اگرچه هضم برخي رفتارها و قوانين جاري براي روزنامهنگار جماعت كه در پي پاسخ قانعكننده براي همه چيز است سخت مينمايد، اما در اين ميان مواردي هست كه واژه «سخت» برايشان كافي نيست و بايد «غيرممكن» را جايگزين كرد. يكي از اينها ماجراي فروش روزانه مجوزهاي تردد در محدوده طرح ترافيك است. علت وجودي طرح ترافيك، پيشگيري از آلودگي هوا و كمك به روان شدن آمد و شد در مناطق پرازدحام شهرها از جمله و مهمترين آنها، پايتخت است. با اين احتساب وقتي شما ميبينيد در مسيرهاي منتهي به محدوده طرح ترافيك ميز و صندلي گذاشته و در كمال خجستگي يك نفر يك گوني به دست دارد و در ازاي مبلغي ناقابل به شما اجازه ميدهد وارد شويد، چه فكري بايد بكنيد؟
آيا اين يعني مناطقي در مراكز تهران هستند كه چنانچه شما براي ورود به آنجا پول بدهيد مشكل آلودگي هوا، ازدحام و ترافيك به وجود نميآوريد، اما اگر نخواهيد اين پول را بدهيد، خودرو شما باعث آلودگي و شلوغي در آنجا ميشود و اجازه ورود نداريد. بديهي است قصه آلودگي هوا و بيماريهاي صعبالعلاج متعاقب آن در زمستانها به سبب وضعيت خاص آب و هوايي بيشتر ديده ميشود و عدهاي به دست و پا ميافتند تا كاري كنند و به مردم پاسخ و گزارشي بدهند. كاش حالا كه اين بحث داغ و رسانهاي است، دوستان دلسوز حكايت فروش مجوزهاي روزانه و غيره ورود به محدوده طرح ترافيك را نيز ريشهاي پيگيري كنند.
آيا مراكزي دارند به اين وسيله و با فروش سلامتي مردم و معامله بر سر آلودگي هواي تهران، كسب درآمد ميكنند؟ اگر هدف حل مشكل كمبود بودجه در مراكز و مجموعههاي ذيربط است، بهتر نيست به جاي اين موش و گربه بازي، رسماً اعلام شود و همه بدانند براي تردد در ساعات خاص و در مناطق خاصي از تهران، فقط از ما بهتران اجازه دارند و بقيه بهتر است در خانه بمانند يا در صورت لزوم حتي چنانچه قادر به پرداخت حقالورود نيستند تن به حمل و نقل عمومي بدهند؟ اشتباه نكنيد، من به شدت طرفدار استفاده همگاني از ناوگان حمل و نقل عموميام. اما اين رفتار – يعني فروش مجوز طرح – آشكارا يعني دادن حقي به طبقه پولدار و محروم كردن طبقه تهيدست از آن، به خاطر تمكن مالي ثروتمندان است. اين در حالي است كه در ازاي فروش اين مجوز، آسيب آن به همه ميرسد و چه بسا به قشر تنگدست بيشتر.
متوجه هستيم كه با چنين رفتارهايي مشغول نهادينه كردن چه نگرشي در جامعه اسلامي و توحيدي خويشيم؟ آيا اين رفتار جز آن است كه ما سلامتي مردم و كوخنشينان را در ازاي مبلغي به توانگران ميفروشيم؟ چه كسي چنين اجازهاي را به مراكز ذيربط داده است؟ اگر قرار است مشكل آلودگي هوا و ازدحام مناطق مركزي تهران حل شود، آيا با پرداخت پول توسط آنها كه قادر به دادن آن هستند اين مشكل حل ميشود؟ آنكه پول دارد ميتواند وارد طرح شود و مشكلي درست نخواهد شد، اما آنكه ندارد اگر وارد شود، آلودگي درست ميكند و مشكل و بايد مانعش بشويم؟ ماشين پولدارها جاي دود از اگزوزشان عطر بهار نارنج متصاعد ميشود؟ آيا اين تصميمات كاسبكارانه عين تبعيض نيست؟ چرا همه تماشا ميكنند و متوجه نهادينه شدن اين كجرويها نيستند؟