مردي كه متهم است براي تصاحب اموال مادرزنش آدمكشي اجير كرده بود تا مادر و خواهرزنش را به قتل برساند، پاي ميز محاكمه رفت.
به گزارش جوان آنلاين، بعد از اينكه قاضي عزيزمحمدي، رئيس شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران رسميت جلسه را اعلام كرد، نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفت و گفت: هشتم خردادماه امسال به مأموران پليس خبر دادند كه زن سالخوردهاي بر اثر شليك گلوله در خانهاش كشته شده و دختر او هم بر اثر شليك گلوله مجروح و به بيمارستان منتقل شده است. دختر جوان كه شيرين نام دارد در بررسيهاي اوليه به پليس گفت مردي وارد خانهشان شده و بعد از به قتل رساندن مادرش، او را مجروح كرده است. تحقيقات مأموران پليس نشان داد كه عامل قتل مردي به نام وحيد است كه با همدستي داماد خانواده كه مجتبي نام دارد دست به اين جنايت زده است.
نماينده دادستان اضافه كرد: متهم رديف اول پرونده وحيد نام دارد و 40 ساله است. او متهم به قتل زن 60 ساله به نام شيوا و شروع به قتل شيرين، استفاده از سلاح غيرمجاز و سرقت است. همچنين متهم رديف دوم كه مجتبي نام دارد متهم به معاونت به قتل فاطمه و شروع به قتل شيرين و معاونت در سرقت است. نماينده دادستان ادامه داد: بررسي اوراق پرونده نشان ميدهد كه دو متهم گناهكار هستند و برايشان درخواست صدور مجازات قانوني دارم.
پس از آن دو دختر مقتول در جايگاه قرار گرفتند و گفتند كه خواستهشان قصاص متهم است. شيرين كه در جريان حادثه مجروح شده بود به دادگاه گفت: من پزشك هستم و عصر روز حادثه مادر ميخواست خريد كند. از من خواست به خواهرم و مجتبي زنگ بزنم تا بيايند و مجتبي ما را براي خريد ببرد. ساعتي بعد مجتبي و خواهرم آمدند و براي خريد به خيابان سهروردي رفتيم. شام را هم بيرون خورديم و مادرم هم پول آن را حساب كرد. بعد از آن سوار ماشين شديم و مجتبي ما را به خانه رساند. دم در خريدها را به دست من داد و رفت. وقتي وارد خانه شديم، من حس كردم كسي داخل خانه است. بعد به اتاق رفتم. آنجا بود كه مردي سلاح روي گردنم گذاشت و خواست ساكت باشم. من جيغ كشيدم و مادرم را صدا زدم. وقتي مادرم آمد به آن مرد گفت هرچه ميخواهي بردار و برو اما به دخترم كاري نداشته باش. من پسرم را از دست دادهام و نميخواهم كه دخترم را هم از دست بدهم. آن مرد گلولهاي به سمت من شليك كرد كه روي تخت افتادم. بعد هم به مادرم شليك كرد. من نفس ميكشيدم و خودم را به مردن زده بودم. وقتي خواست دست و پايم را ببندد متوجه شد كه زنده هستم. بالش را روي دهانم گذاشت و گلوله ديگري شليك كرد اما باز هم نمردم. بعد مقداري طلا كه جلوي ميز بود برداشت و رفت. با سختي خودم را به تلفن رساندم و به خواهرم خبر دادم. بعد هم خودم را به راهپلهها رساندم و همسايهها را خبر كردم. آنها با اورژانس تماس گرفتند اما مأموران اورژانس دير آمدند. همزمان با مجتبي و خواهرم، نامزدم نيز آمد. مجتبي معطل ميكرد و مرا به بيمارستان منتقل نميكرد. مدام سؤال ميكرد چه كسي مرا با تير زده؟ گفتم نميدانم اما كسي كه داخل خانه بوده حتماً كليد داشته و آشنا بوده است. بعد اصرار كردم مرا به بيمارستان برسان. گفت هر كه تو را زده خودش هم بيايد و تو را ببرد. نامزدم مرا به بيمارستان منتقل كرد و بعد از اينكه جراحي شدم، افسر پرونده از من سؤال كرد: چه كساني كليد داشتند؟گفتم: من، مادرم و دامادمان. او همان موقع گفت كه نقشه قتل كار دامادتان است.
پس از آن وحيد در جايگاه قرار گرفت و گفت: اتهام خودم را قبول دارم. مجتبي مرا فريب داد و گفت خواهرزنش ميخواهد ارثيه خانوادگي را صاحب شود و از من خواست مرتكب قتل شوم تا 50 ميليون به من بدهد. من هم كه بدهكار بودم، فريبش را خوردم و قبول كردم.
پس از آن مجتبي در جايگاه قرار گرفت و گفت اتهام خودش را قبول ندارد. او گفت: من كسي را براي كشتن اجير نكردم بلكه ميخواستم سرقت كند. مدتي بود كه مشكل مالي داشتم به خاطر همين نقشه سرقت از خانه مادرزنم را كشيدم. وحيد هم دروغ ميگويد كه من از او خواستم مرتكب قتل شود.
هيئت قضات بعد از شور وحيد را به قصاص، حبس و شلاق و مجتبي را نيز با توجه به مدارك موجود در پرونده به 15سال حبس محكوم كردند.