يك روز مسعود كرباسيان، رئيس كل گمرك ايران كه لابد تا به حال از فرودگاه امام نپريده است، از گمرك فرودگاه امام بازديد ميكند و ميبيند كه پناه برخدا آنجا مردم را دو بار ميگردند. همينطور جلو كه ميرود و صحنههاي بازديد را كه ميبيند، متأثرتر ميشود. او پيش خودش فكر ميكند چرا بايد اين طور باشد؟من كجا زندگي ميكنم؟ اينجا كجاست؟ و سؤالاتي فلسفي از اين دست برايش پيش ميآيد. بعد كه بيشتر فكر ميكند به خودش ميگويد حتي يكبارش هم زياد است. آخر تصميمش را ميگيرد: همه مردم كه نبايد بارشان ديده شود. او حتي در يك مورد به كارمند يكي از سفارتخانههاي ايران در خارج از كشور زنگ ميزند و بابت مشكلي كه براي او پيش آورده بودند، عذرخواهي ميكند.
ما اينچنين مديراني داريم!
يك روز مسعود كرباسيان، رئيس كل گمرك ايران كه لابد تا به حال از گمرك فرودگاه امام چيزي نشنيده است، ميشنود كه كارمند گمرك به يك مسافر ورودي به كشور ميگويد آنجا (لابد يك جايي كه اينجا نيست) چقدر حقوق ميگيري؟ به دلار يا يورو؟ او پيش خودش ميگويد به آن كارمند چه ربطي دارد؟شايد مسافر اصلاً حقوق نميگيرد يا اگر ميگيرد نميخواهد زنش كه كنار او ايستاده متوجه مبلغ شود! كرباسيان كه به نقد خود اعتقاد دارد با انتقاد شديد از عملكرد كارمند گمرك در فرودگاه امام به دليل برخورد زشت با مسافر ورودي ميگويد: من با آن كارمند برخورد ميكنم، اين طوري كه نميشود. كرباسيان ميخواهد جوري برخورد كند تا كسي جرئت تخلف نداشته باشد. شايد آن كارمند ديگر نتواند كارمند بماند يا ديگر حرف نتواند بزند.
ما اينچنين مديراني داريم!
يك روز مسعود كرباسيان رئيس كل گمرك ايران كه لابد تا به حال اينور گمرك فرودگاه امام معطل آن وريها نشده است وضعيت فاجعهبار ديگري را ميبيند. او ميبيند خانمي منتظر شوهر خود با دسته گل ايستاده است. تا اينجاي كار به لحاظ عرفي و شرعي و قانوني مشكلي حادث نشده است. او خوشحال ميشود اما آن زن نميخندد. بعد كه كرباسيان خودش را ميگذارد جاي خانم آن شوهر متوجه ميشود كه گشتن شوهر و بازرسي بدني او به شكل بسيار نامناسبي صورت ميگيرد. (نمي شود نوشت يا گفت) او به خود ميگويد: اين چه معنايي ميتواند داشته باشد؟ پس تصميم ميگيرد كه بايد اين موضوع اصلاح شود. از اين به بعد شوهرها را نميگرديم!
ما اينچنين مديراني داريم!
يك روز مسعود كرباسيان، رئيس كل گمرك ايران كه دوست ندارد به سراغ پروندههاي قديمي برود، ميرود به انباري پروندهها و ميبيند كه گمرك ايران بيشترين ميزان پرونده را از ساير دستگاهها دارد اما دليل نميشود آنها را رسانهاي كند. او پيش خودش ميگويد: اينكه مثلاً پرونده يك و نيم سال پيش گمرك بيرون كشيده شده و اطلاعرساني شود كار درستي نيست و بايد در اين زمينه بيشتر دقت كنم. او هيچ توجهي به رفتار مقامات بالاتر اعم از مشاوران اعظم و وزرا و. . . كه پروندههاي يك سال ونيم كه هيچ تمام هشت سال گذشته را با هم رو ميكنند، ندارد. او قدري از قافله تدبير و اميد عقبتر است.
ما اينچنين مديراني داريم!
خسته شدم بابا. خودتان برويد خبرگزاري ايسنا متن كامل سفرنامه كرباسيان را بخوانيد و بخنديد. نه ! گريه كنيد! تيترش هست: اظهارات تكاندهنده كرباسيان درباره گمرك.
اين مطلبه نمكين از اقاي اولاد كه چي بگم ال...مايه تاسفه فقط.با يكييم كه داره خوب كار ميكنه اين ... و مينويسيم.بعد كلي فكر ميكنيم ادم شديم.نه دوست عزيز با ... جايي به جز بي راهه نمي ريم.نمك بريز،چون انتظار ديگه اي ... نميره،. كلي خوش گذشت مرسي
از مسئولان و مدیران گمرک بخصوص از آقای مسعود کرباسیان خواهشمندیم به جایگاه و نقش کارمندان معلول در گمرک توجه کنند.زیرا این افراد هم سطح یا حتی بیشتر از کارمندان سالم فعالیت و زحمت میکشند.و فعالیت و زحمات این افراد به چشم نمی آید.لذا در آستانه نزدیک شدن به 12 آذر روز جهانی معلولان به جایگاه و نقش این افراد ارزش و بها قائل شوید.و به نوعی از زحمات و فعالیتشان تجلیل و تقدیر شود.
آقای کرباسیان چه زمانی کجا زمان واردات در گمرکات کشور 26روز طول می کشده که شما 3 روزش کردی کی زمانصادرات7 روز طول می کشیده که شما 1 روزش کرده چرا دروغ می گوییدالان چندین سال هست زمان واردات 3 روز هست و اگر پیچیده بشه 5 الی 6 روز و صادرات هم در 1 الی 2 روز انجام می شده است چرا دستگاه گمرک با مردم و مسولین صداقت ندارد و به جای فعالیت صادقانه بزرگ نمایی بیهوده از کارهای خیالی می کند