اما واقعيت اين است كه انتخاب دوست هم بهرغم ظاهر آن تاحدودي دشوار است و اگر در اين مرحله دقت لازم صورت نگيرد، دوستيها پايداري و مخصوصاً تأثيرات مثبتي نخواهند داشت. «شكلگيري دوستيها و حفظ روابط اگرچه در نگاه جزئي به رابطه دو نفر، دو خانواده يا در نهايت دو فاميل ختم ميشود اما حقيقت اين است كه رشته دوستيهاي شكل گرفته در جامعه روابط سطح جامعه را شكل ميدهند. شايد به همين دليل است كه جامعهشناساني كه سابقه تحقيق بر روابط مردم يك جامعه را دارند به نقش پررنگ و تأثيرگذار دوستيها در شكلگيري بسياري از رفتارهاي آموزنده يا ناهنجار پي ميبرند. دقيقاً به همين خاطر است كه مهارتهاي دوست يابي و دوست نگهداري يكي از مهارتهاي اساسي است كه متأسفانه كمتر نوجوان و جواني در اين زمينه آموزش ميبيند.»
اينها بخشي از گفتههاي دكتر سميه سالاري، جامعهشناس و استاد دانشگاه در مورد دوست يابي و حفظ روابط دوستي است. سميه سالاري معتقد است انتخاب دوست و دوستي از جمله كارهايي است كه در دين ما مسلمانان به شدت در مورد آن سفارش شده است. مثلاً پيامبر اعظم(ص) درباره انتخاب دوست فرمودهاند:«آدمي بر دين دوست خود است، پس همه بايد بنگرند كه با چه كسي دوستي ميكنند.»
همه ما ميدانيم ارزش دوستي در صداقت و حفظ اعتماد طرف مقابل است. خود ما به عنوان يك انسان و يكي از طرفين رابطه دوستي زماني به يك دوست اعتماد ميكنيم كه رازداري و راستگويي او را محك زده باشيم. همه ما انتظار داريم كسي را دوست واقعي بناميم كه از جانب او احساس نگراني نميكنيم و ميدانيم اين اجازه را داريم كه او را همانگونه كه هست، دوست بداريم.
سميه سالاري در اين باره ميگويد:«در دوستيابي بايد به اين نكته فكر كنيم كه هر رابطهاي دو طرف دارد و هر يك از طرفين بايد براي تقويت و حفظ اين رابطه بكوشند. نكته مهم و اصولي در همه روابط ميان انسانها اين است كه سطح توقعات دو طرف رابطه بايد در حداقلها تعريف شود. يعني هر كدام از طرفين نبايد نسبت به طرف ديگر توقعات و انتظارات مسئوليتي فراتر از حد معمول داشته باشد البته اين مسئله به آن معنا نيست كه يكي از طرفين در مقابل ديگري آنقدر خود را در كمترين سطح قرار دهد كه نقشي هم وزن يك زيردست پيدا كند.
حفظ عزّتنفس و احترام به خود، از عوامل مهمي است كه در دوستيها نقش بسيار مهمي ايفا ميكند. چون هر كدام از طرف رابطه به واسطه عزت نفس و احترامي كه براي خود و طرف مقابل قائل ميشوند حريمها را حفظ ميكنند و همين تداوم يك دوستي خوب و سالم را تضمين ميكند.»
براي حفظ دوستي بايد خلاق بود و مايه گذاشت، وگرنه رابطه يكنواخت و كسلكننده ميشود. يكي از راهها اين است كه يك شنونده فعال باشيم. شنيدن صرف كلمات كافي نيست، بلكه بايد گوش بدهيم و نكاتي را كه به نظرمان صحيح ميرسند، با لبخند و مهرباني تأييد كنيم و در جايي كه با نظر فرد، مخالفيم و گمان ميبريم راه را به خطا ميرود با مهرباني و نزاكت، نظرمان را بيان كنيم. سميه سالاري با تأكيد بر حفظ احترام در روابط دوستي ميگويد:«نزاكت، نظافت در كلام است.» اين امر در بهبود هر رابطهاي راهگشاست، به شرطي كه شنونده فعال بودن را تعبير به شنونده منفعل بودن نكنيم. يعني با تأييدات بيجا، خود و گوينده را خسته نكنيم كه اين شيوه، هر رابطهاي را بدتر از بد ميكند. در اين صورت، پيغامي كه به طرف مقابل ميدهيم اين است كه من حرفي از خود ندارم و فقط تأييدكننده آراي ديگران هستم. هيچكس تمايلي به ارتباط و به تبع آن دوستي با چنين فردي را ندارد. شخصاً خود ما به دنبال روابط دوستي هستيم كه در اثناي صحبتهاي معمول آن نقد شويم و به بسياري از ايرادهاي اخلاقيمان پي ببريم پس طبيعي است ما هم يك شخصيت صرفاً تأييدكننده را نميپسنديم.»
ملاك سنجش «دوستي خوب» چيست؟اما سؤال مهم اينجاست كه چطور ميشود فهميد كه يك دوستي تا چه اندازه خوب و مفيد است؟ در بين همه دوستيهاي كاري، خانوادگي و تحصيلي ما چه خطكشي ميتواند به ما كمك كند تا معيارهاي خوبي اين دوستيها را بسنجيم؟ و از همه مهمتر اينكه مثل «تا پول داري رفيقتم قربون بند كيفتم» در بين دوستي ما ايرانيها چقدر نمود عيني دارد؟ اين استاد دانشگاه معتقد است:«يك دوستي خوب را با عوامل گوناگوني ميتوان محك زد، از جمله اينكه در كنار يك دوست خوب، وجود انسان سرشار از شادماني و رضايت است. يك دوست خوب كسي است كه انسان ميتواند خبر موفقيتش را قبل از هر كس ديگري به او بدهد و ترديد نداشته باشد كه او هم خوشحال خواهد شد. با يك دوست خوب ميشود روي طرحهايي كار كرد و لذت برد و به نظراتش گوش داد و بدون ناراحتي، انتقادات و پيشنهادهاي درست و بهجايش را پذيرفت.
دوست خوب كسي است كه با دلسوزي و محبت و قبل از اينكه ديگران انسان را به باد شماتت و سرزنش بگيرند، اشتباهاتش را به او يادآوري كرده و كمك كند تا آنها برطرف شوند. يك دوست خوب در لحظات دشوار، بهترين يار و ياور انسان است و به هر نحو ممكن سعي ميكند باري را از روي دوش او بردارد. البته ما ايرانيها با دوام دوستيها و رفتارهايمان نشان دادهايم كه مسائل اقتصادي و تفاوت درآمدهاي شغلي تقريباً كمترين تأثير را بر روابط دوستي دارد. هيچ رابطهاي از جمله دوستيها در فضايي كه احترام و ادب در آن وجود ندارد، قابل دوام نيستند. احترام به ديگران، ضامن بقاي روابط است و بهويژه در مواقع بحراني ميتواند جلوي بسياري از فجايع را بگيرد. انسان زماني كه با كسي دوست ميشود، بايد از دوستي با او احساس سرافرازي و شادماني كند.»
«تحقير» جايي بين دو دوست ندارداين جامعهشناس با بيان اينكه رابطهاي كه در انسان احساس تحقير شدن و كوچكي را به وجود ميآورد، قطعاً به نفع كسي نيست، ميافزايد:«در چنين روابط دوستي ديرزماني نميپايد كه طرفين به تخريب يكديگر خواهند پرداخت. هرگز از ياد نبريم كه براي ايجاد يك رابطه سالم و واقعي و يك دوستي ارزشمند و پايدار، بايد بيش از هر چيزي به احترام تكيه كنيم، چون فقط از اين طريق است كه دوست ما متوجه ميشود كه براي ما بسيار ارزشمند و مهم است. احترام گذاشتن به يك دوست يعني به نيت خير او اعتماد كردن. يعني حتي وقتي عصباني ميشويم، در مورد او حرف بدي نزنيم و حتي اگر حسادتمان هم برانگيخته ميشود، از موفقيت او احساس خوشحالي كنيم. با اعتماد و احترام متقابل، ميتوان مشكلات و اختلافات را حل كرد و از دوستي لذت برد.»
با همه اين توضيحات ميشود فهميد كه حفظ دوستي مثل پرورش گل، نياز به دقت و مراقبت دائمي دارد. حتي بهترين دوستان هم گاهي با هم اختلاف نظر پيدا ميكنند و حتي گاهي نسبت به موفقيتهاي همديگر هم حسادت ميكنند! اما اين به معني پايان دوستي نيست.
نگذاريد رنجشهاي كوچك باقي بمانند و زخمهاي عميق ايجاد كنند. با احترام، صداقت و صراحت به دوستتان بگوييد كه از فلان حرف يا عملش رنجيدهايد. او اگر واقعاً دوست شما باشد، به اين حرف شما فكر ميكند و درصدد جبران بر ميآيد.
يك دوست خوب كسي است كه به انسان احساس امنيت و آرامش ميدهد، اما هميشه هم آسمان دوستيها آبي نيست. گاه در زندگي مواقعي پيش ميآيد كه انسان تحت شرايط دشوار، از كوره درميرود. حتي ممكن است حرفي بيمعني از دهان انسان بپرد و دوست خود را برنجاند. در چنين مواقعي بهترين كار اين است كه اولاً آبي به صورت بزنيم و خود را آرام كنيم و بعد هم صادقانه مسئوليت كارمان را بپذيريم و بدون بهانهجويي، معذرتخواهي كنيم. كلام ما بايد صريح و روشن باشد تا دوستمان بفهمد كه واقعاً از حرفي كه زده يا كاري كه كردهايم، حس خوبي نداريم. بايد به دوستمان اطمينان دهيم كه اين موضوع تكرار نخواهد شد و دوستي او براي ما ارزشمند است.
دروغ؛ آفتي كه ريشه را ميخشكاندسميه سالاري با بيان اينكه يكي از بدترين آفتهاي دوستي دروغ است، ميگويد: «بزرگترين سرمايه دوستان، رو راستي، اعتماد، اطمينان و احترام به يكديگر است. كسي كه به دوستش بياحترامي ميكند يا راز او را نزد ديگران برملا ميسازد، در واقع تيشه به ريشه دوستي ميزند. در چنين مواقعي بدترين كار اين است كه انسان احساس كند براي انتخاب چنين دوستي شايسته سرزنش است. بسيار صريح و صادقانه به او بگوييد كه از اين برخورد خوشتان نميآيد و اگر درصدد جبران اشتباه يا تغيير رفتار خود نباشد، به دوستي با او ادامه نخواهيد داد، اما مراقب باشيد كه در تمام اين مدت رفتارتان مؤدبانه و همراه با دلسوزي باشد. شما در واقع در پي اصلاح رابطه هستيد و قصد تخريب دوستتان را نداريد. او بايد از حالت چهره و لحن شما اين نكته را درك كند. در حفظ دوستي بخشش و گذشت عامل مؤثري است. البته مهمتر از آن گذشت و بخشش در ذهن خود ماست، چون اگر به ظاهر گذشت كنيم، تأثير مثبتي ندارد و دلخوري همچنان بر جاي ميماند و در اختلافات بعدي بروز ميكند و اثرش را ميگذارد. تنشهاي مكرر، دوستيها را به بنبست ميكشاند.»
يك دوست خوب باشيميادتان باشد كه يك دوستي خوب مايه شادي است. اگر در رابطهاي قرار داريد كه دائماً در شما اندوه و اضطراب ايجاد ميكند، احساس ميكنيد پسرفت داشتهايد و ارزشهاي قبلي، برايتان كمرنگ و كماهميت شدهاند و موضوعاتي برايتان موضوعيت پيدا كردهاند كه نه به درد دنيايتان ميخورد و نه به درد آخرتتان، بدانيد در بازي جالبي نيفتادهايد؛ پس وقتش شده كه از خودتان بپرسيد آنجا چه ميكنيد؟ بياييد بيرون! دنيا پر است از آدمهاي خوبي كه منتظر يك دوست خوب هستند و البته به خاطر داشته باشيد براي اينكه لايق داشتن يك دوست خوب باشيد، بايد به ارزشها و چارچوبهاي خودتان نگاهي بيندازيد و منصفانه ببينيد از بودن در كنار آدمهاي وقتتلفكن راضيتريد يا آدمهايي كه براي داشتن هدف مشروع و موفقيت و از همه مهمتر شاد بودن و سالم زندگي كردن، از تكتك لحظاتشان بهره ميبرند و همواره به لطف خدا و فرداي بهتر، اميدوارند؟
حالا كه تكليفتان با خودتان معلوم شد، تن به هر دوستياي ندهيد تا در همان ارزشهايي كه با زحمت كسب كردهايد دچار ترديد نشويد كه زمان در حال گذر است و جبران بعضي از دسترفتهها، بسيار دشوار در جاده پيش روي شما آن قدر زيبايي و شادماني هست كه خودتان ترجيح ميدهيد وارد بعضي از دوستيها نشويد و از وقتتان بهترين بهره را ببريد.
مهمتر از همه اينها بدانيد بهترين دوست و رفيق شما كسي است كه به زير و بم وجود شما آشناست و خالصانه دوستتان دارد و كافي است يك بار صادقانه رو به سويش بياوريد تا درهاي همه زيباييها، شاديها و خوبيها را به رويتان بگشايد. آن وقت آنقدر حيرتزده ميشويد كه با خود ميانديشيد من تا حالا چه ميكردم؟
آنگاه شادي را در تك تك لحظات زيباي زندگيتان با تمام وجود احساس ميكنيد، پس شجاعتتان را از دست ندهيد و به موجود عاقل درون خود ـ يا به تعبير قرآني به رسول دروني خويش كه ما آن را گاهي وجدان ميناميم ـ فكر كنيد. او بهترين دوست شماست و هميشه بهترين راهنماييها را ميكند!
مفید واقع شد