کد خبر: 621258
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۲ - ۱۴:۵۰
«شكست اخوان درمصر وتاثير آن برساير كشورهاي حوزه بيداري اسلامي» در گفت وشنود بادکتر حسن عبد ربه المصری
شاهد توحيدی

درآمد: دکتر حسن عبد ربه المصری، نویسنده و تحلیلگر مسائل سیاسی مقیم لندن نامی آشنا دارد و از چهرههای بینالمللی است. او در زمینه مسائل جهانی مقالهها و کتابهایی منتشر کرده است که برخی از آنها به فارسی ترجمه شدهاند. عبد ربه در قبال رژیم صهیونیستی موضع قاطع و روشنی دارد و پیشبینی کرده است این دولت کمتر از سه دهه دیگر از بین خواهد رفت. با دکتر عبد ربه در باره اوضاع ناآرام مصر پس از برکنار محمد مرسی گفتوگو کردهایم. این گفتوگو به دو دلیل صورت گرفت: نخست، توجه مستمر او به مسائل مصر و دوم، سفرش به قاهره (از 23 ژوئن تا 5 ژوئیه/ 2 تا 14 تیر امسال) و حضورش در میان تودههای مردم و محافل سیاسی و پژوهشی این کشور.

چرا محمد مرسی که 51 درصد آرای انتخابات ریاست جمهوری را کسب کرد، نتوانست مقبولیت خود را در جامعه حفظ کند و به حکومت ادامه دهد؟

دکتر محمد مرسی در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته با اختلاف کمی (850 هزار رأی) بر رقیب خود پیروز شد، اما برای حفظ این برتری در آرا تلاش نکرد، زیرا فکر می‌کرد نشستن بر صندلی ریاست جمهوری به مدت چهار سال تضمین شده است. حتی آن گونه که مرسی و حزب اخوان‌المسلمین برنامه‌ریزی کردند، این تصور وجود داشت او دو دوره در مقام ریاست جمهوری باقی خواهد ماند. دو هفته پیش از برکناری مرسی یکی از طرفدارانش در سخنانی در ورزشگاه سرپوشیده قاهره گفت: «مرسی نه‌تنها تا سه سال آینده، بلکه تا هفت سال در قدرت باقی خواهد ماند»، اما او نه‌تنها در جهت افزایش شمار طرفدارانش که از روی اکراه به دلیل رقابت فشرده به او رأی دادند توجه نکرد، بلکه به در پیش گرفتن سیاست‌های توجیه‌ناپذیر و برخلاف خواست توده‌های مردم و انقلاب برای فراهم کردن شرایط زندگی بهتر و آزاد گام برداشت.

مرسی پس از توافق با جریانهای ملی، انقلابی و اسلامی غیروابسته به اخوانالمسلمین در دور دوم انتخابات به قدرت رسید. چگونه با آنها کنار آمد، اما در حمایت از آنها دریغ کرد؟

تردیدی نیست مرسی پس از توافق‌های محرمانه و آشکار با برخی از سران جریان‌های ملی و اسلامی غیروابسته به اخوان‌المسلمین به قدرت رسید، اما پس از سوگند ریاست جمهوری آنها را نادیده گرفت. او این توافق‌ها را وسیله‌ای برای رسیدن به هدف می‌دانست.

بی‌تردید حزب آزادی و عدالت (شاخه سیاسی اخوان‌المسلمین) به‌خوبی می‌دانست به‌تنهایی نمی‌تواند به اهداف خود در انتخابات برسد، به این دلیل با دو حزب «النور» و «التنمیه» مماشات کرد و در مبارزات انتخاباتی پس از پیروزی اولیه به این دو حزب وعده همکاری داد. به همین دلیل به نیروهای لیبرال هم نزدیک شد و دو روز پیش از پیروزی در انتخابات آشکارا از توافق‌نامه موسوم به فیرموت سخن گفت، اما همه این توافق‌نامه‌ها را نادیده گرفت و وعده‌ها و تعهدات خود به مردم را زیر پا گذاشت. چرا؟ چون اخوان‌المسلمین در این توهم بود که می‌تواند به‌تنهایی بی‌نیاز از کمک هر نیروی سیاسی اسلام‌گرا یا غیراسلام‌گرا اوضاع مصر را اداره کند.

باید اضافه کنم نادیده گرفتن تعهدات و پیمان‌ها در اندیشه و راهبرد اخوان‌المسلمین مسئله تازه‌ای نیست و این رویه از دیرباز وجود داشته است. آنها با احزاب مصری همچون عمل اسلامی و حزب لیبرال الوفد هم‌پیمان شدند، اما اختلافات شدیدی بین آنها پدید آمد. اخوان‌المسلمین برای پیروزی در انتخابات مجلس در سال 2005 با نهادهای امنیتی توافق و هماهنگی کردند، اما بعداً این توافق را نادیده گرفتند و تلاش کردند صندلی‌های بیشتری را در مجلس به دست آورند.

مرسی در اداره کشور بهویژه در عرصه اقتصادی شکست خورد. آیا این شکست به دلیل نداشتن برنامه اقتصادی بود یا دلیل دیگری داشت؟

رئیس‌جمهور برکنار شده نه‌تنها در زمینه اقتصادی که در همه زمینه‌ها اعم از سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی با شکست مواجه شد، اما در زمینه اقتصادی سرمایه‌گذاری خارجی در دوره او در مصر متوقف شد. تنها قطر به دلیل روابط با اخوان‌المسلمین در مصر سرمایه‌گذاری کرد. همه به یاد داریم دولت دکتر احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران آمادگی خود را برای همکاری با مصر در زمینه‌های مختلف فرهنگی، سرمایه‌گذاری و نفت اعلام کرد، اما نامزد اخوان‌المسلمین دارای طرح و برنامه قابل قبولی نبود.

آنچه در زمینه ایجاد نهضت در کشور از سوی آنها مطرح شد، واقعی نبود و هیچ نشانه‌ای از برنامه‌های قابل اجرا در مصر در آن وجود نداشت. حتی طرحی که برای گسترش کانال سوئز در دوران ریاست جمهوری مرسی مطرح شد، با در نظر گرفتن ملاحظات امنیت ملی مصر مورد شک و تردید بود.

اخوانالمسلمین قدیمیترین جریان سیاسی مصر است، اما رفتار دولت اخوان باعث شد بخش بزرگی از سلفیها و چهرههای اسلامی دیگر نظیر ابوالفتوح و ابوعلا الماضی در صف دیگری قرار بگیرند. آیا اختلاف فکری بین اخوان و دیگر جریانهای اسلامی به حدی است که اجازه همکاری آنها را نمیدهد؟

در این که اخوان‌المسلمین در میان جریان‌های اسلام سیاسی نه‌تنها در مصر بلکه در جهان عرب قوی‌ترین نیروست با شما موافقم، اما مخالف این نظر هستم که این گروه می‌تواند دیگر جریان‌های اسلام سیاسی در مصر را جذب کند. خودخواهی سیاسی به‌ویژه در میان رهبران اخوان وجود دارد و این یکی از دلایل شکست سیاسی آنهاست. خودخواهی آنها به حدی است که تصور می‌کنند می‌توانند به‌تنهایی مسائل کشور را اداره کنند. وقتی می‌خواستند به وعده‌هایی که به دو حزب الوسط و النور داده بودند، عمل کنند، دو وزارتخانه بی‌اهمیت را به آنان واگذار کردند. پس از مدت کوتاهی این دو حزب به علت بروز اختلافات اساسی از کابینه خارج شدند. اخوان پست‌های مهم را به طرفداران خود سپرد و هیچ توجهی به تعهدات خود و خواست‌های واقعی مردم نکرد.

جنبش تمرد موفق شد بسیاری از گزینههای سیاسی را علیه اخوانالمسلمین به کار گیرد. دلیل موفقیت این جنبش چیست؟

تشکیل جنبش تمرد نشان‌دهنده رشد فکری جوانان مصری در مطرح کردن ایده‌هاست. این ایده که در میان توده‌های مردم مطرح شد، یادآور سندی است که مصری‌ها در اوایل قرن بیستم نوشتند و در آن مردم مصر به سعد زغلول رهبر انقلاب 1919م. وکالت دادند تا از سوی آنها برای اخراج استعمار انگلیس از مصر مذاکره کند. ایده تشکیل جنبش تمرد به صورت خودجوش و گسترده از سوی مردمی مطرح شد که به سیاست‌های رئیس‌جمهور منتخب اعتراض داشتند و برای رسیدن به خواسته‌هایشان در مقابل چالش‌ها و جنگ شدیدی که علیه آنان صورت گرفت، پایداری کردند. جنبش تمرد با صبر و پیگیری با تلاش‌های برخی از نیروهای اخوان‌المسلمین که در پی رقابت با آن بودند مقابله و آنها را رسوا کرد و شکست داد.

اما چرا این جنبش پیروز شد؟ باید گفت تشکیل این جنبش در پاسخ به نیاز میلیون‌ها مصری صورت گرفت که به سیاست‌های رئیس‌جمهور منتخب و حزب او اعتراض داشتند. دلیل دیگر سادگی بیان در اعتراض‌ها بود. هر کس به رئیس‌جمهور اعتراض داشت، باید کاغذی را پر می‌کرد که در آن نام، شماره ملی و نام استان محل سکونتش را می‌نوشت و این اقدام به‌سادگی انجام شد. همچنین کسانی که در این جنبش با مردم ارتباط برقرار می‌کردند، جوانان آگاهی بودند که خواست توده‌های مردم انقلابی را درک می‌کردند.

بهطور کلی تجربه اخوانالمسلمین در حکومت را چگونه ارزیابی میکنید؟

ارزیابی‌ام این است که اخوان در این موارد شکست خورد:

ü عدم موفقیت در برقراری ارتباط با نیروهای سیاسی تأثیرگذار جامعه، برای همکاری در اداره کشور.

ü برداشت غلط از معنای حق حزب آزادی و عدالت در تشکیل کابینه مصر پس از پیروزی در انتخابات.

ü نبود برنامه‌ای روشن در همه زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی.

ü شکست در برقراری امنیت و ثبات در جامعه چه در شهرها و چه در روستاها.

ü اصرار بر این که اخوان افراد توانایی برای تصدی مسئولیت‌ها در بالاترین پست‌ها را دارد.

ü بی‌توجهی به خواست مردم و نیازهای مربوط به امنیت ملی.

ü نادیده گرفتن آداب و رسوم مثبتی که سال‌ها مورد قبول جامعه مصر بوده است.

ü نادیده گرفتن تجربه‌های پیشین و اصرار بر این نکته که اخوان خود آغازگر اصلاحات است و به آن ادامه خواهد داد.

ü عمل نکردن به وعده‌ها در زمینه مسائل داخلی و خارجی.

ü هم‌پیمانی با بعضی از جریان‌های سیاسی که مورد قبول شهروندان عادی نبودند. شهروندان مصری به این نتیجه رسیدند که اخوان دیدگاه محدود خود را در زمینه مسائل زندگی نظیر رابطه با خداوند به آنها تحمیل می‌کند.

پایههای اندیشه اخوانالمسلمین بر میانهروی، اعتدال در دین و وحدت امت اسلامی استوار است. چرا آنها به توصیههای دینی که بر سرسختی با کفار و رحمت بین مسلمانان تأکید میکند، توجه نکردند؟

با این دیدگاه که پایه اساسی اندیشه گروه اخوان‌المسلمین میانه‌روی است، مخالفم. فرهنگ این گروه و گفتمان دینی آن میانه‌رو نبوده است و نیست. الازهر شریف و شیوخ اصیل آن میانه‌رو هستند. اخوان‌المسلمین به تشکیل کشوری که مرکز خلافت باشد، اعتقاد دارد، اما این اقدام را برای تسلط بر کشورهای اسلامی و یکدست شدن آن در یک مجموعه لازم می‌داند. عملی کردن این نظر غیرممکن و از نظر دیگر مذاهب شناخته‌شده غیرقابل قبول است، چون اخوان‌المسلمین دیگر مذاهب اسلامی را نمی‌پذیرد. یادآوری می‌کنم جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور پیشین مصر در سال 1965 برای نخستین بار از رهبران هشت مذهب شناخته‌شده و تأثیرگذار جهان اسلام دعوت کرد تا نخستین گردهمایی را با نظارت الازهر در قاهره برگزار کنند، درحالی که نهاد ریاست جمهوری در زمان مرسی و دولت وابسته به آن درهای جهاد و جنگ در سوریه را گشودند و برای مردم ساده‌لوح چنین وانمود کردند که مذهب شیعه به جنگ دعوت می‌کند که در پی آن چهار نفر بی‌گناه از شیعیان مصر قربانی شدند.

همپیمانی در فقه سیاسی و اسلامی یکی از مهمترین موارد برای ارزیابی رفتار افراد و گروههاست. چرا اخوانالمسلمین بهرغم متون شرعی که بر سرسختی با کفار و رحمت بین مسلمین تأکید دارد، گمراه شدند؟

هم‌پیمانی در فقه سیاسی اسلامی یکی از مسائلی است که می‌توان رفتار افراد و گروه‌ها را بر اساس آن ارزیابی کرد. این سرچشمه مهم در اندیشه اسلامی با عملکرد علنی و مخفیانه اخوان‌المسلمین از بین رفت، زیرا آنها آن را وسیله‌ای برای رسیدن به هدف که همان پست ریاست جمهوری است قرار دادند. اخوان‌المسلمین مسائل شرعی را با سیاست نفرت‌انگیز درهم می‌آمیزد و آن را از هدف والای خدمت به توده‌های مردم منحرف می‌کند. اخوان مسائل شرعی را در خدمت به منافع خود به کار می‌گیرد. آنها در دوره حکومت خود از هدف‌های اسلامی که معروف‌ترین مذاهب در باره آنها اتفاق نظر دارند، دور شدند. در سیاست خارجی آنها از ایستادگی در برابر ظلم، کفر و نژادپرستی خبری نبود.

مواضع ملت مصر در قبال رژیم صهیونیستی با اشغال سفارت این رژیم در قاهره و شعارهایی که آنجا سر داده شد و نیز منفجر کردن لوله خط گاز آشکار شد. چرا اخوانالمسلمین نتوانست گزینههای سیاسی را در مقابل رژیم صهیونیستی یکسره کند؟

هر کس که اندیشه‌ها و فرهنگ اخوان‌المسلمین را به عنوان نیروی مخالف پیگیری کند، متوجه دشمنی این گروه با رژیم صهیونیستی خواهد شد. سخنان محمد مرسی در تبلیغات انتخاباتی‌ نیز در این راستا بود. او ضمن محکوم کردن اسرائیل سیاست‌های آن دولت را در کرانه باختری و نوار غزه رسوا می‌کرد، اما پس از پیروزی در انتخابات شاهد آرام شدن او، پایان حملات و محکومیت‌ها و در پیش گرفتن خط مشی سازش‌طلبانه بودیم. حتی مرسی به این اندازه اکتفا نکرد، از جنبش حماس خواست فعالیت نظامی علیه اشغالگران نژادپرست را متوقف کند و رسماً به دشمن ملت فلسطین تضمین داد هیچ گلوله‌ای از نوار غزه به سوی این رژیم شلیک نخواهد شد.

گروه اخوان‌المسلمین از پایان دهه 90 میلادی با واشنگتن تماس داشت. در بسیاری از گزارش‌ها و مطالعات تأکید شده که این گروه با امریکا توافق کرده است اگر به قدرت برسد به توافقنامه صلح با اسرائیل خدشه وارد نکند و متعهد شده است سقف مبارزاتی حماس را کاهش دهد. می‌دانیم این برخلاف خواست اکثریت ملت مصر است که هنوز سفیر رژیم صهیونیستی در قاهره را تحریم و از سامان دادن محلی برای سفارت این رژیم در قاهره جلوگیری می‌کنند. جوانان انقلابی متعهد شده‌اند که به هر مکان جدید سفارت این رژیم حمله کنند.

بدون شک بقای رژیم حسنی مبارک در قدرت به مدت 30 سال با حمایتهای آشکار بینالمللی و دولت امریکا میسر شد و قیام مردم مصر در اصل علیه حامیان این رژیم صورت گرفت. بهرغم این واقعیت سیاسی چرا اخوانالمسلمین گفتوگو با امریکا را آغاز کردند و پیامدهای این گفتوگو در مواضع اخوان نسبت به دیگر مسائل منطقه چه بوده است؟

همچنان که گفتم گفت‌وگو میان گروه اخوان و نمایندگان دولت امریکا در اواخر دهه 90 میلادی آغاز شد. امریکا آماده می‌شد تعدادی از حکومت‌ها به‌ویژه رژیم‌های نظامی را در خاورمیانه براندازد و به‌جای آنها رژیم‌هایی با ظاهر اسلامی سر کار بیاورد. گروه اخوان‌المسلمین نیز خود را به عنوان سازمانی قدیمی و متعهد که دارای چهارچوبی جهانی است مطرح می‌کرد. در اینجا بود که منافع دو طرف به هم گره خورد؛ تغییر مورد نظر واشنگتن و منافع اخوان که پس از سال‌ها تبعید و زندان مشتاق رسیدن به قدرت بودند. در پی انقلاب ژانویه نیز شاهد بودیم امریکا از به قدرت رسیدن اخوان‌المسلمین استقبال کرد. بنابراین گفت‌وگو به نفع هر دو طرف بود. اگر امریکا در مدتی کوتاه تصمیم به تغییر حکومت نظامیان به حکومت اخوان گرفت، باید بدانیم این تغییر به بعضی از مسائل منطقه‌ای مصر مانند روابط با کشورهای عربی، روابط تاریخی مصر در کشمکش عربی اسرائیلی، حمایت از مقاومت و روابط با ایران و کشورهای افریقایی و اتحادیه اروپا ارتباط داشت.

آیا تجربه اخوانالمسلمین در مصر بر حزب نهضت تونس که در این کشور حکومت میکند، تأثیر خواهد گذاشت؟

بله. نشانه‌های این تأثیر در این کشور کوچک در حال گسترش است و تشکیل جنبش تمرد در تونس نشانه آن است. اکنون در تونس همچنین شاهد موضع‌گیری‌ها و درخواست‌های مردمی برای تغییر رهبران این حزب در سمت‌های عالی دولتی هستیم.

شکست اخوانالمسلمین در مصر چه تأثیری بر اخوانالمسلمین سوریه خواهد گذاشت؟

شکست اخوان‌المسلمین مصر در اداره امور کشور اثر قابل توجهی بر جریان اخوان‌المسلمین سوریه داشته است. از جمله تشکیل کابینه در تبعید از مارس گذشته تاکنون به حال تعلیق درآمده است و نیز هم‌پیمانی کسانی که خود را نیروهای مردمی می‌خوانند با رهبران شبه‌نظامیان تغییر کرده است. من می‌توانم ادعا کنم که در هفته‌های آینده پیامدهای شکست اخوان‌المسلمین مصر در بسیاری از گروه‌های اخوانی سوریه ظاهر خواهد شد.

مصر در منطقه عربی و اسلامی پیشتاز است. چرا مرسی نتوانست از این موقعیت استفاده کند؟ چرا از عربستان و قطر تبعیت کرد؟

محمد مرسی پس از به عهده گرفتن ریاست جمهوری به مسئله بازگرداندن جایگاه پیشتازی مصر در منطقه توجه نداشت، زیرا هم‌پیمانی با واشنگتن مانع از این کار می‌شد. دلیل دیگر اجرای خط مشی صلح با اسرائیل بود. برای اخوان‌المسلمین مشارکت بی‌طرفانه در حل مشکلات بزرگ منطقه نظیر پرونده سوریه، صلح در منطقه، روابط بین کشورهای عربی و اسلامی، حل اختلافات مذهبی و تحکیم روابط با کشورهای اسلامی و افریقایی اهمیت نداشت. در این شرایط ما در باره برخی کشورهای عربی، ایران و اتیوپی (در پی بحران آب بین این کشور با مصر) شاهد مواضع ناموفقی از جانب قاهره بودیم.

گفتمان اخوانالمسلمین مصر بر یکپارچگی اجتماعی چه اثری داشته است؟ آیا اخوان به نیرویی برای انسجام دادن به جامعه مصر تبدیل شده بود؟

گفتمان مذهبی در فرهنگ اخوان‌المسلمین پیش از هم‌پیمانی آنها با واشنگتن به شکل کنونی نبود. ادبیات آنها نشان می‌داد در پرداختن به مسائل مذهبی تا حدی اعتدال را رعایت می‌کنند، اما پس از تعهد به واشنگتن بدون تعقل در پرونده‌های مذهبی دخالت می‌کردند. این وضعیت با موضع‌گیری آنها در قبال قبطی‌ها آشکار شد. قبطی‌ها احساس کردند با نیروهای مذهبی‌ای روبرو هستند که با آنها دشمنی دارند و آنها را به عنوان شهروندان مصر نمی‌پذیرند. این وضعیت به گونه‌ای ادامه یافت که مردم مصر برای اولین بار در تاریخ خود شاهد حمله به افراد به بهانه اختلاف مذهبی و قربانی شدن آنها بودند.

35 سال است که جمهوری اسلامی ایران توانسته است، جنگها، توطئهها، چالشها م محاصرهها را پشت سر بگذارد، اما اخوانالمسلمین در پایهگذاری یک نظام اسلامی و همپیمانی با دیگران شکست خورد. چرا؟

انقلاب اسلامی ایران برخلاف تجربه اخوان‌المسلمین در مصر تجربه حکومتی پیشتازی است. تنها به سه مورد از تفاوت میان این دو اشاره می‌کنم:

1ـ انقلاب ایران توانست صف‌های مردمی را فشرده کند، درحالی که گروه اخوان‌المسلمین باعث از هم پاشیدگی صف‌های مردم مصر شد، درحالی که نیروهای مخالف رژیم حسنی مبارک پیش از انقلاب ژانویه 2011 همه یکدست در پی سرنگونی این رژیم بودند.

2ـ انقلاب ایران موفق شد متن قانون اساسی را با شرکت همه نیروهای ملی تدوین و نیازهای مردم را به مدت 35 سال در آرامش تأمین کند، درحالی که گروه اخوان‌المسلمین قانون اساسی شبهه‌برانگیزی را تدوین و با نیرنگ و سوءاستفاده از نیازهای افراد ساده‌لوح آن را به همه‌پرسی گذاشت. پیش از آن نیز شاهد بازنگری در قانون اساسی و برگزاری همه‌پرسی در مورد آن در مارس 2011 و نیز برگزاری انتخابات پارلمانی بودیم که برخی آن را اهانت به تاریخ و تمدن مصر می‌دانند.

3ـ انقلاب ایران به‌رغم تحریم‌های اقتصادی ظالمانه از نظر داخلی و خارجی نیازهای ملت ایران را برآورد و اکثریت مردم پشت سر دولت‌های جمهوری اسلامی ایستادند، درحالی که تجربه اخوان‌المسلمین نشان داد آنها کاملاً برخلاف نیازهای داخلی مردم مصر موضع گرفتند، برنامه‌ای برای برقراری عدالت اجتماعی تهیه نکردند، برای مشکلات باقیمانده از رژیم سابق برنامه زمان‌بندی شده فراهم نکردند و در سیاست خارجی نه‌تنها تغییری ایجاد نکردند بلکه به مشکلات با کشورهای عربی و اسلامی افزودند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار