قباد مرادي متولد 1366و كارشناس مديريت صنعتي، اهل شهرستان ايوان است و سه سالي ميشود كه از فعالان جهادي اين منطقه به شمار ميرود. آنطور كه خودش ميگويد آشنايي وي با حركتهاي جهادي به پخش مستندهاي جهادي در تلويزيون بازميگردد. آنجا بود كه تصميم ميگيرد خودش نيز به عنوان يك جهادگر نقشآفريني كند. قباد مرادي يكي از همان سربازان گمنام امام خامنهاي است كه محروميتهاي جهادي برايش دغدغه شده و در لبيك به نداي رهبرش در محروميتزدايي و عدالتمحوري رهسپار مناطق محروم ميشود تا بتواند خدمتي هرچند كم به روستاهاي كمبرخورد يا محروم داشته باشد. براي آشنايي با اهداف والاي فعالان جهادي با قباد مرادي همكلام شدهايم كه از نظرتان ميگذرد.
از اولين حضورتان در حركتهاي جهادي بفرماييد؟!
اولين حضورم مربوط به ماه مبارك رمضان تابستان 1390 است كه به عنوان همراه با يك گروه جهادي با نام گروه شهيد قدرتالله دلاوري دانشگاه پيام نور در روستاي حصارشاوه از توابع شهرستان ايوان شركت كردم. اين گروه جهادي مربوط به گروه خواهراني بود كه در عرصه فرهنگي، علمي و آموزشي فعاليت ميكردند. يكي از امتيازات اين گروه جهادي اين بود كه اولين گروه جهادي بومي در منطقه به شمار ميرفت كه در سطح شهرستان فعاليت ميكرد، همچنين داراي برنامههاي عالي، مفيد و سازنده بود. همراهي با اين گروه جهادي انگيزه قوي و فوقالعادهاي را در من ايجاد كرد و يكي از دغدغههاي من در عرصه جهادي رفع محروميت و عدالتمحوري بود.
گامهاي بعدي حضورتان در بحث جهادي كجا برداشته شد؟! شهريور همان سال يعني تابستان 90 با سه گروه ديگر همراه شدم. همراه يك گروه خواهران كه فعاليت فرهنگي انجام ميدادند و دو گروه ديگر از آقايان كه در عرصه عمراني فعال بودند. از فعاليتهاي اين گروههاي جهادي ميتوان به ساخت يك باب منزل مسكوني براي يكي از مددجويان بهزيستي، در روستاي چهارمله و ساخت مسجد براي اهالي روستاي حصارشاوه نام برد كه در اردوي رمضان شناسايي شده بودند و در اين سه اردو من مسئوليت تداركات و پشتيباني اردوها را بر عهده داشتم. در شهريور همين سال يعني تابستان 91 در ساخت و تكميل 15 واحد مسكوني در حومه شهر ايوان دو تيم عمراني داشتيم و به مدت 15 روز در ساخت اين واحدها كه براي مددجويان كميته امداد امام خميني(ره) و بهزيستي شهرستان ايوان با پيشنهاد امام جمعه محترم شهر حاج آقا موحدي صورت گرفته بود، فعاليت داشتيم. در ادامه فعاليتهايم در اردوهاي جهادي تابستان امسال يعني سال 92 مجدداً در ماه مبارك رمضان فعاليتهايمان را در پنج گروه و در پنج روستا كه به ترتيب عبارت بودند از گروه شهداي روستاي ماژين در روستاي ماژين، گروه شهداي خوران در روستاي خوران، گروه شهيد قدرتالله دلاوري در روستاي ونيت، گروه شهداي جوب گوهر در روستاي جوب گوهر، گروه شهيد محبتالله شفيعي در روستاي عليگه كه همه اين روستاها از توابع شهرستان ايوان ميباشند. در اين پنج گروه به عنوان مسئول گروههاي جهادي شهرستان فعاليت داشتم. برگزاري پنج اردوي همزمان نياز به هماهنگيهاي زيادي داشت كه خادمان جهادي بسيار در اين امر ما را كمك كردند.
آيا با دولتي شدن اردوهاي جهادي موافق هستيد؟
خير، ابداً. اگر ما بياييم اردوهاي جهادي را دولتي كنيم خيلي هزينهدار خواهد بود و بار مالي زيادي در پي خواهد داشت، از طرفي آن صفا، صميميت و جهادي بودنش كمرنگ خواهد شد و در ادامه بحث خودسازي به كلي فراموش خواهد شد و اين به هيچ عنوان با اهداف حركتهاي جهادي سازگاري ندارد.
حضور فعالان جهادي و اقدامات محروميتزدايي در مناطق كمبرخوردار چه تأثيري در نسل جوان و مردم خواهد داشت؟
اين مورد بستگي به ميزان فعاليت و تلاش گروه دارد كه چقدر ميتوانند اين فرهنگ جهاد و جهادي بودن را در بين روستا، در بين شهر و در بين جوانان از طرق مختلف ترويج دهد، فكر ميكنم بهترين راهش تهيه مستند از فعاليتهاي گروه باشد. پخش تصاوير از فعاليت خادمان جهادگران در سيما حقيقتاً تأثيرات فراواني بر جوانان و مردم خواهد داشت.
اصولي كه اردوهاي جهادي بايد براي اقدام مؤثر بر آن پايبند باشند را چه ميدانيد؟
اصل ولايتپذيري، اصل وحدت، هماهنگي و يكپارچگي، اصل برنامهريزي، اصل پيگيري بعد از اتمام اردوها، اصل اتحاد و همدلي و اصل سازماندهي و ساماندهي همواره بايد مدنظر خادمان جهادي باشد.
تأثيرات اردوهاي جهادي و حضور شما به عنوان يك فعال جهادي در اين مناطق چه تأثيري بر شخص شما ميگذارد؟
واقعاً اردوهاي جهادي تأثيرات بسيار زيادي بر من گذاشت، در واقع يك انقلاب در من به وجود آمد چراكه مشكلات و كمبودها و كاستيهاي موجود در يك روستا را از نزديك لمس كردم و با درد دردمندان آشنا شدم. با فقر و فقرا بيشتر آشنا شدم، از نزديك صحبتهاي كساني را ميشنيدم كه سالها بود در يك اتاق چوبي زندگي ميكردند كه نميتوانستند بفهمند زمستانشان را چطور ميگذراندند. صحبتهاي كساني را گوش ميدادم كه درد فقر و محروميت را به خوبي چشيده بودند. صحبتهاي كساني را ميشنيدم كه در گرماي تابستان به خاطر نداشتن وسايل سرمايشي در عذاب بودند، صحبتهاي كساني را ميشنيدم كه زمستان را در خانهاي به سر ميبرند كه هيچ در و پنجرهاي ندارند و زيرانداز اعلايشان تنها يك قالي مندرس بود. خيلي چيزها در اين باره شنيدم، ديدم و لمس كردم.
به نظر شما اردوهاي جهادي تا چه حد در اشتغالزايي مؤثر خواهد بود؟ با توجه به نحوه فعاليتهاي شما در كميته مربوطه ايدهها و نظرهاي خود را بيان كنيد؟
اردوهاي جهادي اگر براساس يك برنامهريزي منسجم و تعيين هدف يا اهداف و تعيين راهبردهاي مناسب در راستاي دستيابي به اين اهداف شكل بگيرد، ميتواند تأثير بسزايي در اشتغالزايي داشته باشد. به طور نمونه اگر در يك رشته كه جهادگران در مدت 15 روز يا يك ماه براي خانمهاي خانهدار روستا رشتههايي نظير قاليبافي، خياطي و... را آموزش بدهند امكان اين هست كه بعد از اتمام اردوهاي جهادي از طرف همين اردوها به بانكها معرفي شوند و وام يا تسهيلات دريافت كنند.
در ادامه ميتواند باعث ايجاد مشاغل خانگي شود، از اين رو كمك خيلي زيادي به اقتصاد خانواده ميكنند و همچنين باعث افزايش درآمد ملي ميشود. اگر اين اقدام يعني اشتغالزايي خانوارهاي روستايي در كل روستاهاي كشور اجرا شود، بيشك باعث افزايش درآمد ملي ميشود. صادرات فرش يا قالي دستبافت چندبرابر ميشود. در بحث باغباني، اگر دانشجويان رشته كشاورزي همت كنند و براي روستاييان نحوه صحيح كاشت درخت يا از بين بردن بيماري در باغها را آموزش بدهند، شما خواهيد ديد كه بازده و ثمر يك درخت چندبرابر خواهد شد و اين باعث توسعه باغات در سراسر كشور خواهد شد.
استفاده حداكثري از تمامي ظرفيتهاي موجود يكي ديگر از اصول اقتصاد مقاومتي است، آيا حركتهاي جهادي باعث اشاعه چنين اصلي در اقتصاد كشور ميشود؟
هنر حركتهاي جهادي بايد همين باشد كه با استفاده از حداقل امكانات، حداكثر بهره را ببرند. استفاده حداكثري از تمامي ظرفيتها در اقتصاد مقاومتي يك اصل است، يعني با كمترين هزينه بيشترين بازده را داشته باشند كه اين يعني جلوگيري از هزينههاي اضافي و اين يكي از شاخههاي اقتصاد مقاومتي است كه به لطف خدا و تلاش خادمان جهادي در اين عرصه برنامههاي زيادي طراحي و اجرايي ميشود.