مصاحبه تلويزيوني رئيسجمهور به مناسبت صد روزه شدن دولت يازدهم با آنكه در انتهاي بحث دو ساعت تنها چند دقيقه را به فرهنگ اختصاص داد، اما از همان چند دقيقه بوي تند ليبراليسم فرهنگي به مشام رسيد. فلسفهاي كه پشت حرفهاي دكتر روحاني در مورد مباحث فرهنگي و آزاديهاي مورد نظر دولت در بخش فرهنگ بود، تحت تأثير مستقيم مكتب ليبراليسم و مبتني بر آزاديهاي فردي بود.
دولت حسن روحاني از زمان رقابتهاي انتخاباتي وعده برنامه صد روزه و گزارش عملكرد دولت را به مردم داده بود و سهشنبه شب نيز در صدمين روز آغاز به كار دولت تدبير و اميد به وعده خود وفا كرد و در مصاحبه تلويزيوني خود به تشريح برنامهها و عملكرد در صد روزه اخير پرداخت. حدود 10 دقيقه پاياني اين مصاحبه مختص مباحث فرهنگي بود.
صحبتهاي رئيسجمهور در مورد فرهنگ با اين جمله آغاز شد: «ما در فرهنگ كار زيادي نكرديم چرا اصحاب فرهنگ همه خوشحالند؟ براي اينكه فضاي امنيتي را يك مقداري كنار برديم، بقيهاش را هم انشاءالله ميبريم.»
صحبتهاي رئيسجمهور در مورد برداشتن فضاي امنيتي تا جايي كه حافظه اين صد روزه ياري ميكند به تمامي اظهارنظرهاي دكتر روحاني و علي جنتي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي درباره برداشتن مميزي نشر و احتمالاً بازگشايي خانه سينما است زيرا در ساير زمينهها هيچ اتفاق قابل ذكري نيفتاده است و ما هم با دكتر روحاني در اينكه دولت در فرهنگ كار زيادي انجام نداده است، موافقيم.
اما آنچه دكتر روحاني از آن دفاع كرد و با عنوان كنار زدن فضاي امنيتي و بازگشت ممنوعالقلمها به عرصه فعاليت از آن ياد كرد، تماماً به حوزه نشر بازميگردد كه وزير ارشاد از زمان آغاز كارش در ساختمان بهارستان به دنبال حذف مميزي پيش از نشر كتاب و رفع ممنوعيت چاپ برخي از كتب بوده است كه در دولت قبل به دلايلي توقيف شده بودند. نمونه آن را ميتوان در برخورد جنتي با پرونده نشر چشمه مشاهده كرد.
اصرار وزير ارشاد بر بيسبب بودن تعليق فعاليتهاي نشر چشمه (كه در عمل چندان نيز در تعليق نبوده است!) و انتشار گزارشي افشاگرانه از محتواي برخي از كتابهاي اين انتشارات در نهايت فضا را به سمتي برد كه چندان مورد دلخواه وزير نبود، اما همچنان بحث داغ برداشتن مميزي پيش از نشر و تبديل آن به مميزي بعد از نشر وجود دارد و حتي صحبتهاي تلويحي رئيسجمهور از «مصدر تشخيص قرار گرفتن افكار عمومي» ميتواند از برنامه حذف تدريجي وظيفه قانوني وزارت ارشاد در اعمال مميزيها خبر دهد. توجه بيش از حد و اندازه دكتر روحاني بر تشخيص خوب و بد بودن كالاهاي فرهنگي توسط مردم كه در ابتداي امر باعث رفع تكليف از وزارت ارشاد ميشود، فقط در مكتب ليبراليسم مشاهده ميشود.
در اين مكتب سياسي كه در غرب پايهگذاري شده است، آزاديهاي فردي به اوج خواهد رسيد و اخلاق اجتماعي در حدي كه تنها به حقوق فردي ديگر شهروندان لطمه نزد، پايين آورده ميشود. دولت نيز با به حداقل رساندن نظارت خود بر توليدات فرهنگي، بيشتر نقش حامي و ناظر را بازي ميكند. همان چيزي كه در كشوري مانند فرانسه رخ ميدهد و يك نشريه به خود اجازه ميدهد با انتشار تصاوير كاريكاتوري موهن با عقايد و اعتقادات بيش از يك ميليارد مسلمان بازي كند و دولت فرانسه نيز هيچ عكسالعملي نداشته باشد.
اگر بخواهيم با نگاه ليبراليستي به دنيا نگاه كنيم، نه تنها فلسفه نزول پيامبران و اديان الهي زير سؤال خواهد رفت، بلكه حتي ميتوان فطرت انساني را نيز بر اساس تمايلات غريزي و نفساني زير سؤال برد. در اين مكتب سياسي دين چيزي بيشتر از افيون دولتها نيست و به همين دليل از معادلات اجتماعي به كناري گذاشته شده است.
از بحث مميزي كه مورد توجه رئيسجمهور است دور نشويم، در همين كشور و در زمان نظام جمهوري اسلامي برخي از همين نويسندگاني كه امروز سنگ برداشتن مميزي را به سينه ميزنند، آثاري را توليد كردهاند كه در پايبندي به ليبراليسم چيزي از نمونههاي غربي كم ندارند. حال چرا رئيسجمهور كه مرد دين است و لباس روحانيت را بر تن دارد، اصرار ميورزد كه مميزي را در سطح علاقه يا اقبال عمومي به مسئلهاي، پايين بياورد؟
مورد ديگري كه دولت به آن افتخار ميكند، بازگشايي خانه سينما است. هيچ كس از اينكه سينماگران مجمعي صنفي داشته باشند، ناراضي نيست اما اينكه اين مجمع چه وضعي داشته باشد جاي بحث زيادي دارد. دولت احمدينژاد در ماههاي قبل از انتخابات تلاشهاي زيادي را براي بازگشايي خانه سينما انجام داد كه به طور مشخص در راستاي ايجاد فضاي مثبت تبليغاتي براي رحيم مشايي بود.
تخلفات قانوني كه باعث تعطيلشدن خانه سينما بود با روي كار آمدن دولت يازدهم ناديده گرفته شد و رئيس سازمان سينمايي اولين نشست خبري خود را روز سينما و به مناسبت بازگشايي خانه سينما انجام داد؛ تعجيل بيمورد در راهاندازي دوباره خانه سينما تنها يك منطق داشت، ايجاد وجهه مردمي براي كابينه يازدهم و خلق تصويري قهرمانگونه از رئيس دولت، وزير ارشاد و رئيس سازمان سينمايي در ذهن دوستداران سينما. كاري كه ميشد به مرور زمان نيز به آن رسيد اما دولت دوست داشت سريعتر به تصوير آرماني كه دوست داشت در اذهان عمومي داشته باشد برسد و اين همان آفت پوپوليستي است كه روشنفكران دولت قبلي را به خاطر آن مورد شماتت قرار ميدادند. دولت يازدهم براي ارائه گزارش صد روزه دوم فعاليت خود نزديك به 97 روز وقت دارد. اين مدت تقريباً طولاني ميتواند زمان خوبي براي تجديدنظرخواهي در برخي از سياستها باشد؛ سياستهايي كه نميتواند در راستاي قانون اساسي و سياستهاي كلي نظام آنها را تعريف كرد.