در اهميت دانشگاه همين بس كه مقام معظم رهبري اين محيط را همتراز با آينده كشور معرفي نمودهاند؛ مكاني كه صحنه دفاع از آرمانهاي عظيم انقلاب اسلامي و تقويت ارزشهاي ديني و الهي است كه ميتواند در فرآيندهاي علمي و پژوهشي، مسئله توليد علم و جنبش نرمافزاري، با قوام بيشتري حركت نمايد.
بر اين اساس، اين اولويت به فعاليتهاي علمي ـ پژوهشي، به دور از حاشيههاي سياسي، جزو ضروريات محيطهاي آكادميك بوده است، لذا توقع است كه دانشگاه محلي براي باليدن، جوشيدن استعدادها و بروز و ظهور نقاط درخشان دانشجويان باشد. در اين زمينه با نگاه تاريخي به پيشينه دانشگاه و حركت پيشتازانه دانشجويان آرمانخواه، درمييابيم كه جنبش دانشجويي كه همواره پيشگام جريانات سرنوشتساز كشور بوده، منطبق بر همين رويكرد علمپژوهي ميباشد. بعد از روي كار آمدن دولت تدبير و طرح وعدههايي كه پيرامون اعتدال داده شد، انتظار بود دولت مشي خود را فراموش نكند و عرصه را براي حضور برخي از عناصر و جريانهاي تندرو كه حضور آنها فينفسه سلب آرامش و ثبات علمي در دانشگاهها را به دنبال دارد، تنگ نمايد.
در اين بين افراطيوني كه سهم آنها از اقبال عمومي مردم در انتخابات، يك رقمي بوده، تلاش نمودند تا چند وزارتخانه كه با جوانان سروكار داشته را تصاحب نمايند كه يكي از آنها وزارت علوم بود و توانستند با مساعدت رئيس دولت، بعد از ردصلاحيت چند گزينهشان توسط مجلس، به خواسته و مطلوب خود برسند. متأسفانه بعد از انتخاب دكتر فرجيدانا به عنوان وزير علوم، زمينه براي ورود نيروهاي تند، خشن و ساختارشكن در بدنه وزارت علوم و دانشگاهها ديده ميشود. در همين راستا تلاش اين جريان راديكال، براي خارج كردن نيروهاي معتدل از مديريت دانشگاهها و تسلط مجدد افراد و جريانهاي فتنه 78 و 88 در دانشگاهها، در حال شكل گرفتن است. اينكه چرا نبايد مديريت دانشگاه را به اصلاحطلبان سپرد، موضوعي است كه ريشه تاريخي دارد و از آنجا كه گذشته چراغ راه آينده است، عقبه و تجربه تلخ دانشجويان از مديريت اين طيف در دانشگاهها نشان ميدهد در هشت سال دوره اصلاحات، دانشگاهها گرفتار تندرويها و چالشهاي فراواني بودند و همين باعث شد دانشگاهها از محوريت علم و پژوهش خارج شده و حتي برخي از تشكلهاي دانشجويي، تبديل به پيادهنظام افراد و جريانهاي سياسي مسئلهدار شوند. به طور مثال حاشيههايي كه در سال 78 توسط اين طيف دگرانديش براي دانشگاهها تدارك ديده شد، تأثير بسزايي در بازده علمي دانشگاهها گذاشت. با اين توصيف، اخيراً برخي از افراد مسئلهداري كه از صدقه سري دولت وارد دانشگاهها شدهاند، درصددند تا فضاي دانشگاه را به سمت افراطيگري سوق دهند و در آستانه 16 آذر، روز دانشجو با طرح مسائلي چون تغيير رؤساي دانشگاهها، ناديده گرفتن عملكرد رؤساي فعلي و جمعآوري طومار عليه برخي مديران حزباللهي دانشگاهها، فضاي دانشگاه را با چالش مواجه نمايند. بماند كه نيات اين جريان سرخوش براي انتخابات بعدي بر نخبگان و فرهيختگان دانشگاهها پوشيده نيست و حتي با طراحيهاي عجولانه، درصدد يارگيري و سوءاستفاده از احساسات پاك دانشجويان ميباشند.
در مجموع اينكه چرا نبايد دانشگاه را به اصلاحطلبان سپرد، شايد دليلش اين باشد كه كارنامه اين جريان حاشيهساز، مؤيد اين است كه دانشجويان دريافتهاند با اين عناصر تند نميشود دغدغههاي علمي خود و حتي مطالبات رهبر معظم انقلاب را از محيطهاي علمي برآورده كنند و قطعاً ترمز حركت سريع رشد و توسعه علمي و جنبش نرمافزاري در دانشگاهها كشيده خواهد شد، لذا از رئيسجمهور محترم انتظار است كه با توجه به رويكردها و وعدهها، افرادي را در دانشگاهها بگمارد كه با مشي واقعي اعتدال و عقلانيت در محيط مقدس دانشگاه همخواني داشته باشد.