کد خبر: 623727
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۹
انزواگرايي «فرهنگ اسلحه» را كمرنگ كرده است
اگر جورج بوش دور نخست رياست جمهوري خود را با شبهاتي در مورد شمارش آرا در ايالت فلوريدا به دست آورد، پيروزي در دور دوم را مرهون لشكركشي امريكا به افغانستان و عراق بود
نعيم رحماني

اگر جورج بوش دور نخست رياست جمهوري خود را با شبهاتي در مورد شمارش آرا در ايالت فلوريدا به دست آورد، پيروزي در دور دوم را مرهون لشكركشي امريكا به افغانستان و عراق بود. دور اول انتخابات رياست جمهوري در سال 2000 بود كه بوش در رقابتي سخت با ال‌گور، معاون اول بيل كلينتون، قرار داشت و تنها با 500 رأي مشكوك توانست ال گور را شكست دهد اما دور بعدي در سال 2004 به رأي 55 درصدي اين ايالت دست يافت و با اين ميزان به طور قاطع رأي الكترال فلوريدا را به دست آورد. از 2000 تا 2004 اتفاقي افتاده بود كه طي چهار سال ديگر خبري از آراي مشكوك نبود و گذشته از اينكه بوش خيالش از اين بابت راحت شده بود، مي‌توانست به اصل پيروزي خود اطمينان خاطر داشته باشد. او در اين چهار سال توانسته بود كاري كند كه در فرهنگ امريكايي از امتياز خاصي برخوردار است و وقتي كه به انتخابات 2004 رسيد همين امر برگ برنده او بود و در مقابلش كسي قرار داشت كه هيچ برگي براي رو كردن در آستين نداشت.
 
  فرهنگ اسلحه
پيروزي بوش در 2004 متكي بر فرهنگ عمومي امريكا بود كه مي‌توان آن را فرهنگ اسلحه ناميد. اين فرهنگ ريشه عميق تاريخي دارد كه به دوران شكل‌گيري جامعه امريكايي بازمي‌گردد به نحوي كه از زمان اعلام استقلال در 1776 به اين سو همواره، اسلحه حرف اول را در فرهنگ امريكايي زده است. حق حمل اسلحه در متمم قانون اساسي اين كشور براي تمام شهروندان آن تأييد شده و به همين دليل است كه با وجود وقايع خشونت‌بار باز نمي‌توان اسلحه را از دست جامعه امريكايي گرفت؛ جامعه‌اي كه در مواجهه با هاليوود به عنوان دستگاه بزرگ فرهنگ‌سازي هميشه با اسلحه و استفاده از آن روبه‌رو است. بوش متكي به مباني اين فرهنگ بود كه به انتخابات 2004 وارد شد. او در آن موقع و براي شهروندان امريكايي فقط رئيس‌جمهوري نبود كه چهار سال گذشته را در كاخ سفيد گذرانده بود بلكه فردي بود كه از جهت مؤلفه‌هاي فرهنگ اسلحه نمره قبولي را به خوبي دريافت كرده بود. او با اسلحه به سراغ دو كشور رفته بود و هر دو را فتح كرده بود، مثل همان كابوي در هر فيلم وسترن كه شش‌لول به دست به جنگ دشمنان خود مي‌رود و با كشتن آنها خيابان‌هاي شهر را به تصرف خود در ‌مي‌آورد. جامعه امريكا در آن زمان هنوز سرمست از پيروزي نيروهاي خود در افغانستان و عراق بودند و بوش فرهنگ اسلحه آنان را به اين صورت ارضا كرده بود. در مقابل، كسي قرار داشت كه در نقطه مقابل بوش قرار گرفته بود. جان كري جوابگوي فرهنگ اسلحه امريكايي نبود زيرا او در گذشته رهبري هزاران سرباز ضدجنگ را به عهده داشت كه از جنگ ويتنام خسته شده بودند. شايد او در مقابل بوش كابوي، حكم رمبويي را داشت كه به جاي اسلحه، به سراغ صندوق‌هاي رأي رفته بود اما غافل از اينكه فرهنگ اسلحه امريكايي كاري به اين رمبو در هزاره سوم ندارد.

  يك دهه بعد
اكنون نزديك به يك دهه از آن زمان مي‌گذرد. جورج بوش از ژانويه 2009 كليد كاخ سفيد را به باراك اوباما سپرد و به خانه خود رفت و در اين سال‌ها بيشتر متحمل انتقادات شديدي شده كه از همه سو و در مورد جنگ‌طلبي‌هاي هشت سال رياست جمهوري او بيان شده است. انتشار كتاب لحظات تصميم‌گيري، Decision Points، بوش در 2012 عمده‌ترين تلاش او براي دفاع از خود در برابر سيل هجمه‌ها در سال‌هاي اخير بوده است. در اين سو، جان كري از 2013 كليد وزارت خارجه امريكا را از هيلاري كلينتون، وزير خارجه سابق امريكا، دريافت كرده و در رأس دستگاه ديپلماسي امريكا قرار گرفته تا بسيار جدي‌تر و اصولي‌تر از هيلاري كلينتون سياست‌هاي باراك اوباما، رئيس‌جمهور امريكا، را در عرصه بين‌الملل پيش ببرد. به نظر مي‌رسد كه بعد از نزديك به يك دهه، اتفاقي افتاده و بوش ديگر در آن شكل و شمايل هفت‌تير‌كش قهرمان نيست و كري آن رمبوي بازنده و هر چند كه اين رمبو رئيس‌جمهور نشد اما حداقل اين است كه مي‌تواند در رأس دستگاه ديپلماسي امريكا بخش قابل توجهي از ايده‌هاي يك دهه قبل خود را عملي كند. دليل اين اتفاق چيست؟

  درس سخت تاريخ
وقايع از 2000 به اين سو و به خصوص در يك دهه گذشته اين درس سخت را به جامعه امريكايي داده تا نگاه فرهنگي اسلحه خود را تعديل كنند. نتايج نظرسنجي از سوي مؤسسه گالوپ اين تعديل را نشان مي‌دهد، به صورتي كه 53 درصد مردم امريكا معتقدند جنگ عراق يك اشتباه بود و هر چند كه 66 درصد از جمهوريخواهان هنوز از آن تهاجم حمايت مي‌كنند اما حداقل يك‌سوم از اعضاي اين حزب نسبت به وقوع آن حادثه ناگوار ابراز تأسف كرده‌اند. اين تغيير در ميان قشر جمهوريخواه امريكايي قابل توجه است زيرا در يك دهه قبل اجماع قوي براي حمايت از كابوي رئيس‌جمهور وجود داشت. در آن موقع، هيچ صداي مخالفي در ميان جمهور‌يخواهان نسبت به تهاجم او به سرزمين‌هاي دور بلند نمي‌شد در عين اينكه حمايت بخش قابل توجهي از دموكرات‌ها را نيز به همراه داشت. كالين دوك، نويسنده كتاب «خط سخت»، از يك خستگي عمومي در مورد تعهد بين‌المللي امريكا ميان مردم اين كشور و بخش قابل توجهي از جمهوريخواهان سخن مي‌گويد. به نظر وي، اين حالت از جنگ جهاني دوم به اين سو بي‌سابقه است تا جايي كه ديگر هيچ تمايلي براي يك مداخله نظامي در خارج از كشور وجود ندارد.
اين نظر دوك با گفته‌هاي اخير نيوت كينگريچ تأييد مي‌شود. كينگريچ از چهره‌هاي شاخص حزب جمهوريخواه است كه به مدت دو دهه، در طول سال‌هاي 1979 تا 1999، عضو مجلس نمايندگان بود و در چهار سال آخر، سمت رياست بر مجلس نمايندگان را به عهده داشت و در جريان انتخابات رياست جمهوري اخير نيز رقابت نزديكي با ميت رامني در حزب جمهوريخواه داشت. كينگريچ نمونه‌اي از جمهوريخواهاني است كه در يك دهه قبل هيچ شك و ترديدي نسبت به تهاجم به افغانستان و عراق نداشت و از فعالان جدي جنگ‌طلب در حزب جمهوريخواه بود اما اكنون به اين صورت اعتراف مي‌كند: «من يك نومحافظه‌كار هستم اما در لحظاتي، اگر هم يك نومحافظه‌كار باشيد باز نياز به يك تنفس عميق داريد تا از خود بپرسيد كه استراتژي‌ها در خاورميانه موفق بوده است.» البته كينگريچ بنا به رسم معمول استراتژي تهاجمي يك دهه گذشته را با شعار صدور دموكراسي گره مي‌زند اما دوك مي‌داند كه اين لحن با اسلاف محافظه‌كار كينگريچ تفاوت اساسي دارد و ديگر خبري از آن روحيه برآمده از فرهنگ اسلحه امريكايي در آن ديده نمي‌شود. به دليل همين تغيير لحن و نگرش است كه حتي جمهوريخواهان در مورد مداخله نظامي در ليبي يا سوريه دست خود را به علامت تأييد بالا نمي‌برند و مي‌گويند «ما ديگر كاري به سوريه نداريم، كاري به ليبي نداريم، دغدغه اصلي ما داخلي است، نگراني اصلي ما مالي است». در واقع، صدور دموكراسي نيست كه لحن نومحافظه‌كاران تندرو را در امريكا تغيير داده بلكه مسائل مالي و گرفتاري‌هاي ناشي از تهاجم يك دهه گذشته است كه آنان را به زانو درآورده است. به عبارت ديگر، ‌بوش بر اساس فرهنگ اسلحه امريكايي به افغانستان و عراق يورش برد تا تأييد مردم امريكا را در 2004 به دست آورد اما در يك دهه بعد، نتايج آن يورش بر اين فرهنگ و اسلحه آن فشار آورده و مجبور كرده تا تسليم واقعيت مالي بشود و به همين جهت است كه حالا تندروترين نومحافظه‌كار هم نياز به تنفس عميق دارند تا از تهاجم يك دهه قبل بپرسند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار