ماجراي روز دانشجو و صحنهاي كه به ويژه در روز 16 آذرماه در چند دانشگاه و از جمله در جريان حضور رياست محترم جمهور در دانشگاه شهيد بهشتي طراحي و اجرا شد، بيانگر اين است كه جريان فتنه تلاش دارد به رغم حماسه سياسي مردم در 24 خرداد سال 92 كه وجه بارز آن خط پاياني بر توهمات و شعارهاي مولد فتنه 88 نظير تقلب در انتخابات يا سازماندهي شده بودن انتخابات دهم بود، با بهرهگيري از ظرفيت و موقعيت و پايگاه رياست محترم جمهور، چالشهاي گذشته را احيا و با كليد زدن دور جديد تحريمات و چالشها از محيط دانشگاهها عملاً دولت يازدهم را به بستر دوقطبي جديدي در جامعه تبديل كند كه وجه بارز آن ميتواند رودررو قرار گرفتن رياست محترم جمهور با مجموعه تودههاي انقلابي و دغدغهمداران نظام اسلامي باشد.
حماسه 9 دي سال 88 عرصهاي براي محاكمه فتنهگران در دادگاه افكار عمومي مردم ايران فارغ از تعلقات جناحي يا حزبي بود و البته عرصه انتخابات يازدهم نيز تمام كننده آن و صندوقي بود كه قريب 40 ميليون نفر با آراي خود (به رغم رأي به نامزدهاي متفاوت) خط بطلاني بر فتنه كشيدند و پس از آن هم رياست جمهور و هم وزرا و مسئولان منتخب و مديران دولت يازدهم با نفي و انكار فتنه عملاً بر اين اعتماد مردم صحه گذاشتند و ادامه اين روند البته ميتوانست در تلطيف فضاي سياسي كشور مؤثر باشد و همگرايي ايجاد شده، به نقطه عزيمت ملي براي عبور از شرايط سخت تحريم و فشار دشمن تبديل شود.
اما طبيعي بود كه اين روند مطلوب كارگزاران فتنه نباشد و اتفاقاتي زنجيرهاي به وقوع بپيوندد كه نشان از فتنهاي ديگر دارد. در روند تحولات بعد از انتخابات مساعدت دستگاههاي قضايي، اطلاعاتي و امنيتي براي حال مديران و سران فتنه سبب شد تعداد زيادي از عوامل مؤثر در فتنه با مساعدت مسئولان آزاد شوند و شرايط رفاهي براي سران فتنه هم بهگونهاي شد كه حتي فرزند كروبي در روز 11 مهرماه در فيسبوك خود از شرايط مناسب پدرش و سفر او به سرعين و... سخن به بيان آورده و بسياري از اخبار نشان از كاسته شدن شرايط حصر داشت، اما به ناگاه اين روند با نامه همسر كروبي خطاب به رئيس جمهور و ادعاي نامساعد بودن حال وي و اينكه در سن هفتاد و چند سالگي دچار پوكي استخوان شده و... اينكه بايد دادگاهي تشكيل شود تا او حوادث پس از ارتحال امام را بازگو كند و پس از آن ماجراي خبرسازي مسخره گاز گرفته شدن دست دختر موسوي كه مدتها به خبر اول رسانههاي مجازي و دشمنان انقلاب اسلامي براي تبديل كردن سران فتنه به مسئله اول كشور، مطرح و در نهايت با اظهارات محمدرضا خاتمي در گفتگو با روزنامه اعتماد تكميل مي شود كه او به رغم هزينههاي عظيم مادي و معنوي كه فتنهگرانبر نظام تحميل كردند (كه تنها يك مورد آن تحريم فلجكننده نظام سلطه عليه مردم ايران بود كه نقطه آغاز آن قطعنامه 1929شوراي امنيت پس از خرداد 89 بود) مدعي ميشود كه اصلاحطلبان از طلب سال 88 در همان سال گذشتند.
امروز اصلاحطلبان از هيچكس طلب ندارند و نهايتاً با اين اظهارات نظام است كه بدهكار ميشود. در مورد حصر سران فتنه كه مديران و كارگزاران بيروني فتنه با سناريوي خود نشان دادند كه در عين اينكه تلاش دارند رفع حصر را به موضوع مطالبه جريانهاي دانشجويي تبديل كنند، اولويتشان تداوم حصر تا انتخابات آتي است كه به تناسب آن بتوانند ظرفيتهاي اجتماعي خود را هماهنگ و همجهت كرده و فعال نگه دارند.
اما مسئله اصلي اين است كه حصر سران فتنه تنها به دليل فتنه انگيزي آنها در ماجراي انتخابات 88 نبود چرا كه اگر اين بود تا بهمن سال 89 خبري از حصر نبود و اينها تا آن زمان آزادانه اطلاعيه ميدادند و منشور جنبش سبز را صادر ميكردند و البته مايوسانه شاهد ريزش شديد در بدنه اجتماعي هواداران بودند كه به مرور به ماهيت مسائل پي برده بودند، اما آنچه كه سبب حصر شد در اصل تلاش سران فتنه با تبديل ايران به سوريهاي ديگر در 25 بهمنماه سال 89 بود، چرا كه متاثر از تحولات مصر و تونس با فراخواني كه موسوي و كروبي براي كشاندن مردم به خيابانها در 25 بهمن89 داده بودند، جريان فتنه تلاش داشت كشور را به عرصه تقابل دروني همچون وقايعي كه بعداً در سوريه اتفاق افتاد، تبديل كند و به همين دليل، كاخ سفيد رسماً به حمايت از فراخوان آنها وارد ميدان شده و شبكههاي بيبيسي و سيانان و... عملاً در خدمت سران فتنه قرار گرفت و خانم كلينتون وزير خارجه امريكا در شام روز 25 بهمن 89 كه تحركات محدودي در تهران صورت گرفته بود ميگويد، «آنچه ما امروز در ايران شاهد آن هستيم، نشانه شجاعت مردم ايران است» و رئيس كميته روابط خارجي سناي امريكا اقدامات گذشته كاخ سفيد در حمايت از فتنهگران را كافي ندانسته و تاكيد ميكند كه: «يكي از راههايي كه از طريق آن ميتوانيم و بايد از مردم ايران حمايت كنيم اين است كه از تمام راهها و ابزار موجود براي تحريم ايران استفاده كنيم و نكته ديگر در اين ميان ضرورت هوشياري دولتمردان در برابر اين راهبرد جريان فتنه است كه رفع حصر سران فتنه را در شرايطي كه سران و مديران فتنه، هنوز بر ادعاي خود باقي هستند، به مطالبه دولت يازدهم تبديل كنند، اين امر به رغم طراحي عوامل فتنه نظير آنچه كه در روز 16 آذر اتفاق افتاد و در شرايطي كه كشور درگير چالشي جدي در عرصه مقابله با تحريمها در مذاكرات هستهاي است به طور جدي ميتواند ظرفيت دولت را كاهش داده و حتي در برابر تودههاي عظيم انقلابي و دغدغهمدار نظام اسلامي قرار دهد.