
روز شنبه اولين مواجهه رسمي مديران برگزاركننده جشنواره با اهالي رسانه در حالي برگزار شد كه شايد از همين آغاز كار جرقه ايجاد ديوار بيمهري ميان مديران و رسانهها زده شد. قصد ما هم نقد و مچگيري و خداي ناكرده تخريب گروهي نيست كه تازه كارش را شروعكردهاست بلكه بيان دو نكته است براي ايجاد همراهي و اعتماد متقابل مديران و رسانهها:
1- رونمايي از پوستر و سايت جشنواره در قالب مراسمي دوستانه و صميمي و در عينحال، باشكوه، ميتوانست مجالي باشد براي آنكه اهالي رسانه خود را هرچه بيشتر در بستر جشنواره حسكنند و براي كمك به هرچه باشكوهتر برگزار شدن جشن انقلاب تلاش كنند و درگير آن شوند.
اما عدم اطلاعرساني مناسب، دعوت نكردن از روزنامهها، نشريات مجلات و موارد ديگري از اين دست باعث شد تا اين مراسم حتي متأسفانه اثر معكوس داشته باشد و نتواند همراهي و همدلي اهالي رسانه را با اين مراسم درپي داشته باشد.
در حال حاضر هم با وجوديكه هنوز زمان زيادي از اين مراسم نگذشته، فضاي مجازي و بعضي نشريات محل بروز نشانههايي از اين دلسردي شدهاست. شايد دعوت كردن همراه با عزت و احترام از خبرنگاران سينمايي و جاري ساختن عطر مهر در آن جمع ميتوانست آغاز خوبي براي جشنوارهاي باشد كه داعيهدار «سينماي اميد» است. دعوتي مناسب و باشكوه كه نمونهاش را سالهاي گذشته نيز ديده بوديم.
اميدواريم اين شكل دعوت از خبرنگاران مشت نمونه خرواري نباشد كه در زمان جشنواره نيز شاهد تحديد رسانهها و جلوگيري از تكثر آنها باشيم.
2- از همان اولين روزهايي كه هسته بسط يافته و بزرگ شده مديران جشنواره فجر اعلام شد انتقادهايي بهوجود آمد كه چرا در دولت مدعي كوچكسازي به يكباره براي هر پست دو يا سه مدير سر خط ميشوند و انواع عناوين ويژه و... براي افرادي كه رفقاي قديمي بهحساب ميآيند تعريف ميشود.
اما اين انتقاد در آن زمان بيشتر به يك نقد غيردوستانه شبيه بود تا انتقادي دوستانه و پاسخش اين بود كه به هر روي دبير جشنواره ملزوماتش را بهتر از هركسي ميداند و اينگونه صلاح دانسته كه با دور هم جمع كردن اين گروه تيمي را سروسامان دهد كه بهترين نتيجه را حاصل كند اما اتفاقي كه در مراسم روز گذشته افتاد نشان داد كه آن منتقدان فارغ از دوستي يا دشمنيشان پر هم بيراه نميگفتند.
اينكه با وجود تعداد زيادي از مديران رئيس و ويژه و عالي مقام و... جشنواره، دست آخر هم كار طراحي پوسترهاي بزرگترين جشن سينمايي به يكي از همان جمع داده ميشود و نه متخصصترين طراح و گرافيست و نه لااقل يكي از پنج نفر اول طراحي و گرافيك نشان ميدهد كه اين جمع بزرگ مديران احتمالاً قرار نيست خيلي هم تخصصي كار كنند و يحتمل از اين پس هم بايد منتظر دست به دست شدن بقيه كارها ميان همان جمع دوستان باشيم. يكي سيمرغ طراحيكند، يكي بسازد. يكي جوايز را تقبل كند و...
نتيجه كار هم طبيعتاً كاري ميشود متوسط و دست چندم كه در شأن سينماي ايران نيست و اگر استادان طراحي و گرافيك بخواهند منصفانه و فارغ از دوستيها و دشمنيها به بررسي آن بنشينند يحتمل نقطه قوتي برايش باقي نميگذارند.
دست آخر هم اينكه با وجود همه اين حرفها اميدواريم اين جمع از اين پس با تخصصيتر انجام دادن كارها فضايي را فراهم كنند كه سينماي اميد در همان آغاز راه متوقف نشود.