عجب روزگاري شده و عجيبتر سبك زندگيهايي است كه اسراف و دور ريختنها را با نام «كلاس» به رخ يكديگر ميكشند.
وقتي ظروف پيركس، آركوپال و سراميك به بازار آمدند كسي فكر نميكرد كه اين ظروف را با قيمتهاي سرسامآور بخرد و در ظروف پلاستيكي، نازك و سرطانزا به خورد و خوراك بپردازد. اين روزها كمتر كسي را ميتوان يافت كه در مراسمهايشان از سفرههاي زيبا و ماندگار قديمي استفاده كند. هر چند ميزها جاي سفرهها را گرفتهاند، اما در ميان اين همه «پز» در بهترين حاالت باز هم بايد غذاها را در يك ظرف تلنبار كرد و به صورت سرپايي در گوشهاي آن را بلعيد و شتاب در خوردن، اين فرصت را به وجود ميآورد كه از ديگر خوراكيهايي كه به صورت «سلف سرويس» براي دستمالي شدن و دور ريخته شدن در دسترس ميهمانان قرار گرفتهاند، استفاده كرد.
دنياي يكبار مصرفهابعضي وقتها فكر ميكنيم كه چرا با اين همه «كلاس» و «تجملات» از ميهمانيهايمان و به خصوص سفرههاي رنگارنگش لذت نميبريم. كافي است يكبار همه چيز را مرور كنيم. سفرهها يكبار مصرفند. ماست، سالاد و زيتونها هم به صورت يكبار مصرف و انفرادي بستهبندي شدهاند. نوشيدنيها در قوطيهاي يكبار مصرف جلوي ميهمان قرار ميگيرند. دسرها هم از همان جايي خريداري شدهاند كه مواد فوق را آوردهاند. در برخي مراسمها، ميزبان اگر شرمنده نميشد حتماً قاشق و چنگالها را هم يكبار مصرف ميگذاشت! زماني كه خوردن آغاز ميشود، هر كس هر چقدر ميتواند بايد بخورد زيرا در پايان اين ماراتن، هيچ چيز از سفره خارج نميشود و تمام باقيماندهها يكجا درون سفره گره ميخورند و ميزبان فقط بايد زحمت حمل آن تا سطل زباله سر كوچه را به دوش بكشد.
اما تاسف بارتر وقتي است كه بعد از پر شدن شكمها، هر كس خلالي در بين دندانهايش ميگيرد و از معصيتهاي اسراف و بيتوجهيهاي انسان امروزي به طبيعت و صدماتي كه به سلامت آن وارد شده صحبت ميكند. ظروف يك بار مصرف پلاستيكي كه بستهبندي غالب محصولات از جمله نوشيدنيها، لبنيات، سبزيجات، دسرها و… را به خود اختصاص ميدهند هيچگاه به طبيعت باز نميگردند و عمري ۲۰۰ تا ۵۰۰ ساله دارند به طوري كه برخي كارشناسان زيست محيطي از تشكيل يك لايه پلاستيكي در لايههاي زمين طي سالهاي آينده، ابراز نگراني ميكنند. هر چند سرعت بالاي زندگي صنعتي، مردم را بيشتر به سمت استفاده از ظرفهاي يك بار مصرف، سوق ميدهد اما اين روند، هر روز پزشكان و كارشناسان محيط زيست را نگرانتر از گذشته ميكند. بر اساس گزارشات منتشره، در حال حاضر به ازاي هر ايراني در سال تقريبا ۱۰ كيلو مواد نفتي به انواع ظروف پلاستيكي يك بار مصرف تبديل ميشود كه اگر بدانيم استفاده از اين ظروف بيش از ۱۱۸ نوع بيماري را به مصرفكنندگان منتقل ميكند و عوارض جبران ناپذيري براي انسان به همراه دارد، آن وقت به عواقب سبك زندگيهاي نوين پي ميبريم.
سرد و گرمش سرطانزاستيادش بخير! چاي قند پهلو براي خودش برو و بيايي داشت. يك استكان كمر باريك با نعلبكي گل سرخي و دو حبه قند در آن طعم و مزهاي داشت كه هر بار امتحان كردنش، تجربهاي تازه بود. اما حالا چاي داغ و ليوانهاي يكبار مصرف بلايي بر سر انسانها ميآورند كه بايد خاطرات اين را هم در تاريخ نوشت. به گفته پزشكان، زمانيكه چاي، آب داغ، قهوه و غذاهاي گرم در ظروف يك بار مصرف ريخته ميشود از اين نوع ظروف مواد شيميايي سمي منتشر و در مايعات حل ميشود و سبب بروز بيماريهايي همچون سرطانهاي ريه، كبد و پروستات ميشود. البته ظروف يكبار مصرف، صدماتشان را فقط در حالت گرم به انسانها وارد نميكنند، بلكه سردشان هم به نوبه خود فاجعه آميزند. زماني كه بطريهاي آب يكبار مصرف در فريزر يخ ميزنند از جداره بطريها مواد سرطانزايي به درون آب آزاد ميشود كه عوارض جدي را به دنبال دارد. در ظروف پلاستيكي يك بار مصرف مادهاي سمي به نام «ديوكسين» آزاد ميشود كه خطر بروز سرطان به خصوص سرطان سينه را در زنان افزايش ميدهد و استفاده دراز مدت از اين ظروف به طور قطع سبب مشكلات گوارشي، خستگي و ناراحتي اعصاب ميشود. حالا ميشود پاسخي براي اين سؤال يافت كه «چرا پدر بزرگ و مادر بزرگهايمان هميشه سرحال بودند و دردهاي امروزي را هيچ وقت تجربه نكردند؟» بله! چون آنها درست زندگي ميكردند و نه تنها كمر به قتل طبيعت نبسته بودند، بلكه خودشان را به دل اين موهبت الهي سپرده بودند. آنها درست ميپختند، درست ميخوردند و درست ميشستند. تنبل نبودند و زندگيشان يكبار مصرف نبود. آنها شيوهاي از زندگي را براي خود برگزيده بودند كه مسالمتآميز بود و تمام جانداران اطرافشان نيز از وجودشان لذت ميبردند.
در عوض ما طوري زندگي كردهايم كه امروز آمارهايي از آن طرف جهان منتشر شده و به گوشمان ميرسد مبني بر اينكه ايران در بين پنج كشور نخست مصرفكننده ظروف يك بار مصرف قرار گرفته و اين ظروف، علاوه بر اينكه ظروف اصلي محصولات صنعتي هستند، تبديل به پاي ثابت مراسمهاي مذهبي، نذريها، عزاداريها، شاديها و ميهمانيهاي مختلف شدهاند.