ميگفتند پول زيادي از وزارت ورزش نميگيريم. يعني آنچه كه ميگيرند آنقدر كم هست كه نشود روي آن حسابي باز كرد. اين هم حرف فتح اله زاده بود و هم رويانيان. مديراني كه اتفاقاً در اين طور مواقع كاملاً با هم هماهنگ بودند و حرفشان يكي بود. ميخواستند كار خودشان و درآمدزاييهايي را كه براي باشگاههايشان ميكنند بولد كنند. شايد هم سعي داشتند اين طور وانمود كنند كه دريافتي تيم هايشان از وزارت ورزش آنقدر نيست كه بشود روي آن حسابي باز كرد. با اين حساب نبايد از تصميم وزارت ورزش براي ندادن پول به پرسپوليس و استقلال خيلي ناراحت ميشدند! حال آنكه اين تصميم آنها را به شدت برآشفته است، به طوري كه زمين و زمان را به هم دوختهاند. هر دو قصد رفتن كردهاند. يكي شعر ميگويد كه يا بكش يا دانه ده يا از قفس آزاد كن! آن يكي هم توپش پر است كه نميشود آنها مديريت كنند و ما پول بدهيم.
مانده ايم كه كدام را باور كنيم. حرفهاي ديروزشان كه از رسيدن آب باريكه از وزارت ورزش خبر ميداد يا قهر امروزشان را. اگر دريافتي پرسپوليس و استقلال از وزارت ورزش و جوانان رقم درخور توجهي نبود (طبق گفتههاي قبلي)، پس دليلي ندارد حالا كه وزارت ورزش تصميم گرفته ديگر پولي به اين تيمها ندهد، اينگونه زمين و زمان را به هم بدوزند و گرد و خاك به پا كنند.
هر چند كه اين عادت رويانيان و فتح اله زاده است. آنها هميشه با تهديد و شلوغ بازي جو متشنج ميكنند تا آنچه را كه ميخواهند از اين آب گل آلود صيد كنند. كاري كه هر بار انجام ميدهند و از آن نيز نتيجه ميگيرند.
نگراني آنها هزينههاي هنگفتي است كه بابت تصميمات اشتباه و كارشناسي نشده خودشان روي دست باشگاه مانده. پرداخت مبالغ نجومي قرارداد بازيكنانشان. مبالغي كه از جيب مردم ميرود و حالا كه حرف قطع شدن دست آنها از جيب ملت و مردم به وسط آمده، شاكي شدهاند كه نميتوانند اين پولها را پرداخت كنند. يادشان رفته روزي كه بيمحابا بر صفرهاي قرارداد بازيكنانشان ميافزودند، خيليها به اين مسئله اعتراض كردند. به پرداخت ارقام نجومي به بازيكناني كه شباهتي به ستارهها ندارند اما به اين بهانه جيب مردم را خالي ميكنند. اما امروز كه بايد خودشان، از جيب خودشان كه نه، از فكر خودشان و از درآمدزايي خودشان اين پولها را پرداخت كنند، شاكي شدهاند و كوس رفتن را به صدا در آوردهاند. درست مثل هميشه كه با تهديد و زور به خواسته هايشان ميرسند.
اين اما بهترين تصميم وزارت ورزش است. تصميمي كه شايد اگر خيلي قبلتر از اينها گرفته ميشد، ديگر شاهد نجومي شدن رقم قرارداد بازيكنان نبوديم. چراكه اگر آقايان از روز اول ميدانستند كه قرار نيست از جيب مردم پول بازيكنانشان را بدهند، حتماً در نوشتن صفرهاي اين قراردادها اندكي تامل ميكردند تا امروز دستشان در پوست گردو نماند.
هر چند كه اين يك سوي ماجراست. آن سوي اين اعتراضها چند سؤال بيپاسخ است كه مهمترين آن به درآمدزايي اين دو باشگاه برميگردد و آنچه رويانيان و فتح اله زاده پيش از اين بارها روي آن مانور كرده بودند. هر دو اين مديران همواره از درآمدزايي هايشان باري پرسپوليس و استقلال داستانها گفته بودند. داستانهايي كه طبق آنها امروز نه رويانيان و نه فتح اله زاده نبايد دغدغه و نگراني از قطع شدن آب باريكه وزارت داشته باشند. اما سرو صداهاي امروز آنها در مواجهه با تصميم وزارت ورزش و جوانان، شائبه هايي در خصوص گفتههاي قبلي اين دو مدير در خصوص خودكفايي پرسپوليس و استقلال و درآمدزايي هايي كه گفته ميشد براي اين دو تيم انجام شده، ايجاد ميكند!