سفر بيژن نامدار زنگنه به وين براي حضور در صد و شصت و چهارمين نشست اوپك فارغ از دفاع تمام قد وي از حق ايران براي افزايش سهم توليدي جمهوري اسلامي ايران و به فراموشي سپردن سال سپردن از سوي قدرتهاي اوپك مانند عربستان، ديدارهاي وي با هشت شركت نفتي دنيا را بيش از هر «متن» ديگري در معرض توجه قرار گرفت.
وزير نفت همسو با سياستهاي بينالمللي دولت تدبير و اميد، گام نخست را براي ترميم نقاط آسيبديده صنعت نفت برداشته و از شركتهاي خارجي براي حضور در ايران دعوت به عمل آورده است. بدون ترديد چنين اقدامي براي اخذ «گارانتي» بزرگي به منظور توسعه ميادين نفت و گاز ايران از حمايتهاي كارشناسان نفتي برخوردار است اما اين دعوت را نبايد با مفاهيمي همچون عدم توان شركتهاي ايراني در توسعه ميادين، ضعف تكنولوژي، عدم توان مديريتي مخازن و تكرار اشتباهات گذشته مترادف ساخت.
با نهايت تأسف بايد گفت برخي پيمانكاران داخلي طي سالهاي گذشته با رويكردي «واسطهاي» و «منش» دلالي، «روش» مبتني بر توان داخل براي توسعه را به باد سپردند و چنان عملكرد ضعيف و ناخوشايندي را ارائه دادند كه هيچ نقطه دفاعي را از خود به جاي نگذاشتهاند ولي از سوي ديگر برخي ديگر از شركتهاي داخلي به خوبي توانستند از پس وظايف تعريف شده خود برآمده و «رستگاري» در نفت را عينيت ببخشند.
مشكل اصلي صنعت نفت كشور در اين روزها نه محدوديتهاي تكنيكي و تاكتيكي در توسعه است و نه ضعف دانش و توانايي بلكه خرابي است كه در سايه بهكارگيري مديران بيتجربه، ناكارآمد و بيگانه از نفت است كه با تصميمهاي عجيب خود نفت را ويرانه ساختند. اين موضوع به قدري هويدا بود كه وزارت نفت مهمترين بند عملكرد صد روزه خود را به شايستهسالاري اختصاص داد. به زعم وزير نفت ژنرالها، به نفت برگشتند و اميد ميرود سوءمديريتها به كمترين ميزان خود برسد.
براي روشن شدن صورت مسئله كه همان خرابي به جا مانده از مديران سابق است از مثال سادهاي استفاده ميكنيم. روزگاري يك شركت چيني براي افزايش توليد از ميدان نفتي مسجد سليمان برنامهاي را ارائه ميدهد و با طرح خود از افزايش ميزان توليد نفت به 25 هزار بشكه از قديميترين ميدان نفتي كشور ميگويد. پس از ارائه رسمي طرح اين شركت چيني، كارشناسان و مديران كنار گذاشته شده در نامههاي جداگانه به وزير وقت نفت از تحقق نيافتن اين هدف ميگويند اما اين پروژه بدون توجه به هشدارهاي كارشناسان مخزني به چينيها واگذار ميشود و پس از تأخيرهاي مكرر اين پروژه آماده بهرهبرداري ميشود. در طول اجراي اين پروژه، كارشناسان به مسئولان توصيه ميكنند نظارت فني بيشتري روي اجراي پروژه داشته باشند چراكه چشم باداميها از تجهيزات درجه 3 و كهنه استفاده ميكنند اما بازهم اين صدا شنيده نشد. سپري شدن دو ماه از توليد 25 هزار بشكه نشان داد توصيه كارشناسان كاملاً بر حقيقت منطبق است. پمپهاي درونچاهي از كار افتادند، خطوط لوله انتقال نفت از صدها نقطه پاره شدند، تاسيسات به پا شده با خرابيهاي بيشماري به روبه رو شدند و در اين ميان خوشبخت چيني هايي كه ميليونها دلار از ايران پاداش گرفتند و راهي پكن شدند!
اين نمونه سادهاي از سوءمديريتهايي بود كه وزير نفت به خوبي بر آن واقف است و انتظار ميرود با روي كارآمدن مديران باتجربهتر اين اشتباهات تكرار نشود هرچند كه پيش بيني چنين روزي با توجه به تجربيات پيشين كمي محال است.
تجربه نشان داده است در دوره هشت ساله وزارت آقاي زنگنه توان شركتهاي داخلي هيچگاه كشف نشد و در صورت كشف آن، از سوي شركت ملي نفت به كار گرفته نشد به نحوي كه شركتهاي داخلي به بهانه عقبماندگي از تكنولوژيهاي روز دنيا به پيمانكاران درجه 2 شركتهاي خارجي تبديل شدند و دست آخر خودشان پروژه را تمام كردند و به شركت ملي نفت ايران تحويل دادند.
قراردادهاي يكسويه با شركتهاي خارجي طي 20 سال اخير، پاي لنگ نفت را لنگتر كرد و سبب پديد آمدن وضعيت امروز شده است. غرض از اين نوشته كوتاه آن است كه دعوت از شركتهاي خارجي گرچه اقدامي ضروري و لازم است اما نبايد دو نكته را از خاطر دور نگه داشت؛ عدم تضعيف شركتهاي داخلي و يكطرفه منعقد كردن قراردادهاي نفتي.