واكنش شتابزده امريكاييها پس از نشست ژنو3 يكبار ديگر باور مردم ايران را به غير قابل اعتماد بودن امريكاييها اثبات كرد. براي كاخ سفيد و حتي تندروهاي كنگره دستاورد توافق ژنو بسيار اهميت داشت و به همين دليل رئيسجمهور و وزير خارجه امريكا و ديگر سخنگويان و هيئت حاكمه استكبار با يك عمليات رواني از پيش طراحي شده كوشيدند تا ضمن بزرگنمايي دستاورد غرب در اين مذاكرات، دستاورد ايران را اندك جلوه دهند، به گونهاي كه اوباما اين دوران را «عصر نوين براي رهبري امريكا» قلمداد ميكند. وي در روز چهارم آذر ماه در جمع گروهي از شهروندان امريكايي در سانفرانسيسكو ضمن حمايت از توافق اتمي با تهران، خطاب به منتقدان خود گفت: سخن درشت گفتن ممكن است از نظر سياسي كار آساني باشد، اما براي امنيت ما مفيد نيست. باراك اوباما از سياستي كه در نهايت به توافق ژنو انجاميد در كنار ديگر سياستهاي دولت خود از جمله پايان جنگ عراق، مرگ اسامه بنلادن و بيرون آمدن نظاميان امريكا از افغانستان دفاع كرد و اين همه را « در عصر نوين» براي رهبري امريكا قلمداد ميكند.
جانكري نيز ضمن انكار به رسميت شناخته شدن حق غني سازي ايران در مذاكرات ژنو مدعي ميشود كه اين توافقنامه برنامه هستهاي ايران را به عقب خواهد برد و امنيت اسرائيل را نيز بيشتر ميكند.
اما به رغم ادعاي اوباما و جان كري، براساس واقعيات صحنه نشريه فارينپاليسي نگاه ديگري به اين عرصه دارد. اين نشريه معتبرامريكايي در يادداشتي مينويسد:«امريكا براي بيش از سه دهه از هيچ كاري براي منزوي كردن و مهار ايران فروگذار نكرد، با اين حال توانايي هستهاي ايران پيشرفت كرد و توان تهران براي سنگاندازي در برابر اميال و اهداف امريكا در خاورميانه با قدرت ادامه دارد. تحريمها نه تنها باعث مهار ايران از پيشرفت نشده، بلكه احساسات ضد امريكايي را در ميان مردم ايران افزايش داده است، اكنون زمان آن فرا رسيده است كه بپذيريم بعيد است كه تلاشها براي به حاشيه راندن و محدود كردن ايران به بهبود اوضاع منتج شود. مخصوصاً كه ايران تواناييهاي هستهاي هم دارد.» اين نكته فارين پاليسي را جان كري، وزير خارجه امريكا مورد تأييد قرار ميدهد. آنگاه كه ميگويد در سال 2003 ايران 164 سانتريفيوژ داشت، اما امروز 19 هزار سانتريفيوژ دارد و اگر همان سال دولت سابق امريكا طرح ايران را پذرفته بود، اكنون با 19 هزار سانتريفيوژ ايران مواجه نبوديم.
اما نگاه كاخ سفيد به عرصه مذاكرات بيش از منطقه و احياناً رفع تهديد اتمي ايران براي دوستان منطقهاي امريكا، نگاه به درون جامعه امريكا دارد. از نظر كاخ سفيد موافقتنامه ژنو، بهترين ظرفيت را براي دموكراتها در انتخابات مياندورهاي كنگره ايجاد ميكند تا از آن طريق ضمن تثبيت موقعيت دموكراتها از هم اكنون براي انتخابات رياست جمهوري آينده امريكا بهرهبرداري نمايند.
فارغ از مباحث پيچيده فني كه در توافقنامه ژنو وجود دارد كه برخي از كارشناسان آن را در راستاي تقويت و تحكيم موقعيت هستهاي و حتي سياسي ايران در منطقه ارزيابي نميكنند، اما به نظر ميآيد دولت جمهوري اسلامي ايران به رغم ضعف كنترل و مديريت فضاي عمليات رواني قبل از نشست ژنو 3، بايد براي ماههاي آينده به گونهاي برنامهريزي كند تا ضمن خنثي كردن راهبرد دشمن ابتكار عمل را در اين عرصه به دست گيرد و اين امر مستلزم توجه به نكات زير است.
1- مقام معظم رهبري با حمايتهاي همهجانبه خود از تيم مذاكرهكننده هستهاي و تعيين خطوط قرمزي كه بايد در مذاكرات رعايت شود، عملاً مسير دوقطبي شدن فضاي جامعه پيرامون مباحث هستهاي را مسدود كردند و اين امر به طور طبيعي بستري را براي دولتمردان فراهم آورد تا بتوانند متأثر از واقعيات صحنه و فضاي اقتصادي و سياسي جامعه از عملكرد خود دفاع كنند اما جريان رسانهاي افراطي تلاش دارد با بهره گيري از اين مذاكرات آن را به سكوي پرشي براي هدفهاي آينده تبديل كند و اين درحالي است كه ادامه روند عملكرد اين جريان افراطي ميتواند زمينه را براي حساسيت بيستر منتقدين فراهم كند كه در آن صورت دو قطبي مورد نظر بيگانگان اتفاق ميافتد.
2- آوردههاي اقتصادي توافقنامه ژنو(8 ميليارد دلار) در برابر ظرفيت عظيم اقتصادي كشور ناچيز است. لذا به رغم آگاهي مسئولان دولتي نسبت به ابعاد آن، منجر به دامن زدن به انتظارات اجتماعي ميشود و چه بسا اين انتظارات سبب شود كه در مراحل بعدي مذاكرات امتيازات بيشتري نصيب طرف مقابل شود.
3- بزرگترين آسيب اين مذاكرات اين است كه مذاكرات از فضاي تبليغاتي رسانههاي بيگانه و سرپلهاي داخلي آنها، نظام سلطه و استكبار جهاني در ادامه اين روند تطهير يا مظالم آنها عليه مردم ايران به فراموشي سپرده شود و اين درحالي است كه در همين فاصله محدود يك هفته بعد از توافق، نشان داد كه حساسيت و كينه ديرينه مردم ايران عليه امريكا به حق بود و امريكاييها يكبار ديگر نشان دادند كه غير قابل اعتمادند. مقام معظم رهبري در ديدار فرماندهان بسيج ضمن برشمردن ويژگيهاي استكبار نظير خود برتربيني، مجاز شمردن جنايت نسبت به ملتها، فريبگري و رفتارمنافقانه، جنگ افروزي، اختلاف افكني، درگير شدن با حكومتهاي مستقل و... يكبار ديگر تاكيد ميكنند كه همه موفقيتهاي ما و شكستهاي استكبار نشان ميدهد كه اقتدار و ايستادگي تنها راه برطرف كردن مزاحمتهاي دشمن و عقب زدن اوست و ملت اين مسئله را به خوبي ميداند.
4-بدون ترديد شش ماه آينده و ضرورت مديريت روندها و فرآيندهاي داخلي چه در عرصه هستهاي، سياسي و اقتصادي، بسيار مشكلتر از گذشته است. بر اين اساس بايد با تشكيل قرارگاه مشتركي با حضور همه نيروهاي مؤثر در صحنه و بهرهگيري از ظرفيتهاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، دفاعي و امنيتي كشور روند را به سمتي برد كه ضمن حفظ ظرفيت هستهاي كشور اقتدار و عزت ايران اسلامي همچون گذشته حفظ شود.