عجيب است وقتي عدهاي هشدار ميدهند كه «صداقت امريكايي» جعلي است برخي بر ميآشوبند و مثل يك دعواي ناموسي بلوا راه مياندازند. چندي پيش «جان ليمبرت» ميهمان يكي از رسانههاي غربي بود. او از گروگانهاي لانه جاسوسي بوده و متأسفانه همسرش ايراني است. آنها درباره تسخير لانه جاسوسي حرفهايي ميزدند كه مرغ پخته در قابلمه قهقههاش به آسمان ميرفت. جناب «جان» كه فارسي را هم از همسرشان به خوبي آموختهاند، طي سخنان خصمانه و سراسر كينهاش مرتب تأكيد ميكرد ايرانيها بايد از اين رفتار شرمآور خود - تسخير لانه جاسوسي– از آنها و امريكا عذرخواهي كنند. هم او و هم همسر ناايرانياش، هر بار با صفتي چون «خجالتآور»، «زشت»،«ناجمردانه» و ... از اين حركت انقلابي مردم ايران ياد ميكردند البته طبع كاسبكارانه آنها نيز از خلال سخنانشان مشهود بود كه اگر ايرانيها غرامتي هم به ما بدهند، آن را رد نميكنيم!
نكته ديگري كه اين دو مرغ عاشق بر آن اصرار داشتند اين بود كه ايرانيها فرهنگي باستاني و غني دارند و ميهماننوازند و آنها ميزبان ما بودند و وظيفه تأمين امنيت ما را داشتند و نبايد اين رفتار وحشيانه را با ما ميكردند و ... بعد از آزار و اذيتهايي كه ديده بودند داد سخن دادند كه هولناكترينش عدم تحويل نامههايشان به آنها بوده. چنانكه همسر ايشان فرمودند 365 نامه براي «جان» نوشتهاند و جان مدعي بود تعداد كمي از آنها را دريافت كرده و ...
حالا سخنان اين انساننماها را داشته باشيد و مقايسه كنيد با رفتار هموطنانشان با كشورهايي كه ميزبان آنها بودهاند؛ مثلاً آنها وقتي با شعار دموكراسي و آزادي و ...به عراق و افغانستان ميآيند و دهها هزار غيرنظامي را ميكشند حتي به كاروانهاي عروسي رحم نميكنند. در يك قلم يك سربازشان چون از دست دوست دخترش در شيكاگو عصباني بوده به خانه يك خانواده روستايي در قندهار ميرود و در كمال آرامش ضمن پك زدن به سيگار مرغوبش، 16 عضو آن خانواده را كه جز دو تن همه زن و كودك و پيرمرد و پيرزن بودند به رگبار ميبندد و بعد هم حتي اجازه محاكمه او را به افغانها نميدهند و طرف را مثل يك قهرمان به كشورش باز ميگردانند. همين ميهمانان در عراق زندان ابوغريب و در افغانستان زندان بگرام راه انداختهاند كه شكنجههاي هولناك آن و شرايط وحشيانه و غيرانساني زندانياني كه بيهيچ مدركي از كوچه و خيابان دستگير شدهاند، همه جهان را پس از افشاي آن شوكه كرد. بالاترين غم آقاي ليمبرت و شكنجهاي كه يادش مانده، تحويل ندادن همه 365 نامه همسرش بوده، اما كمترين غم ما از ستمهاي كشور و سردمداران مملكت او در حق كشور و مردم ما، كودتا عليه همين ميزبان در عهد مصدق، كشتار دانشجويان ما در 16 آذر، تحويل انواع سلاحهاي شيميايي به صدام و كشتار دهها هزار جوان نوگل اين آب و خاك با سلاحهاي اهدايي آنان به رژيم بعث عراق است و ... آقاي ليمبرت! اگر واقعاً قلب و مغز يك انسان در بدن تو و همسرت هست بايد رفتار شرمآور شليك موشك به سمت هواپيماي مسافربري و كشتار وحشيانه آنان به دستور ناخدايي باشد كه امثال شما به او براي اين خوي حيوانياش مدال هم داديد و صدها ناجوانمردي ديگر شما. آيا چه كسي بايد عذرخواهي كند و غرامت بدهد و شرم كند؟ حالا ميفهميد چرا ما به صداقت امريكايي مشكوكيم و حيرتا كه شما با احساسات بشر دوستانهاي كه مرتب قرقره ميكرديد هيچ كدام از اين جنايتها را در مصاحبهتان به ياد نياورديد!