كلمه ترافيك به معناي عرفي آن ديگر براي تمامي شهروندان پايتختنشين بسيار آشناست كه علاوه بر هزينههاي مالي و زيستمحيطي زمان بسياري را نيز از شهروندان تلف ميكند. به واقع دولت و شهرداري به عنوان متولي تأمينكننده زيرساختهاي حمل و نقل عمومي با توجه به تراكم بافت شهري و ازدياد اتومبيلها در شهر به صورت محدود توانستهاند در اين زمينه به صورت فعال وارد عرصه شوند كه حاصل اين اقدامات تاكنون نتوانسته است از بار ترافيكي پايتخت بكاهد. بر اين اساس بايد علاوه بر توسعه حمل و نقل عمومي و تكميل شبكه حمل و نقل عمومي به ظرفيتها و پتانسيلهاي موجود در مناطق نيز توجه شود. در اين زمينه معاون شهرداري تهران در حوزه ترافيك با تأكيد بر تمركززدايي و واگذاري تمامي فعاليتهاي تصديگري به مناطق به عنوان يكي از سياستهاي اصلي ساماندهي ترافيك در سال 93 تأكيد كرد. تشكري هاشمي ضمن تأكيد بر ساماندهي فضاي عمومي حمل و نقل شهري به شكل مطلوب گفت: با واگذاري تمامي فعاليتهاي تصديگري نبايد هيچ مسافري به دليل كوتاهي در رسيدگي به ناوگان حمل و نقل بر زمين بماند.
به واقع سخنان اين مسئول در حالي مطرح ميشود كه بحث ناحيه محوري در مناطق 22 گانه شهرداري در حال اجراست و به نوعي برخي از بخشهاي حمل و نقل عمومي در مديريت اين مناطق مستقر شدهاند از جمله ميتوان به حوزه اتوبوسراني و تاكسيراني كه در كنار حوزه معاونت ترافيك مناطق مشغول به فعاليت هستند، اشاره كرد. به دليل گستردگي شهر تهران به 730 كيلومتر مربع عملاً كنترل و هدايت تمامي فعاليتهاي ترافيكي به صورت يكپارچه امكانپذير نبود و نخواهد بود مگر آنكه برنامهريزي و بسترسازي در حوزه شبكه حمل و نقل عمومي به صورت يكپارچه صورت گيرد و هدايت فعاليتهاي ترافيكي به مناطق واگذار شود. با كوچكتر شدن محدوده كنترل حمل و نقل عمومي تحت نظارت مناطق، عملاً بحث رسيدگي و نظارت نيز به صورت دقيقتر به انجام خواهد رسيد و مسائل و معضلات موجود نيز به صورت دقيقتر استخراج شده و رفع خواهد شد و از آنجايي كه مسير خطوط و شبكه حمل و نقل عمومي بين مناطق مشترك است، ميتوان با تمركززدايي و واگذاري تصديگري آن به مناطق، بخشي از مشكلات اجراي سياستها و برنامهريزيها را كاهش داد.
شل و سفتكن بار ترافيكي در شهري مانند تهران شب و روز نميشناسد، براين اساس لازم است تا حوزه معاونت ترافيكي مناطق از نظر نيروهاي متخصص و سختافزاري و نرمافزاري تقويت شود. وجود پايانهها، ايستگاهها و نقاط توزيع مسافر در هر منطقه و استقبال شهروندان از همين ميزان ناكامي وسايل حمل و نقل عمومي خود گواه اين موضوع است كه ميتوان با برنامهريزي مدون و پيوسته، توزيع سفرهاي درون شهري را در اين مكان و مسير ساماندهي كرد. احداث ايستگاههاي جديد و رفع گرههاي ترافيكي در كنار تجهيز ناوگان حمل و نقل عمومي به خصوص در ساعات اوج سفرهاي درون شهري ميتواند جابهجايي مسافران را تسهيل كند و نقص و كاستيها را برطرف سازد.از سوي ديگر با واگذاري تصديگري حمل و نقل عمومي به مناطق، زمان رسيدگي به شكايات و اعتراضات مردمي نيز كاهش خواهد يافت و اين امكان فراهم خواهد شد تا از ظرفيتهاي خالي بخشهاي ديگري براي پوشش مراكز و نقاط پرازدحام حمل و نقل عمومي استفاده شود. با اجرايي شدن اين اقدام در مناطق شهرداري 22 گانه ميتوان نقشه راهبردي در حوزه حمل و نقل عمومي را با توجه به ظرفيت و پتانسيل موجود در ارائه خدمات به مسافران تهيه كرد و براساس آن گامهاي بعدي را براي توسعه، راهاندازي و تجهيز خطوط و مسيرهاي حمل و نقل عمومي برداشت.