
دختر جواني كه متهم است براي قتل اعضاي خانوادهاش سه آدمكش اجير كرده، در دادگاه كيفري استان تهران محاكمه ميشود.
به گزارش خبرنگار ما، عصر روز چهارم بهمن ماه سال 91 مأموران كلانتري 140 باغ فيض از يك جنايت خونين در خانهاي حوالي شهرك نفت با خبر شدند. مأموران بعد از حضور در اتاق پذيرايي با پيكر نيمه جان پدر خانواده كه با 18 ضربه چاقو و دختر خانواده كه با يك ضربه چاقو زخمي شده بودند و در اتاق خواب با جسد مادر خانواده- صغري 35ساله- كه بر اثر فشار بر عناصر حياتي گردن به قتل رسيده بود، روبهرو شدند. پليس همچنين در بررسيهاي بعدي دو پسر 7 و 12 ساله اين خانواده را كه دست و پايشان بسته بود، در يكي از اتاقها پيدا كردند. زني كه ماجرا را به پليس خبر داده بود گفت: لحظاتي قبل در خانه بودم كه متوجه شدم كسي به در آپارتمان ضربه ميزند. وقتي در را باز كردم اسماعيل همسايه بالاييمان را ديدم كه با بدن زخمي از من كمك خواست و بعد از هوش رفت. من به سرعت به خانهشان رفتم و با صحنه هولناكي روبهرو شدم.
مينا – دختر خانواده- بعد از بهبودي نسبي روي تخت بيمارستان مورد تحقيق قرار گرفت. او گفت: من و مادرم در خانه تنها بوديم كه ناگهان سه مرد نقابدار وارد خانه شدند. آنها دست و پاي من و مادرم را بستند و او را به اتاق خواب بردند و به قتل رساندند. ساعتي بعد وقتي دو برادرم از مدرسه برگشتند، دست و پاي آنها را هم بستند و در اتاق ديگري حبس كردند. سه مرد نقابدار سپس منتظر ماندند تا پدرم از محل كار به خانه بازگشت. آنها ابتدا من و بعد پدرم را با ضربات چاقو هدف قرار دادند و از محل فرار كردند. وي در پايان گفت: احتمال ميدهم يكي از مهاجمان پسري به نام ناصر باشد كه قبلاً با او در خيابان آشنا شده بودم.
ناصر بعد از دستگيري خود را بيگناه دانست اما سرنخي مهم را به پليس داد. وي گفت: مدتي قبل متوجه شدم كه دو خواهر جوان كه از بستگان نزديك من هستند با دو پسر ارتباط دارند. من آنها را تهديد كردم كه موضوع را به پدرشان ميگويم. بعد از اين دختري به نام مينا كه همكلاسي دو خواهر بود به من تلفن زد و ابراز دوستي كرد. او گفت چنانچه موضوع را به پدر و مادر دو خواهر نگويم با من دوست ميشود اما من قبول نكردم و موضوع را به خانوادههايشان اطلاع دادم.
وقتي بيگناهي ناصر ثابت شد، پليس دوباره مينا را مورد بازجويي قرار داد. اين بار مينا با تأييد حرفهاي ناصر ادعاي تازهاي را مطرح كرد. وي گفت: وقتي ناصر پدر و مادرم را از رابطه پنهاني ما با خبر كرد، تصميم گرفتم از او انتقام بگيرم. به خاطر همين به پسري به نام مرتضي كه با هم رابطه داشتيم، پيشنهاد دادم در قبال گرفتن 100 هزار تومان از خانهمان سرقت كند تا دزدي را به گردن ناصر بيندازم. وي ادامه داد: روز حادثه مطابق با نقشه قبلي در مجتمع را باز گذاشتم تا اينكه مرتضي با دو دوستش به نامهاي پوريا و ايمان وارد خانه ما شدند. آنها با تهديد چاقو دست و پاي ما را بستند و مادرم را به اتاق ديگري منتقل كردند. ظهر وقتي دو برادرم از مدرسه آمدند، دست و پاي آنها را هم بستند و به اتاق ديگري بردند. بعد ازاين آنها به من گفتند كه مادرم را به قتل رساندهاند و براي اينكه راز قتل را پنهان نگه دارند، منتظر ماندند تا پدرم به خانه بيايد و او را به قتل برسانند. وقتي پدرم وارد خانه شد، به او حمله كردند و چندين ضربه چاقو به او زدند. بعد از اين هم يك ضربه چاقو به من زدند و فرار كردند.
كارآگاهان در ادامه هويت واقعي سه متهم را به نامهاي ابوالفضل - 21 ساله، رضا - 20 ساله و ايمان -20 ساله شناسايي كردند. در بررسيهاي بعدي معلوم شد رضا و ايمان به يكي از شهرهاي غرب كشور متواري شدهاند. بنابراين مأموران در يك اقدام هماهنگ سه متهم را در تهران و غرب كشور دستگير كردند. ابوالفضل در بازجوييها گفت: مدتي قبل در خيابان با مينا آشنا شدم. چند روز قبل از حادثه مينا در قبال دادن مبلغي پول از من خواست تا پدر و مادرش را تهديد كنم و من هم قبول كردم. روز حادثه با رضا و ايمان وارد خانه آنها شديم و طبق نقشه دست وپاي او و مادرش را بستيم و بعد از اين مينا گفت اگر مادر و پدرش را به قتل برسانم 700 ميليون تومان به من ميدهد. من وسوسه شدم ابتدا مادرش را خفه كردم و بعد منتظر مانديم تا پدرش وارد خانه شد. وقتي پدرش به خانه آمد ما سه نفري با چاقو به او حمله كرديم و ضربات زيادي با چاقو به او زديم و بعد هم براي فريب پليس يك ضربه به مينا زديم و فرار كرديم.
بعد از انجام بازجوييها و كامل شدن تحقيقات، قرار مجرميت ابوالفضل به اتهام مباشرت در قتل عمد صغري و رضا و ايمان به اتهام معاونت در قتل و شروع به قتل و مينا به اتهام معاونت در قتل از سوي قاضي قريشي زاده صادر شد. بنابراين متهمان بعد از صدور كيفرخواست در دادگاه كيفري استان تهران محاكمه ميشوند.