اتمام تحصیلات وی مقارن با اوجگیری انقلاب بود وی همراه دوستانش در تمامی صحنه ها بخصوص پخش اعلامیه های امام حضوری فعال داشتند پس از پیروزی انقلاب و تشکیل سپاه پاسداران به عضویت سپاه در آمد پس از چندی وی اقدام به ازدواج می نماید که ثمره ازدواج دو فرزند یک دختر و یک پسر می باشد که از وی به یادگار مانده است .
وی از طرف سپاه بارها به جبهه های نبرد اعزام شدو عاقبت در تاریخ 21/10/65 در عملیات کربلای 5 منطقه پاسگاه زید شربت شهادت را نوشید .
در بحبوحه ي انقلاب كه رژیم طاغوت مردم را اذیت می کردند،در دبیرستان نزدیک منزل ما دختران دبیرستاني تظاهرات می کردند و سربازان شاه آنها را تعقيب مي نمودند ،به مادر ش می گوید :«درها باز کنید تا بچه ها داخل شوند .
مادرش مي گويد :«يكبار به ايشان گفتم برو پارک درس بخوان ،در پاس به مادرش مي گويد :«محیط پارک خوب نیست آنجا خانم های بی حجاب هستند و ممکن است چشمم به آنها بيافتاد و گناه کنم .هیچ وقت از کارها ی خوب و کارهای در راه خد انجام می داد چيزي به ما نمی گفت .
نامه هايي از شهید
بانک الهی همیشه در پشت بام ما بود به طرف ا و کفش پرت می کنند که آن سرباز هر چه اطراف را نگاه می کند کسی را پیدا نکرد و زمانی که درس می خواند به وی گفتم برو پارک درس بخوان در خانه بچه ها ناراحت نشوند او می گفت محیط پارک خوب نیست آنجا خانم های بی حجاب هستند و من ممکن است چشم به آنها می افتاد و گناه کنم همه مشکلات خانه را من پذیرفت ولی گناه نمی کرد .
بانک الهی همیشه هر لحظه در جان و وجود انسان طنین افکن است که ای انسان مواظب باش دیری نمی پاید که حساب همگی شما از صغیر تا کبیر رسیدگی کنیم و هیات از اینکه انسانها هنوز که هنوز است در خواب غفلت و خواب بسر می برند و امیدوارم انشاء الله به کرم مولا و لطف ائمه متنبه و هوشیار شده و خیلی زودتر از این این حرفها به فکر عقوبت و حساب و کتاب خود باشیم انشاء الله با عنایت خاصه مولا بتوانیم خودمان را ساخته و هر لحظه آماده حساب والی باشیم .
خدمت پدر و مادر عزیزم سلام ، انشاء الله که حالتان خوب باشد و در کمال سلامت بوده باشید و در امور زندگیتان همیشه موفق و پیروز بوده باشید . یادی اگر از احوالات اینجانب خواسته باشید سلامت می باشم و دعاگوی شما امیدوارم که ما را ببخشید و من را حلال کنید . الحمد الله خوب هستم و دعاگوی شما . به محمد علی و محمد رضا و علی اکبر سلام برسانید . هر کسی حالم را پرسید سلام برسانید .
به امید زیارت کربلا .
يك تيرماه 1363
وصیت نامه :
آنانکه که به خدا ایمان آورده و نیکوکار شدند و به درستی و پایداری و در دین یکدیگر را سفارش کردند .
به نام ایزد منان و هستی بخش جهان . با درود بر محضر مبارک حضرت مهدی ارواحنا له الفدا و نائب بر حقش امام امت خمینی و سلام و درود بر امت شهید و سلام و درود خدا بر جمیع انبیاء و بر ارواح پاک شهدا ی اسلام از اول تا امروز اینجانب محمد حسین پور اکبر وصیت نامه را در زمانی شروع به نوشتن کرده ام که کوله باری از گناه دارم . در خسران دنیا بوده ام .
نمی دانم که خدا جانم را در کجا و به چه صورت خواهد گرفت . هر چند که من در این لحظات آخر عمرم آلوده به گناه و نافرمانی از خدا هستم و ای خدا لطف و بخشش تو بکران و من امیدوارم به کرم تو ای خدائی پارسا که به من محبت دادی و لطف کردی که بیاییم جبهه شاید خودم را اصلاح کنم . من تو را فراموش کرده ام و آلوده به گناه شوم .
ای ایزدمنان ازتو می خواهم از محبت را در دلم جای دادی . همیشه به یاد باشم . از تو می خواهم که مرگم را شهادت در راه خودت قرار دهی و از تو می خواهم که در هنگام مرگ به یاد و فکر تو بمیرم و حال غفلت و بالینگی به دنیا خدایا !مرا پنهان از خود نکن .که گویی تو را می بینم و.....
من بر حسب وظیفه و مسئولیتی که بر دوشم احساس می کردم این راه انتخاب کرده و هیچ اکرایی اجباری در آمدنم به جبهه نبوده و هر چند آمدن هر یک از ما به جبهه دست خود ما نیست بلکه آن لطف خداست که ما را می کشاند به سوی جبهه و جهاد این سعادت نصیب هر کسی نمی شود . سلام و درود خدا و اولیاء اش بی شک ای ملت شهید پرور و ای خانواده شهدا و امتی که با صبر و استقامت خود اسلام واصیل به جهان شناساند روزی نیست که فرزندی از شما در جبهه پرپر نشود و من شرمنده ام پیش شما خانواده شهدا از اینکه در طول انقلاب این طوری که باید شاید نتوانستم راه شهدا شما را ادامه امیدوارم که بتوانم با خون ناقابلم به اسلام و شهدا ادا کنم .
ای امت شهید پرور ما باید در هر حال و پیروزی به یاد خدا باشم و همیشه و هر کاری که انجام می دهیم اخلاص و استقامت در آن داشته باشید و این مطلب در نظرمان باشد که هر کاری کنید حفظ اسلام انجام می دهیم تکلیف ماست به انجام تکلیف واجب می باشد حالت ضعف و غرور بچه ها در حال شکست و مهروزی از خود نشان ندهیم که یکی از نشانه های اخلاص همین است همیشه هدفمان این باشد که تکلیف و وظیفه ما در مقابل انقلاب و اسلام آن را انجام دهیم . از خدا بخواهیم لحظه ای ما را به خود وانگذارد .
پدر ومادر عزیزم ! سلام و درود خدا بر شما که در تربیت کردن آدم شدن من تلاش کرده اید ولی من قدر و منزلت شما و زحمت هایی که در شب و روز برای من کشیده اید . شاید نتوانسته ام فرزند خوبی برای شما نبودم و لیکن امیدوارم که با خون خودم بتوانم حق خود را نسبت به اسلام و انقلاب و شما ادا کنم . و شما را پیش خدا رو سفید کنیم . شاید خونم باعث بخشش گناهانم شود و از شما می خواهم که مرا حلال کنید و برایم طلب آمرزش نماید .
مادرم نمی دانم جنازه ام را خواهی دید یا نه ولی در هر حال از تو می خواهم خدا را شکر کنی که امانتی را که نزد شما بود را در را ه حفظ اسلام و قرآن از شما دادید .