
اعضاي خانوادهاي به احترام عاشورا از قاتل دخترشان اعلام گذشت كردند. متهم پسر جواني به نام شهروز است كه دو سال قبل دختر مورد علاقهاش را در پارك طالقاني به قتل رسانده بود.
به گزارش خبرنگار ما، چند روز قبل زن ميانسالي به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي رفت و از قاتل دخترش اعلام گذشت كرد. او در حالي كه گريه ميكرد به قاضي گفت: دخترم دو سال قبل از خانه خارج شد و ديگر برنگشت. بعد به من خبر دادند كه او در پارك طالقاني كشته شده است. گفتند پسري به نام شهروز عامل قتل اوست و مأموران او را بازداشت كردهاند. شهروز بعداً در دادگاه محاكمه و به قصاص محكوم شد و رأي هم از سوي ديوان عالي كشور تأييد شد. بعد از آن بود كه داديار شعبه اجراي احكام چند بار مرا به دادسرا دعوت كرد و خواست از شهروز اعلام گذشت كنم. حالا كه عاشوراي امام حسين (ع) فرا رسيده تصميم گرفتم از متهم اعلام گذشت كنم تا روحيه گذشت در جامعه زياد شود. مادر مقتول ادامه داد: البته من براي خانواده مقتول شرط گذاشتهام در قبال گرفتن مقداري پول حسينيهاي بسازم تا روح دخترم براي هميشه در آرامش باشد.
آغاز ماجرا روز اول ارديبهشت ماه سال 90 مأموران پليس از كشف جسد خونآلود دختر جواني در پارك طالقاني باخبر شدند. وقتي پليس در محل حادثه حاضر شد با جسد دختر جواني به نام ثريا روبهرو شد كه با ضربات چاقو به شكمش به كام مرگ رفته بود. در نخستين تحقيقات يكي از شاهدان گفت: لحظاتي قبل مقتول با پسر جواني با هم در حال خوردن چيپس بودند كه با هم درگير شدند. پسر جوان قصد داشت مانع رفتن دختر جوان بشود كه ناگهان با چاقو ضربهاي به شكمش زد و بعد هم فرار كرد. تحقيقات بعدي هم نشان داد مقتول از مدتي قبل به پسر جواني به نام شهروز علاقهمند شده و با هم رفت و آمد دارند. پليس به سرعت پسر جوان را كه دانشجو بود، شناسايي و دستگير كرد.
پشيماني قاتل از ارتكاب جرم متهم در بازجوييها با اظهار پشيماني به قتل ثريا اعتراف كرد. وي گفت: حدود پنج سال پيش با مقتول در پاركي آشنا شدم. ما هفتهاي دوبار با هم به پارك و خيابان ميرفتيم. ارتباط ما ادامه داشت تا اينكه هر دو به هم علاقهمند شديم. قرار بود ما باهم ازدواج كنيم و ثريا هم اصرار داشت تا هرچه زودتر اين ازدواج سر بگيرد. اما از آنجايي كه من سربازي نرفته بودم و از طرفي هم كار نداشتم نميتوانستم با او ازدواج كنم. وي ادامه داد: روز حادثه به ثريا پيامك دادم تا او را ملاقات كنم. چند ساعت بعد يكديگر را در خيابان ديديم. ابتدا كمي داخل خيابان قدم زديم و بعد با مترو به پارك طالقاني رفتيم. مقداري چيپس و تخمه خريديم و داخل پارك شروع به خوردن كرديم. ثريا دوباره بحث ازدواج را پيش كشيد و از من خواست تا هر چه زودتر با او ازدواج كنم. او گفت اگر با او ازدواج نكنم از من شكايت ميكند. خيلي سعي كردم تا با حرف زدن او را قانع كنم، اما او حرف خودش را ميزد. به او گفتم كه سربازي نرفتهام و كاري هم ندارم به خاطر همين چندسال صبر كند تا بعد با هم ازدواج كنيم. مشاجره لفظي ما ادامه داشت تا اينكه به من گفت به منزل ميرود و موضوع را به پدرش ميگويد. وقتي راه افتاد سعي كردم مانع رفتنش شوم اما او مرا كنار زد. خيلي عصباني شدم كه ناگهان چاقويي كه از قبل داشتم از جيبم بيرون آوردم و ضربهاي به شكمش زدم. متهم در حالي كه گريه ميكرد، گفت: بعد از اين فرار كردم و با مترو به خانهمان برگشتم تا اينكه توسط پليس دستگير شدم.
درخواست حكم قصاص متهم بعد از صدور كيفرخواست در شعبه 71 دادگاه كيفري استان محاكمه شد. هيئت قضايي با درخواست اولياي دم متهم را به خاطر قتل عمد به قصاص محكوم كردند. حكم قصاص قاتل بعد از تأييد در شعبه 11 ديوان عالي كشور براي سير مراحل اجراي حكم به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي فرستاده شد.
جلسات صلحوسازش در حالي كه متهم در يك قدمي چوبه دار قرار داشت، داديار شعبه اجراي احكام با دعوت از خانواده اولياي دم جلساتي را براي جلب رضايت برگزار كرد. سرانجام مادر مقتول چند روز پيش با چشماني گريان به احترام عاشوراي حسيني رضايتنامه كتبي خود را به داديار شعبه ارائه كرد. بدين ترتيب پسر جوان در ايام سوگواري امام حسين (ع) با گذشت اولياي دم به زندگي دوباره بازگشت.