لقب گرفت. در آن زمان افراد و گروههايي بودند كه با كسب اطلاعات پنهاني و حتي خريدهاي صوري سهامهايي را يكشبه ارزشمند و برعكس برخي سهامها را به كف ارزش خود ميرساندند. به عنوان مثال برخي افراد شركتهاي معتبر و شناخته شده را مورد هدف قرار ميدادند و انتشار شايعات مستمر و جوسازي هر روز ارزش سهام آن شركت را به پايين حد خود ميرساندند. در اين وضعيت صف فروش براي اين شركت شكل ميگرفت و در سوي ديگر اين افراد با پايينترين نرخ سهام افت كرده شركت مذكور را خريداري ميكردند. پس از اينكه اين افراد سهام ممتاز شركت را در دست ميگرفتند به هيئت مديره نفوذ ميكردند و دست به تغييرات بنيادين ميزدند. سپس با انتشار اخبار مثبت و برنامههاي سودآور خيالي ارزش سهام شركت را دوباره بالا ميبردند و اين بار صف خريد خوبي براي سهام شركت تشكيل ميشد!
پس از مدتي افرادي كه حسابي از محل خريد سهام و فروش گرانقيمت سهام سود خوبي كرده بودند از شركت خارج و دوباره سراغ شركت ديگري ميرفتند. خريدهاي صوري توسط شركتها و افراد در بورس سابقه داشته و دارد. اين موضوع در تمام دنيا صادق بوده و هست. شايد در شكل و ظاهر كار غيرقانوني نباشد اما قطعاً كار غيراخلاقي است.
در وضعيت فعلي بورس نيز نشانههايي از بورسبازي و خريد و فروشهاي صوري ديده ميشود كه همين موضوع ميتواند تجربه تلخ سال 83 را تكرار كند. شركتها و گروهها در اين وضعيت با پولهاي مردمي سهام خود را بالا ميكشند و پس از سود بردن از بورس خارج و تنها اين افراد عادي و مردم بيدفاع هستند كه ضرر ميكنند. به نظر ميرسد وضعيت فعلي بورس براي مردم عادي به سرابي ميماند كه اگر راه درستي براي پيمودن آن انتخاب نشود قطعاً به بيراهه خواهد رفت. براي همين ورود و سرمايهگذاري در بورس نيازمند خريد سبد سهام، سرمايهگذاري در صندوقهاي سرمايهگذاري كه سود مطمئنتر و ريسك كمتري دارند و نيز خريدهاي جزئي است. نكتهاي كه شايد بسياري از مردم از آن غافل ميشوند توجه صرف به شاخص كل و فرعي گروهها است. بايد توجه داشت كه نميتوان تنها با شاخص كل و رشد آن وارد بورس شد. شناخت از وضعيت شركتها چون وضعيت توليد و بازار محصولات شركتها، پيشبيني سود سالانه، برنامههاي كاربردي شركت ها، افزايش يا كاهش سرمايه و سود و در نهايت توجه به وضعيت سياسي و اقتصادي كشور لازمه ورود به بورس است. پس بيبرنامه و تنها به خاطر شاخص كل وارد تالار شيشهاي نشويد.