
اين روزها، تيم ديپلماسي ايران ساعات پركاري را پشت سر ميگذارد. صفوف به هم فشرده مسئولان كشورهاي مختلف براي ملاقات با مقامات ايراني، نشاندهنده به ثمر نشستن مقاومت ملت ايران در برابر زورگويان است؛ استقامتي كه باعث ارتقاي جايگاه ايران در جهان شد و امروز دنيا با چشم ديگري به ايران و ملتش مينگرد. حضور هيئتهاي ديپلماتيك در مراسم تحليف رئيسجمهور، سفر پادشاه عمان به عنوان نخستين مهمان خارجي رئيسجمهور، ديدارهاي فشرده مقامات كشورهاي مختلف با رئيسجمهور و وزير امور خارجه در سازمان ملل در جريان سفر شهريور ماه هيئت ايراني به نيويورك، سپس توافق هستهاي جمهوري اسلامي با كشورهاي عضو گروه 1+5 و پس از آن توافق سفر وزير امورخارجه تركيه و وزير امورخارجه امارات به ايران و در كنار آن گفتوگوهاي تلفني دوجانبه رؤساي جمهور كشورهاي مختلف با رئيسجمهور كشورمان، همگي بيانكننده به ثمر نشستن مقاومت ملت ايران است.
اين در حالي است كه تا همين چند ماه پيش دشمنان جمهوري اسلامي با اتخاذ سياستي خصمانه ميكوشيدند تا با كاهش نقش و وزن ايران در مجامع بينالمللي و فشار به كشورها براي تحريم ايران، جمهوري اسلامي را كشوري منزوي در سطح جهان معرفي كنند و از اين مسير به خواستهاي خود برسند.
كشورهاي عربي مشتاقاما در ميان تمام كشورهايي كه خواستار برقراري ارتباط با جمهوري اسلامي پس از شكست انزواي تحميلي بودهاند، كشورهاي عربي حوزه خليجفارس جايگاه ويژهاي داشتند. اين كشورها تحت فشار ايالات متحده و در جريان تلاشهاي اين كشور براي پروژه ايرانهراسي، روابط خود با جمهوري اسلامي را كاهش داده و حتي در برخي موارد اقدام به سنگاندازي در مسير حركت جمهوري اسلامي كردند.
علاوه بر اين ادعاهاي واهي امارات در خصوص جزاير سهگانه ايراني كه با حمايت شوراي همكاري خليجفارس نيز همراه شده بود روابط ميان كشورهاي اسلامي حاشيه خليج فارس با ايران را تاريكتر از هر زمان ديگري كرد؛ تاريكياي كه بيشترين سود آن را در جيب كشورهاي غربي فروشنده سلاح ميكرد و منطقه حساس خاورميانه به عنوان يكي از شريانهاي اصلي انرژي جهان را به زرادخانه بزرگي از سلاحها تبديل كرده بود. اما سفر شيخ عبدالله بن زايد آل نهيان وزير امورخارجه امارات به ايران و ملاقاتش با رئيسجمهور كه در آن بر توسعه همهجانبه روابط تأكيد شده است، نشاندهنده تغييرات سريعي است كه ديپلماسي ايراني و استقامت مردم در اذهان حاكمان كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس ايجاد كرده است. اين سفر در حالي بود كه يك روز پيشتر شوراي همكاري خليج فارس، متشكل از عربستان سعودي، كويت، امارات، قطر، عمان و بحرين كه همواره نگران برنامه صلحآميز هستهاي جمهوري اسلامي بودند، با انتشار بيانيهاي از توافقنامه اتمي ميان ايران و گروه 1+5 در ژنو استقبال كردند.
روابط سودمنداما شكلگيري روابط دوجانبه بر پايه احترام ميان جمهوري اسلامي ايران و كشورهاي عربي حاشيه خليجفارس از چندين جهت ميتواند به منطقه كمك كند. نخستين موضوعي كه ميتواند بسيار حائز اهميت باشد، تقويت جبهه اسلامي در جهان است. شايد مهمترين دليلي كه امروز غرب به كمك آن اقدام به تضعيف و استعمار كشورهاي اسلامي ميكند، همين وجود انشقاق و گاهي اوقات عداوت در ميان كشورهاي اسلامي است. اين موضوع نه تنها باعث ميشود كه حضور نظامي كشورهاي غربي در منطقه تقويت شود بلكه از سوي ديگر، با دميدن در آتش تفرقه ميان كشورهاي اسلامي، اقدام به غارت منابع و سرمايه اين كشورها ميكنند، بنابراين تقويت روابط كشورهاي اسلامي به ويژه ايران و كشورهاي حوزه خليج فارس عاملي براي كاهش و توقف فرقهگرايي در منطقه و خاموششدن آتش جنگ در مناطق مختلف ميشود. دومين موضوعي كه ميتواند روابط ميان كشورهاي اسلامي منطقه با ايران را به يك رابطه دو سر برد تبديل كند، ايجاد بازار اقتصادي مشترك ميان اين كشورهاست. بيشك كشورهاي اسلامي هركدام داراي مزيتي در حوزه اقتصاد هستند و برقراري روابط حسنه ميان اين كشورها عاملي براي به كارگيري اين مزيتها و شكستن انحصار توليدات غربي است؛ حركتي كه در نهايت به تقويت بنيههاي اقتصادي كشورهاي منطقه و تقويت جبهه اسلامي در برابر دشمنان منجر ميشود.
سومين مزيت شكلگيري اين روابط تأمين امنيت منطقه توسط نيروهاي بومي و خروج نيروهاي نظامي كشورهاي غربي از منطقه حساس خليج فارس است؛ واقعيتي كه باعث در اختيارگيري سرنوشت اداره كشورهاي مختلف به دست حاكمان قانوني آنها ميشود و پايههاي قدرت حاكمان اسلامي در منطقه را تقويت ميكند. شايد همين حضور نظامي كشورهاي غربي در غرب آسياست كه تاكنون مانع از شكلگيري روابط حسنه ميان كشورهاي اسلامي منطقه به ويژه در حوزه خليج فارس شده است.
به رسميت شناختن حقوق ملت ايراناما قدرتگيري مجدد جمهوري اسلامي در منطقه خليجفارس و تلاش ظاهري كشورهاي عربي براي برقراري رابطه با جمهوري اسلامي در حالي است كه به نظر ميرسد كشورهاي عربي نه تنها بايد سياستهاي خصمانه خود در قبال جمهوري اسلامي را كنار بگذارند، بلكه بايد حقوق اصلي جمهوري اسلامي در منطقه خاورميانه را نيز به رسميت بشناسند؛ حقوقي كه مهمترين آن به رسميت شناختن حق حاكميت جمهوري اسلامي بر جزاير سهگانه تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي است. علاوه بر اين كشورهاي عربي بايد بپذيرند كه قدرتگيري ايران در منطقه نه تنها خطري براي آنها محسوب نميشود بلكه زمينهساز ايجاد ثبات در منطقه حساس خليج فارس است، بنابراين بايد از سنگاندازي در مسير حركت جمهوري اسلامي دست بردارند و به رابطهاي دوسويه بر پايه احترام بينديشند.