کد خبر: 625539
تاریخ انتشار: ۲۰ آذر ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۳
زندگي‌نامه شهيد غلام‌حسين آشنا
غلامحسين انگار از همان دوران طفوليت غلامي براي امام حسين(ع) را آموخت. پدر و مادر غلامحسين هميشه به مسجد مي‌رفتند و در مناسبت‌هاي مذهبي در جلسات شركت مي‌كردند و غلامحسين هم از همان روزها همراه آنها در آن مراسمات حضور پيدا مي‌كرد
مبينا شانلو
جوان‌آنلاين: آبان ماه سال 1348 يكي از محله‌هاي جنوب تهران شاهد به دنيا آمدن نوزادي در خانواده آشنا بود. او دومين فرزند خانواده بود و پدر و مادرش به خاطر عشق و ارادتي كه نسبت به امام حسين(ع) داشتند، نام غلامحسين را براي او انتخاب كردند.
 
غلامحسين انگار از همان دوران طفوليت غلامي براي امام حسين(ع) را آموخت. پدر و مادر غلامحسين هميشه به مسجد مي‌رفتند و در مناسبت‌هاي مذهبي در جلسات شركت مي‌كردند و غلامحسين هم از همان روزها همراه آنها در آن مراسمات حضور پيدا مي‌كرد. او در دوران كودكي يك بار در آتش مي‌افتد و دست و پايش سوخته مي‌شود و مادرش با نذر و نيازهاي فراوان از خدا مي‌خواهد كه فرزندش را شفا دهد و در نهايت دعاي مادر اجابت مي‌شود. مادر چه مي‌دانست دست روزگار به گونه‌اي رقم مي‌خورد كه سال‌ها بعد فرزندش در آتشي كه دشمن در جبهه‌هاي ايران به پا مي‌كند،‌به شهادت مي‌رسد.
 
او از همان روزهاي كودكي بسيار آرام بود و با ديگران بسيار با مهرباني رفتار مي‌كرد. حضور در جلسات مذهبي غلامحسين را با قرآن مانوس كرد و براي يافتن حقايق زندگي به اين كتاب آسماني پناه برد. هنوز زمان مدرسه رفننش فرا نرسيده بود كه براي يادگيري قرآن نزد حاج آقا بهري رفت و دوره روخواني را در آنجا ياد گرفت. روزهاي كودكي او همزمان با فعاليت‌ها انقلابي بود كه غلامحسين هم همراه پدر و مادر به صورت پنهاني در جلسات سياسي شركت مي‌كرد و و هر گاه تظاهرات يا راهپيمايي بود دست در دست پدر راهي كوي و برزن مي‌شد و اينگونه راه  و رسم مبارزه با ظلم و ستم را ياد گرفت.
 
همه اهل خانه و محل غلامحسين را دوست داشتند. او بسيار خوش برخورد بود و هميشه به گونه‌اي صحبت مي‌كرد كه كسي آزرده خاطر نشود. در خانه با خواهرانش با مهرباني رفتار مي‌كرد و هر گاه به صحبت با آنها مي‌نشست حفظ حجاب را به آنها تاكيد مي‌كرد. او نسبت به پدر و مادرش بسيار حساس بود و هميشه رضايت آنها را جلب مي‌كرد و تا آنجا كه مي‌توانست در كارهاي خانه به مادرش كمك مي‌كرد. در مدرسه هم معلمان و همشاگردي‌‌هايش بسيار از او راضي بودند.
 
 
او بعد از انقلاب همزمان با تشكيل بسيج به عضويت آن درآمد و فعاليت‌هاي قرآني‌اش را در آنجا ادامه داد و بسياري از دوستانش را به كلاس‌هاي قرآني دعوت مي‌كرد.
غلامحسين به عكاسي بسيار علاقه داشت و به هر كجا كه مي‌رفت دوربين عكاسي‌اش را هم مي‌برد. او كم‌كم در اين حرفه تبحر خاصي پيدا كرد و به بسياري از دوستانش راه و رسم عكاسي را ياد داد و بعد از مدتي يك مغازه عكاسي داير كرد.
 
همزمان با آغاز جنگ تحميلي عليه ايران غلامحسين با وجود اينكه سن و سالي نداشت اما داوطلبانه راهي ميدان نبرد شد تا او هم بخشي از كار را به عهده بگيرد. در آنجا هم دوربين عكاسي‌اش را برده بود و از دوستان و همرزمانش عكس مي‌گرفت و وقتي به خانه مي‌آمد عكس‌ها را به در و ديوار اتاقش نصب مي‌كرد.
 
وقتي غلامحسين به شهادت رسيد در مراسم ترحيمش افراد ناشناسي بودند كه بسيار گريه مي‌كردند. وقتي آنها خود را به خانواده آشنا معرفي كردند گفتند: غلامحسين نان آور خانه‌مان بود. او از درآمد عكاسي به بسياري از خانواده‌هاي بي‌بضاعت كمك مي‌كرد. خانم مسني هم رو به مادر شهيد گفته بود: از كنار عكاسي مي‌گذشتم كه پارچه مشكي روي آن فكرم را مشغول كرد و پرسان‌پرسان متوجه شدم صاحب آن به شهادت رسيده است. روزي نزد او آمدم و از مشكلات و تنگدستي‌ام گفتم و بعد از صحبت‌هايم غلامحسين گفت: هنري بلد هستي؟ گفتم: بله با خياطي آشنا هستم. غلامحسين چرخ خياطي برايم تهيه كرد و من هم كارم را شروع كردم و از راه گذران زندگي مي‌كردم.
 
آخرين بار كه قصد رفتن به منطقه عملياتي داشت در حياط خانه با خانواده‌اش نشست و همه با او شوخي مي‌كردند و غلامحسين هم با خنده مي‌گفت: اين بار من مي‌روم و بالاخره شهادت قسمتم مي‌شود.
 
25 شهريور ماه سال 66 غلامحسين عازم منطقه ماووت عراق شد. او مسئول تداركات بود. 25 مهر ماه درست يك ماه بعد براي اطلاع رساني به خانواده شهدا راهي شهر ‌شد و صبح همان روز شهر بمباران مي‌شود. آن روز شهادت براي غلامحسين خبر آورد و در آن بمباران دست و پايش قطع شد و از آنجا كه پيكرش سوخته بود نتوانستند او را شناسايي كنند و غلامحسين را از روي مقدار پولي كه در جيب داشت شناسايي كردند.
 
آخرين بار غلامحسين خيلي با عجله به منطقه رفت و آنقدر همه چيز به سرعت رقم مي‌خورد كه حتي فرصت نشد وصيت‌نامه‌اي بنويسد و از اين رو هيچ دست نوشته‌اي از اين شهد بزرگوار در دست نيست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار