نوع چينش و تركيب بازيگران در هر نشست و تيم، تا حدود زيادي بيانگر نوع رويكرد و ماهيت برنامههايي است كه بايد از آن توليد شود. بحران سوريه كه اساساً به دست جريانهاي مداخلهگر و افراطي و حمايت و اصرار كشورهاي منطقهاي و غربي توليد شده، پس از يك سال پيشروي ارتش سوريه و شكست گروههاي تروريست به وضعيتي رسيده كه نقطه عطف در مسير تحولات اين كشور قلمداد ميشود.
اگر غرب و ارتجاع عرب و دستياران منطقهاي و تروريست نتوانند با تدارك ابزارها و مؤلفههاي لازم در نشست ژنو 2 حاضر شوند، حاصل اين نشست پيشاپيش يك بازي باخته ارزيابي ميشود و از آنجا كه گزينههاي فراواني در اختيار امريكا و غرب نيست و به ويژه در پروژه نظامي كردن بحران سوريه به اقتدار تروريستهاي القاعدهاي رسيدهاند، مسير با صرفهاي به جز مذاكرات سياسي ژنو 2 و كسب امتيازات ميدان جنگ در مقابل خود ندارند.
اين رويكرد امريكايي، با خواستههاي اسرائيلي و سعودي در تعارض است و به موازات تلاشهاي ژنو 2، اقدامات جنونآميز و گستردهاي از لبنان تا سوريه و عراق و يمن از سوي سعوديها براي شدت بخشيدن به ناامنيها و فعالتر كردن فتنه مذهبي توسط عربستان به اجرا گذاشته شده و در يك همكاري مشترك با رژيم صهيونيستي به كاخ سفيد فشار وارد ميكنند تا دو سرفصل اصلي در تحولات خاورميانه، يعني ايران و سوريه، با استانداردها و مطلوبيتهاي آنها طراحي شود و به پيش برود. رويكرد سياسي در سوريه و مذاكره با ايران توسط امريكا، براي رژيمهاي سعودي و صهيونيستي مهلك هستند و لذا از تمام توان خود براي استحاله و تخريب اين دو روند استفاده ميكنند. در ژنو 2 با اينكه طرفهاي غربي به خوبي ميدانند بدون ايران به نتيجه شايستهاي دست پيدا نميكنند ولي ناچار اقدامات هيستريك عربستان را ناديده نگرفته و با حذف ايران و اضافه كردن عربستان و كشورهاي شوراي همكاري، تركيه، اردن و مصر، از سران سعودي دلجويي كرده و عملاً در مسير اصرار بر منطق جنگافروزي و مداخلهگري قرار ميگيرند.
در نشست روز جمعه كه نمايندگان امريكا، روسيه و سازمان ملل براي تنظيم ليست كشورها و طرفهاي شركت كننده در ژنو 2 حاضر شدند، تركيب كشورهاي شركت كننده را به نحوي قرار دادند تا با جرياني كه از داخل سوريه به عنوان نماينده مخالفان شركت خواهد كرد، هماهنگ باشند. امريكا در حال رايزني با جريان جبهه اسلاميه است كه از گروههاي افراطي وابسته به عربستان شكل گرفته و قصد دارد خود را با جايگزين كردن به جاي ارتش حر در ژنو و نمايندگان مخالفين داخل قرار دهد. با اين توصيف كه در كنار جبهه اسلاميه، دو گروه اصلي القاعده به نام داعش و النصره باقي خواهند ماند كه در ريشه فكري و سازماني، تعارضي بين جبهه اسلاميه و القاعده و تبعاً داعش و النصره وجود ندارد.
نماد نمايندگي داخل را تروريستهاي وحشي و خونريز قرار ميدهند و در تركيب كنفرانس ژنو 2 هم، همان تيم حامي تروريستها و به ويژه عربستان و رويكرد مداخلهگر و جنگافروز مشاركت داده ميشوند. آنچه مورد نظر امريكاست اينكه ايران با حضور در ژنو 2 از اعتباري مشروعيت و جايگاه مؤثر برخوردار نشود، هر چند براي تدارك محتوايي ژنو 2، هنوز با مشكلات زيادي روبهرو هستند و فقدان برگ برنده در صحنه ميداني و داخلي آنها را متزلزل نشان ميدهد. با اينكه جايگاه بينالمللي و منطقهاي امريكا بسيار با گذشته متفاوت است و امريكا قادر به انجام بسياري از كارها نميباشد، با اين حال سياست پرخاشگري و تنشسازي و جنگ افروزي متكي به تروريسم و القاعده را به شركاي مرتجع منطقه واگذار كرده و براي بهرهمندي از كاركردهاي آن به انتظار نشسته است. حاصل اين تدبير در سوريه و تكيه بر تروريستها و حاميان آنها براي بازتابهاي آن فراتر از مرزهاي سوريه و دامن همپيمانان امريكايي را خواهد گرفت.