
قضات دادگاه كيفري استان تهران درخواست آزادي مشروط مردي كه به اتهام معاونت در قتل مجرم شناخته شده و به حبس محكوم شده را با توجه به قانون جديد مجازات اسلامي بررسي ميكنند.
به گزارش خبرنگار ما، اين پرونده از سال 82 و همزمان با پيدا شدن جسد مرد جواني كه با شليك چند گلوله به نقاط حساس بدنش به قتل رسيده بود به جريان افتاد.
مرد چوپاني كه مأموران را از پيدا شدن جسد باخبر كرده بود در اظهارات خودش گفت مشغول چراي گوسفندها بودم كه متوجه شدم يك پژو 206 كنار جاده توقف كرد. از آنجا كه در اين محل تردد زيادي نميشد، كنجكاو شدم. سه مرد سوار ماشين بودند كه يك نفرشان كاپشن چرمي تنش بود. آنها داشتند با هم حرف ميزدند. همراه گلهام حركت كردم اما يك ساعت بعد وقتي دوباره به آن محل برگشتم جسد همان مرد كاپشنپوش را ديدم كه كنار جاده افتاده است.
مأموران پليس وقتي اوراق هويتي همراه مقتول را بررسي كردند، فهميدند كه مادر ميثم گم شدن او را به پليس گزارش داده بود. مادر مقتول چند روز قبل از پيدا شدن جسد به مأموران گفته بود كه پسرش از خانه خارج شده و ديگر برنگشته است. او گفته بود پسرش با كسي اختلاف نداشته و به كسي هم مشكوك نيست.
مادر مقتول اما چند روز بعد به پليس مراجعه كرد و به مأموران گفت: شبي كه پسرم از خانه بيرون رفت، گفت ميخواهد به ديدن دوستش حامد برود و طلبش را بگيرد. پسرم گفت حامد پولش را گرفته و نميدهد و با آن يك ماشين 206 خريده است. از آنجا كه مرد روستايي مقتول را سوار بر يك پژو 206 ديده بود، مأموران توانستند حامد را شناسايي و او را بازداشت كنند.
مرد جوان اما اتهام خودش را انكار كرد و گفت من مقتول را ميشناختم اما نقشي در كشته شدن او نداشتم. اما متهم در بازجوييهاي بيشتر گفت عامل قتل، مردي به نام ميلاد است. او توضيح داد ما با ميثم اختلاف مالي داشتيم. روز حادثه ميلاد از من و شهاب خواست برويم و با حامد حرف بزنيم. با او قرار گذاشتيم و سوار ماشين شديم و به محل حادثه برديم. ميلاد خواست تنها با حامد حرف بزند بنابراين هر دو از ماشين پياده شدند. لحظاتي كه گذشت، صداي شليك آمد و فهميدم او را كشته است. بعد هم من و شهاب به او اعتراض كرديم اما به حرف ما توجهي نكرد و از محل رفتيم. با اعترافهاي حامد مأموران ميلاد را بازداشت كردند. او گفت حرفهاي حامد را قبول ندارد و ادعاهايي كه مطرح شده درست نيست. متهم اما در تحقيقات بيشتر به جرم خودش اقراركرد و گفت من از مقتول مقداري پول قرض گرفته بودم. مدتي كه گذشت او گفت پولش را ميخواهد. ميثم مرد لجوجي بود و از حرف خودش كوتاه نميآمد. روز حادثه هم خواستم با او حرف بزنم و مهلت بگيرم اما وقتي ديدم كوتاه نميآيد ابتدا تهديدش كردم و بعد سه گلوله به او شليك كردم. پس از آن مأموران سومين متهم پرونده كه شهاب نام داشت را نيز بازداشت كردند. پس از آن، پرونده با صدور كيفرخواست عليه سه متهم به شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شده و متهمان پاي ميز محاكمه قرار گرفتند. در حالي كه سه متهم در جلسه دادگاه اتهام خودشان را انكار كردند هيئت قضات ميلاد را به اتهام قتل عمد مجرم شناخته و به قصاص و دو متهم ديگر به 15 سال حبس محكوم شدند. در حالي كه ديوان عالي كشور رأي دادگاه را تأييد و تشريفات قانوني براي اجراي حكم عامل قتل در جريان است، حامد با ارسال لايحهاي به اجراي احكام دادسراي امورجنايي درخواست كرد با توجه به قانون مجازات اسلامي جديد آزاد شود. متهم در لايحه خود آورده است كه من يك سوم از دوران محكوميت خودم را سپري كرده و در زندان هم مرتكب خطايي نشدهام. مسئولان زندان از رفتارم رضايت دارند و از كارم نيز پشيمان شدهام و درخواست گذشت دارم. هيئت قضات در حال بررسي خواسته اين متهم است.