
قيصر امين پور شاعر رنگها و يادها؛
شاعر عاشقانهها و حماسههاي مردم ايران؛ شش سال پس از درگذشت خود در يكي از روزهاي پاييزي تهران، توانست دومين شاعري باشد كه در ميان تمامي شلوغي و ترافيك و انواع و اقسام تابلوها و تبليغات كوچك و بزرگ روييده از سر و ديوار پايتخت، جداي از يك ميدان، سرديسي را نيز به نام خود در نزديكي همان ميدان به نام خود نصب شده ببيند تا بار ديگر براي بسياري از مدعيان فرهنگ و هنر در ايران اين نكته را يادآوري كند كه ماندگاري در ذهن و زبان و حافظه مردم يك شهر و تاريخ يك ملت در انواع و اقسام مصاحبه و اظهار نظر و شعرخواني و كارهايي از اين دست نيست؛ بايد شاعر مردم باشي تا مردم
يك شهر شعرشان را به نام تو بسرايند.
قيصر امينپور شاعر نامدار انقلاب اسلامي نخستين شاعري بود كه پس از محمد حسين شهريار اين بخت را پيدا كرد كه گذرگاهي را در شهر تهران به نام خود ثبت كند. اگر تا پيش از اين تمامي شهرونداني كه با گذر از خيابان حافظ جنوبي و در ابتداي خيابان شهريار كه يك ضلع از آن تماماً به بنياد رودكي اختصاص دارد، ميتوانستند شاهد سرديس و پيكرهاي از شاعر ملي ايران، محمد حسين شهريار باشند، روز گذشته و با حضور احمد مسجد جامعي رئيس شوراي شهر تهران، قيصر امينپور نيز همچون همتاي آذري خود شاهد ساخت سرديسي از خود بود؛ سرديسي كه به اعتبار سخنراني تمامي حاضران در مراسم روز گذشته نه تنها قرار نيست چيزي به جايگاه اين شاعر بيفزايد، بلكه تنها ميتواند چيزي را به حافظه و ذهن و زبان مردم شهر تهران اضافه كند.
رئيس شوراي اسلامي شهر تهران عصر روز گذشته در مراسم رونمايي از اين سرديس در سخناني قابل توجه اظهار داشت: وقتي داشتم براي حضور در اين مراسم ميآمدم به سرپرست معاون فرهنگي سازمان زيباسازي گفتم كه بايد فضاي شهر تهران را كمي خلوتتر كرد. چرا بايد اين همه تابلوهاي بزرگ و كوچك، با رنگها و شكلهاي مختلف بر در و ديوار شهر برويند؟ بايد منظر شهر را كمي آرام كرد و نقش و نگارش را كمي سادهتر تا در فطرت مردم بنشيند.
احمد مسجد جامعي در ادامه سخنان خود بر لزوم افزوده شدن برخي المانهاي فرهنگي به شهر تهران نيز تأكيد كرد و افزود: من مخالف حركتهايي از اين دست نيستم اما نگرانم در ميدان و مكاني با اين همه تابلوهاي بزرگ و كوچك تبليغاتي، آيا حركتي مانند ساخت اين سرديس قابل رويت براي مردم ميشود يا خير به همين خاطر معتقدم قبل از ساخت سرديس بايد كاري كرد كه اين آثار هنري در چشم مردم بنشيند.
رئيس شوراي شهر تهران در بخش ديگري از سخنان خود اشارهاي نيز به برخي از شاعران معاصر داشت و گفت: مرحوم امينپور در تمام طول حيات خود از ديدهشدن و سخنراني و حركتهايي مانند نامگذاري يك ميدان يا خيابان به نامش گريزان بود. حتي يك بار در خلال كنگره شعر دفاع مقدس در كرمانشاه خواستند تا مدياني را در اين شهر به نام او نامگذاري كنند كه مخالفت كرد، اما با اين جالب است كه قيصر با اين همه پرهيز از ديده شدن، نامش بيشتر از سايرين ديده شد و ماند.
اين اظهارات مسجدجامعي در حالي صورت گرفت كه نام قيصر امينپور اين روزها بيش از پيش دوباره بر سر زبانها افتاده است و شايد گزافه نباشد كه گفته شود نام امينپور پس از مرگش هم به اندازه دوران حيات خود منشأ چالش بوده است.
قيصر امينپور در پاييز سال 86 و پس از تحمل يك دوره طولاني بيماري كليوي و قلبي در تهران درگذشت. بلافاصله پس از فوت وي اظهارنظرهايي منبي بر لزوم دفن وي در قطعه هنرمندان ايران از سوي دوستدارانش ارائه شد و به نظر ميرسيد كه خانواده او نيز بر اين موضوع رضايت دارند، اما با اين حال و بنا بر درخواست پدر وي، پيكرش به زادگاهش واقع در شهر گتوند در شمال استان خوزستان منتقل و به خاك سپرده شد.
چند سالي پس از فوت وي، شهرداري تهران بنا بر پيشنهاد انجمن شاعران ايران در ارديبهشت ماه سال 89 ميداني را واقع در شمال غرب تهران و در منطقه 2 شهرداري به نام وي نامگذاري كرد؛ ميداني كه تا پيش از اين جداي مالكيت؛ نامش نيز منسوب به شهرداري تهران بود و با تصويب شوراي شهر تهران اين نام از شهرداري به نام قيصر امينپور نامگذاري شد.
اين اما پايان ماجراي امينپور نبود. در سال 1389 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و در دوران وزارت سيدمحمد حسيني با صرف بودجهاي بالغ بر 500 ميليون تومان بناي مزار امينپور را در گتوند ساخت و به بهرهبرداري رساند. بنايي كه طراحش حسين خسروجردي، مدتي پس از جنجالهاي به پا شده در مورد ساخت اين بنا، كشور را ترك كرد و حاضر به توضيح در اين زمينه نشد.
بناي مزار امين پور در گتوند داراي شكلي با دو نيم گنبد است كه با اندازههاي متفاوت مقابل هم قرار گرفته و سنگ قبر شاعر را در ميان گرفتهاند، اين طرحمايهها با سنگهاي فيروزهايرنگ و خوشنويسيهايي تزيين شدهاند. از سقف بنا هم چراغي در يك چراغدان مزين به خوشنويسي بر فراز سنگ مزار قيصر آويزان شده است اما سنگ انتخاب شده براي مزار شاعر، سنگ سياه مدوري مزين به شعرهايي از شاعر و آيههايي از قرآن كريم است.
مدتي پس از ساخت و پردهبرداري از اين بنا يكي از پژوهشگران عرصه ادبيات دفاع مقدس با انتشار تصاويري از بنايي مشابه با اين بنا كه در شهر بصره عراق و به منظور يادبود سربازان كشته شده در جريان جنگ عراق عليه ايران ساخته شده، عنوان كرد كه بناي مزار قيصر از اين بنا كپيبرداري شده است. اما پاسخ خسروجردي به اين ماجرا تنها سكوت و پس از آن خروج از كشور بود و هرگز پاسخي براي اين مسئله عنوان نشد.
اما در كنار همه اين كش و قوسها امسال نيز موضوع سنگ مزار مدور قيصر امينپور و اعتراض به شكل و شمايل آن دوباره مطرح شد و بالا گرفت تا جايي كه عليرضا قزوه شاعر و مدير مركز آفرينشهاي حوزه هنري در مراسم سالگرد اين شاعر مدعي شد سنگ قبر مدور نسبتي با مسلماني ندارد و سنگ مزار مسلمان را بايد مستطيل ساخت. قزوه همچنين مدعي شد كه قيصر امينپور را در خواب ديده كه از وضعيت سنگ مزارش اظهار ناراحتي ميكند! در پي اين اظهارات مسئولان حوزه هنري استان خوزستان نيز از ارائه تقاضايي به خانواده امينپور براي تغيير سنگ مزار وي خبر دادند كه تا كنون هيچ پاسخي مبني بر نظر آنها منتشر نشده است.
اين همه ماجرا يعني شاعر روزهاي سرد و گرم انقلاب اسلامي شش سال پس از درگذشتش كماكان در انتظار آرامش است و مشخص نيست كه بايد از گوشه ميداني در شمال غرب تهران نظارهگر مردم شهرش باشد يا با چشمهايي نگران منتظر دستهايي براي تغيير و تخريب مزارش يا بر پشت كتابفروشيهاي پايتخت در انتظار دستاني براي لمس حس ناب كلمات روييده بر دست و زبانش.