هر جمعيتي در طول تاريخ حيات خود مراحلي را طي ميكند كه شبيه عمر انسان است؛ جواني، ميانسالي و سالمندي. يكي از قديميترين نظريههاي پيري شناسي اجتماعي مربوط به دهه 40 ميلادي است. در اين نظريه كه به نقش معروف است، افراد در طول زندگي نقشهاي متفاوتي را بر عهده ميگيرند كه اغلب نقشها متوالي و برخي نيز شبيه همديگرند. ايران در چند دهه آينده سالمندي چشمگيري را تجربه ميكند. شكسپير سالمندي را اينگونه تعريف ميكند: بدون دندان، بدون چشم، بدون قدرت چشايي و بدون همه چيز!
پيتر پيترسون از سالخورده شدن با عنوان خاكستري شدن جمعيت نام ميبرد كه از تمايل به داشتن فرزند كمتر و زنده ماندن افراد بيشتر ريشه ميگيرد. اما در جامعهاي كه كار در آن داراي ارزش اساسي است، پيري و بازنشستگي اغلب به معناي از دست دادن منزلت اجتماعي است. افراد با خارج شدن از چرخه اقتصادي و تبديل شدن به نيروي غير فعال و مصرفكننده، فشار اقتصادي روي جمعيت فعال و شاغل جامعه را افزايش ميدهند. از همين روي وجود سالمندي را يك بار اقتصادي بيسابقه ميدانند.
سالخوردگي جمعيت كه از پيامدهاي توسعه است، دو پديده منفي كاهش نيروي كار و افزايش نسبت وابستگي از نظر اقتصادي را در پي خواهد داشت. چنين تحولاتي علاوه بر سوگيري ناگزير سرمايهگذاري اقتصادي به سمت سرمايهگذاري جمعيتي، در صورت فقدان سرمايهگذاريهاي اقتصادي بر بازتوليد سرمايه، در خوشبينانهترين حالت، تنها به حفظ وضع موجود ميانجامد. اگر ساز و كارهاي لازم براي مواجهه با سالخوردگي وجود نداشته باشد عوارض زيادي از لحاظ اقتصادي، اجتماعي و بهداشتي در پي خواهد داشت.
بايد بپذيريم با تغيير اندازه و تركيب سني جمعيت، پتانسيل و نيازهاي جمعيت هم تغيير ميكند. رشد جمعيت تا حدودي ميتواند سبب رشد و توسعه اقتصادي شود اما توسعه بيشتر نيازمند متناسب بودن جمعيت و امكانات اقتصادي است. طبق پيشبيني سازمان ملل روند كاهش باروري كل TFRدر ايران كه در سال 1355 براي كل كشو2/6 فرزند بوده است، طي سه دهه اخير روند كاهشي داشته و در اوايل قرن هجري آينده ايران با TFR كمتر از 5/2 يكي از كشورهاي در حال توسعه با باروري بسيار پايين خواهد بود.
اما چه تدابيري خواهد توانست از سالخوردگي و بحرانهاي آن جلوگيري نمايد و كفه ترازو را به نفع نسل جوان بالا ببرد؟ آيا ايرانيهايي كه پس انداز كافي براي دوران بازنشستگي ندارند، اما با مد و تكنولوژِي روز پيش رفتهاند، جديدترين ماشينها در خيابانهاي كشور تردد دارند و. . . از اين پس استانداردهاي زندگيشان به شدت نزول خواهد كرد؟ سياستها و بيسياستيهاي دولتمردانمان در گذشته باعث شده بود تا تدبيري انديشه نكنند و كشور به اين مرحله خاكستري برسد. اما دولت تدبير و اميد چه خواهد توانست كه به انجام برساند؟ نسخههاي پيش رو براي مقابله با بحران سالخوردگي و تبديل ايران به كشوري جوان اندك است:
1 ـ اعمال سياستهايي كه موجب بهبود وضعيت مالي شود. اگر بناست دلار را به بهانه حمايت از كارآفرينان بالاي 3 هزارتومان تك نرخي اعلام كنند، چگونه بر افزايش قيمتهاي دوره حاضر و تورم غلبه خواهند كرد؟ آيا حقوق كارمندان و كارگران مانند نرخ بسياري از مايحتاج اوليه كه در برخي موارد تا چهار برابر شده است چهار برابر خواهد شد؟ دولت بايد به صورت شفاف سياستهاي بهبود وضعيت معيشتي مردم را اعلام كند. سياستهايي كه منجر به افزايش اميد شود و دورنماي آينده را روشن گرداند تا خانوادهها انگيزه، توان و فرصت كافي براي تربيت فرزندانشان داشته باشند.
2 ـ اعمال سياستهايي كه موجب تغيير نظام مستمريها و درمان شود. آيا دولت بنا خواهد داشت كه در آينده بالا بردن نرخ حق بيمه، كاهش پرداخت مستمري و بالا بردن سن بازنشستگي را در دستور كار خود قرار دهد؟ فراموش نكنيم كه كاهش نيروي كار و افزايش بار تكفل فشارهاي مالي بر بخشهاي متعدد دولت از جمله تامين اجتماعي خواهد گذارد. راه برون رفت دولت از اين تنگنا در آينده چه خواهد بود؟ اين در حالي است كه گفته ميشود استاندارد لازم براي حقوق بازنشستگي معادل 65 درصد حقوق اشتغال بايد باشد. آيا تاكنون اينگونه بوده؟ آيا در آينده اينگونه خواهد ماند؟
3 ـ سياستهايي كه هدفشان تعديل اثرات سالخوردگي از طريق افزايش نيروي كار است. آيا با گسترش فضاهاي كار و ورود در حوزههاي جديدي مثل تكنولوژي ارتباطات خواهيم توانست مشاغل كم تحركتر و مناسبي را براي سالخوردگان نيز مهيا سازيم؟ هر چند نيروي جوان همچنان بيكار است!
اين موضوعات بايد هر چه سريعتر مورد توجه قرار گرفته و شرايط را براي اين گذار جمعيتي تسهيل نماييم. از آنجايي كه ايفاي نقش مردم در هرم جمعيتي منوط به سياستهاي اقتصادي و اجتماعي دولت است و در كشور ما اقتصاد، سياست و فرهنگ، دولتي است، كليد اين گشايش نيز متأسفانه يا خوشبختانه در جيب دولت است. اما تاكنون سر اين جيب شل نشده تا كليدي از آن بيرون بيايد. به دولت پيشنهاد ميدهيم كه گروه ويژهاي را مأمور اين تدبير كنند!