کد خبر: 626850
تاریخ انتشار: ۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۲۱:۳۳
محمد صادق عابديني

آرامگاه مبارزان اهل قلم، نامي كه تا پيش از خواندن گزارشي درباره مدفن دو تن از نامدار‌ترين مبارزان انقلاب مشروطه، برايم ناآشنا بود؛ جايي در مركز تهران، آرامگاه دو تن از مبارزان راه آزادي ايران و نجات از استبداد قاجاري كه اين روز‌ها چون ويرانه‌اي فراموش شده مرگ تدريجي خود را به نظاره نشسته است. تكه زميني كه روزي پيكر دو آزاديخواه در آن آرام گرفت. ملك‌المتكلمين واعظ مشهور عصر قاجاري كه در لباس روحانيت به جنگ با استبداد برخاست و در راه آزادي ايران از جهل و ظلم استبداد، جان خود را از دست داد و ميرزا جهانگيرخان صوراسرافيل كه قلمش را در راه نشان دادن زشتي‌هاي دولت وابسته قاجار به حركت در‌آورده بود و از ظلم محمد علي شاه قاجار نهراسيد. اين دو روزنامه‌نگار به جرم دفاع از آزادي در سوم تيرماه ۱۲۸۷ و بعد از روي كار آمدن دولت استبداد صغير، دستگير مي‌شوند و بعد از شكنجه جان مي‌بازند. پيكرشان در بيرون از خندق تهران دفن مي‌شود؛ جايي كه امروز جزئي از منطقه 11 شهرداري تهران است. اگر روز گذشته رئيس شوراي شهر تهران به خرابه‌اي كه روزي آرامگاه اين دو بود سر نمي‌زد و به اين بهانه گزارشي از آن منتشر نمي‌شد، اين اثر تاريخي شهر تهران نيز مانند بسياري از ابنيه تاريخي آن همچنان در گوشه فراموشي اين شهر بزرگ خاك مي‌خوردند تا اينكه روزي بدن خسته آنها با ضربه‌هاي بيل مكانيكي يك بسازبفروش منفعت طلب آشنا شود.

محل مخروبه‌اي كه هنوز هم مي‌توان نشانه‌هايي از روزهاي زيبايي‌اش را مشاهده كرد، نيازمند كمي توجه، دلسوزي و البته صرف هزينه‌اي ناچيز از سوي مديريت شهري يا مسئولان ميراث فرهنگي است؛ جايي كه هنوز كسي براي تخريب كامل آن پيش قدم نشده است و مي‌توان هنوز اميدي به نجات آن داشت. قضيه محل دفن اين دو مبارز راه آزادي و مقبره مخروبه‌شان و اينكه هيچ كس حاضر به پيش قدم شدن براي مرمت آنجا نيست، ناخودآگاه ذهن را به سمت داستان قطعه هنرمندان بهشت زهرا مي‌برد. همين چند هفته پيش بود كه قضيه خرج 100 ميليون توماني انتقال جسد دو خواننده زيرزميني و دفن آنها در قطعه هنرمندان سر و صدا به پا كرد. آيا ارج و منزلت جهانگير‌خان صور اسرافيل و ملك‌المتكلمين كمتر از خواننده‌هاي رپ زيرزميني است؟ هزينه‌اي كه معلوم نشد آخر از كدام محل اعتبار براي برادران فرازمند خرج شد نمي‌تواند براي دو مبارز انقلاب مشروطه نيز تكرار شود؟

تهران هر روز بيش از روز گذشته آثار تاريخي و فرهنگي خود را از دست مي‌دهد. مناطق مركزي تهران كه آثار تاريخي قاجاري را در خود جاي داده‌اند، روزي شاهد مهم‌ترين اتفاقات تاريخ معاصر اين كشور بوده‌اند كه انقلاب مشروطه يكي از آنها است. در حالي كه در ساير شهر‌هاي مهم جهان سعي مي‌شود به هر نحو ممكن هويت شهري حفظ شود و به شكل آبرومندي در برابر چشم گردشگران قرار گيرد و آيندگان نيز از آن بهره گيرند. در شهري مانند تهران، همه چيز بر مبناي قيمت زمين سنجيده مي‌شود. خانه‌هاي تاريخي قاجاري كه آخرين نمونه‌هاي آن هم به هر نحو ممكن از دايره ثبت ملي خارج مي‌شوند و به سرعت جاي‌شان را مجتمع‌هاي مسكوني يا تجاري پر مي‌كند يا آرامگاه‌هايي چون مقبره صوراسرافيل و ملك‌المتكلمين كه نمي‌دانند تا چند وقت ديگر ستون‌هاي لرزان و آجر‌هاي شكسته‌شان توان تحمل گذر ايام را دارند، همگي جزئي از هويت وجودي تهران به شمار مي‌روند. اين روزها ما به دست خودمان در حال تخريب چهره شناسنامه شهرمان هستيم، تلاشي كه مي‌خواهد شهر را بي‌هويت جلوه دهد، كاري كه اگر به نتيجه برسد از تهران تنها برج‌هايش باقي مي‌ماند و خاطره تهران دوست داشتني مانند افسانه‌اي مي‌شود كه پدرها براي پسرهايشان تعريف مي‌كنند و هيچ‌كس تصويري از آن در ذهنش نخواهد داشت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار