
امروزه اداره كلانشهرها و حتي شهرهاي بزرگ علاوه بر مديريت بالادست همچون شوراي شهر و شهرداري نيازمند مديريت محلهاي از قاعده هرم است. به واقع سياستهاي مديريتي از رأس هرم نيز بايد در قاعده هرم به اجرا درآيد. بر اين اساس توجه به محلههاي شهري كه بافت گسستناپذيري دارند بخش عمدهاي هويت محلهاي را شامل ميشود و نبايد فراموش كرد كه توسعه ماندگار شهري و حتي توسعه كالبدي و اجتماعي نيز بايد از محلات آغاز شود چراكه بستر تمام فعاليتهاي زندگي شهرنشيني به نوعي از محلات سرچشمه ميگيرد.
شهروندان و افراد از محلات رشد و نمو كرده و حتي هويت شهري آميختهاي از هويتهاي محلهاي است تا آنجايي كه همين ويژگي چهرهاي چندبعدي و ناموزون دربرداشته است و ساختار شهر را شكل ميدهد. وجود فعاليتهاي محلهاي در قالب تشكلهاي محلهاي سبب شده است تا در سالهاي اخير توجه ويژه به آن صورت گيرد.
فعاليت شوراياريها و معتمدين محلهاي در سالهاي اخير به صورت سازمانيافته صورت گرفته است. همين امر سبب شده است تا اعتماد شهروندان به شوراياريها و معتمدين محلات افزايش يابد به گونهاي كه معضلات و مشكلات محلهاي ابتدا به اين افراد ارجاع داده ميشود و از آنان طلب ياري و كمك ميشود تا با كمك تجربه و ارتباطات اين افراد بتوان مشكلات را برطرف كرد و از سوي ديگر نيز تعامل ميان شهروندان و شوراياريها سبب رشد نگاه جديد به پتانسيل محلهاي شده است، يعني اينكه اگر مشكلي در محلهاي به وجود ميآيد ابتدا بايد ديد تعامل ميان شوراياري و ساكنان محلهاي ميتواند به حل مشكل كمك كند و سپس از ساير ظرفيتهاي فرامحله و منطقهاي استفاده شود.
به واقع محيطهاي كوچك همچون محله علاوه بر آرامش و آشنايي نزديك افراد سبب تعاملات صميمي ميان افراد ميشود كه همين خصيصه سبب حفظ هويت و همبستگي اجتماعي ميشود و بايد دانست كه محله محوري به نوعي حيات اجتماعي در زندگي شهري به حساب ميآيد. هرچند به دليل گسترش و توسعه شهري اين پديده تا حدودي كمرنگ شده است اما تلاشهاي صورت گرفته براي احياي آن در حال برنامهريزي و اجراست تا آنجايي كه شوراياريها با فعاليتهاي سه دوره خود توانستهاند ضمن اعتمادسازي و ايجاد همبستگي ميان شهروندان و ساكنان محله بر بسياري از معضلات و مشكلات شهري فائق آيند.
توجه به بعد مشاركتپذيري براي آباداني محلهاي از طريق افزايش حس مسئوليتپذيري نيز گامي است كه به يك حس مشترك تبديل شده است به گونهاي كه از تمام ردههاي سني يك محله از كوچك و بزرگ ديگر نسبت به يكديگر و محيط اطراف خود احساس بيگانگي نميكنند و در امور محلي تصميمگيري ميكنند. هرچند اين دو شيوه هنوز در ابتداي راه است اما انتظار ميرود با توجه به افزايش نياز شهروندان در حوزه زندگي شهري حضور اجتماعي مردم در محيط شهري نيز بيشتر شود.
به واقع با پررنگتر شدن حضور شهروندان در تصميمات محل زندگي خود، نقش شوراياريها نيز پررنگتر ميشود و از سوي ديگر شوراياريها به عنوان پل ارتباطي ميان مديريت محلهاي با مديريت شهري عمل ميكنند و زيرشاخه فعاليتهاي شوراي شهر در كنار بازوي اجراي شهرداري به حساب ميآيند. آنچه بايد بدان توجه شود، آن است كه توسعه شهر فرايندي چند بعدي است بنابراين اگر بتوان مديريت محلهاي را كه بخشي از مديريت شهري به حساب ميآيد و با آن در ارتباط است تقويت كرد، ميتوان اميدوار بود كه سرعت توسعه شهري افزايش يابد بنابراين لازم است تا با ارزيابي فعاليتهاي شوراياريها در دوره جديد دامنه مسئوليت آنان را در مديريت محلهاي با حمايت شورا و شهرداري بيشتر كرد.
در يك نگاه كلي به فعاليتهاي شوراياري ميتوان دريافت هر جا شوراياري تقويت شده و با همبستگي و همفكري با شوراي شهر و شهرداري همراه شده است به مشكلات و مسائل آن محله بيشتر توجه شده و حتي رفع مشكلات نيز بيشتر صورت گرفته كه اين روند در تمام ابعاد زندگي از بعد شهري گرفته تا فرهنگي و اجتماعي را در برگرفته است. به واقع از تعامل ميان مديريت شهري و مديريت محلهاي تجربهاي به دست آمده است كه چگونه و از چه روشي ميتوان بر مشكلات كلان نيز غلبه كرد.
با تغييرات صورت گرفته در حوزه مديريت مناطق اين انتظار ميرود كه همچنان نقش مديريت محلهاي دستخوش تغييرات نشود بلكه تغييرات و تحولات، ارتقاي نقش شوراياري را در پي داشته باشد هرچند بايد منتظر ماند تا مشخص شود.
مديريت شهري تا زماني فرصت خواهد يافت تا از كولهبار و تجربه سه دوره مديريت محلهاي استفاده كند.