«زماني براي عاشقي» در حالي چهار روز پس از آغاز ماه محرم هنوز به روي آنتن نرفته است كه پيش از اين مديران تلويزيون از اين سريال به عنوان مجموعه مناسبتي دهه اول محرم ياد كرده بودند. تلويزيون در حالي مجموعه «زماني براي عاشقي» را ديرتر از موعد مقرر به پخش ميرساند كه از اين مجموعه به عنوان تنها سريال ساخته شده ويژه محرم 92 ياد ميشد. بر اين اساس در شرايطي كه چهار روز از آغاز محرم گذشته و در حالي كه هيچ توضيحي از سوي سازندگان و شبكه تهران در خصوص علت پخش نشدن سريال «زماني براي عاشقي» عنوان نشده است، پيشبيني ميشود بايد پخش سريال لطيفي را در دهه اول محرم منتفي دانست.
اين روزها تكراري بودن برنامههاي تلويزيون گاه به گاه مخاطب را آزار ميدهد. اين ضعف رسانهاي به ويژه در ايام محرم، برجستهتر شده است. به شكلي كه از همين حالا ميتوان پيشبيني كرد كه در روزهاي عاشورا و تاسوعا يا روز واقعه پخش خواهد شد يا مختارنامه و فيلم سفير از تلويزيون براي مخاطب به نمايش گذاشته ميشود. حتي همين چند روز پيش هم خبري اعلام شد مبني بر اينكه مختارنامه در هفت فيلم سينمايي در ايام محرم بازپخش ميشود؛ مختارنامهاي كه در طول يكي دو سال اخير هم بارها از شبكه اول سيما پخش شده است و هم شبكههاي استاني آن را به سريالي با آمار پخش بسيار تبديل كردهاند.
اين در حالي است كه فيلمهايي مانند «سفير» و اين گونه فيلمهاي كمي مشهورتر هم آنقدر از رسانه ملي در طول سالهاي متمادي در ايام عاشورا پخش شدهاند كه مخاطبان جزءبهجزءآن را حفظ شده و نسبت به اين فيلمها دلزدگي پيدا كردهاند. از جمله ديگر فيلمهاي معروف هم ميتوان به فيلمي مثل «روز واقعه» اشاره داشت كه بهرغم قوي بودن و در دسته فيلمهاي خوب مناسبي قرار گرفتن، براي مخاطب جذابيتي ندارد.
كار مناسبتي بدون ايده، مخاطب فراري!
در اين بين شايد اگر از كارگردانان اين مجموعهها درباره پخش چندين باره اين آثار سؤال شود هم آنان نسبت به اين موضوع، معترض باشند، چراكه پخش چندين باره اين سريالها تمام جذابيت آنها را گرفته است. حالا اين سؤال مطرح ميشود كه چرا تلويزيون و سينماي ملي آنقدر در اين زمينه كمكار شده كه هر سال، همان فيلمهاي تكراري هميشگي پخش ميگردد؟ به نوعي حتي كار به رفع تكليف رسيده و گويي شبكههاي تلويزيون براي خالي نبودن عريضه دائماً اين مجموعهها را هر سال پخش ميكنند.
شايد بتوان اولين علت اين موضوع را در نبودن فيلمنامه و ايدههاي مناسب براي اين چنين روزهايي دانست. به واقع آنچه از چندين سال گذشته تلويزيون در ايام محرم برمي آيد اين است كه تلويزيون در روزهاي منتهي به اين ايام شروع به توليد آثاري ميكند كه بسيار ضعيف هستند. به طوري كه نه داستان مرتبط و خوبي با اين ايام دارند و نه از توانايي جذب مخاطب و انتقال پيامي مناسبتي به او برخوردار هستند!
ضعف بحران فيلمنامه و ايده را در اين باره علاوه بر سيما در سينما هم ميتوان ديد. فيلمهاي مرتبط با موضوع عاشورا و محرم يا فيلمهاي غيرمستقيم در سينما تعدادشان به انگشتان دست ميرسد، به شكلي كه در چندين سال گذشته حتي نام «روز رستاخيز» احمدرضا درويش شنيده ميشود كه در مراحل پاياني است. از سوي ديگر، در سينماي ايران اصلاً در چندين سال گذشته فيلمي كه پيامي مرتبط با اين ايام داشته باشد توليد نشده و حتي در اينباره ايدهاي هم وجود نداشته است.
از فيلمهاي مناسبتي با سوژههاي روز، خبري نيست!
بسياري از صاحبنظران بر اين باورند كه ميتوان فيلمهاي غيرمستقيم در اين باره توليد كرد، به شكلي كه هم هزينه آن به اندازه فيلمهاي تاريخي نباشد و هم جذابيت آن بالا باشد. همه اين صاحبنظران علت تحقق نيافتن اين مسئله را در نبود ايده و فيلمنامه در اين باره ميدانند.
اين در حالي است كه مفاهيم موجود در عاشورا و فرهنگ آن، آنقدر گسترده است كه ميتوان سوژههاي روز جامعه را هم در غالب اين مفاهيم به مخاطب تحويل داد. به طوري كه دست فيلمنامهنويس در اين باره براي پرورش داستاني امروزي و مرتبط با نهادههاي فرهنگي عاشورا كاملاً باز است. با اين وصف هيچ حركت و جنبوجوشي در اينباره در سيما و سينما ديده نميشود. اين در حالي است كه سينماي اروپا و امريكا تا به حال نسخههاي مذهبي متعددي از چهرهها و شخصيتهاي مذهبي خود توليد كردهاند. به جز بازخواني قصه زندگي حضرت عيسي كه بارها در سينماي غرب صورت پذيرفته، بيان قصه حواريون و شخصيتهاي مذهبي يهود هم از دستمايههاي جدي سينماي غرب بوده است.
البته همان طور كه هميشه مطرح بوده و اين روزها هم از سوي برخي كارشناسان بيان ميگردد، اصراري به ساخت فيلمهاي تاريخي در اينباره نيست، چرا كه هدف بازخواني دوباره پيام و نمادهاي فرهنگ عاشورا در سيما و سينما است. به همين علت هم ميتوان فيلمهايي توليد كرد كه متناسب با شرايط امروز جامعه اما در قالب فرهنگ عاشورا باشد.
تله فيلمهاي ضعيف، تنها براي انجام وظيفه!
شايد برخيها در اين باره به برخي تلهفيلمهاي تلويزيوني اشاره كنند. تجربه و وضعيت امروز پخش برنامهها در اين ايام نشان ميدهد كه اين آثار اغلب آنقدر ضعيف هستند كه حتي خود تلويزيون هم علاقهاي به پخش آنها در روزهاي عاشورا و تاسوعا ندارد. به همين دليل هم باز به سراغ باز پخش «روز واقعه» و «مختارنامه» ميرود.
در اينباره به نظر ميرسد كه اولاً بايد به سمت ساخت فيلمهاي هدفمند چه در سيما و چه در سينما گام برداشت، ضمن اينكه بايد فيلمنامهنويسان و ايدهپردازان را به شكل ويژهاي در اينباره تشويق كرد، چراكه به اين صورت است كه ميتوان خروجي مناسبي در اين باره داشت. همچنين رسانه ملي درباره اهميت اين مسئله نبايد فراموش كند كه بسياري از نسلهاي جديد ايراني به شدت تحت تأثير رسانه هستند، به شكلي كه اگر برنامهريزي مناسبي در اينباره صورت نپذيرد كودكان و نوجوانان ايراني پيامهاي خود درباره عاشورا و واقعيتهاي اين فرهنگ را از رسانههاي غربي دريافت ميكنند.
به تعبيري همان طور كه برنامهريزي مناسب ميتواند در تربيت نسل جوان و درونيسازي پيامهاي عاشورا با اين نسل بسيار باشد، نپرداختن به آن يا سرمايهگذاري نكردن روي اين مسئله در رسانه ملي، ميتواند منجر به دور شدن كودكان و نوجوانان از اين گونه مسائل گردد. به همين علت هم بايد برنامهريزي دقيقي براي توليد محصولات مناسب و انتقال مفاهيم به شكل كارشناسي شده در ايام محرم داشت.