عليرضا محمدي | «حسين» چراغ هدايت و كشتي نجات بار ديگر آمده بود تا دين جدش را از زنگار روزمرگي رهايي بخشد و اين بار فرزندان خميني كبير نداي «هل من ناصر ينصرني» اش را لبيك ميگفتند تا عاشورا را صدها و هزاران بار ديگر در جبهههاي جنگ تكرار كنند. هشت سال دفاع مقدس در برابر دشمن متجاوزي كه توسط ابرقدرتهاي زمان حمايت ميشد، بدون شك جلوهاي از حركت عاشورايي سيدالشهدا(ع) بود كه باعث شد يك ملت با دستان خالي در برابر انبوهي از سلاحهاي شرق و غرب ايستادگي كند. در اولين روز از آغاز ماه محرم، گذري بر نوحهخواني در جبهههاي جنگ زديم و در اين مسير به گفتوگو با حاج احد اميري از رزمندگان دفاع مقدس پرداختيم كه هماكنون در كسوت جانشين سازمان بسيج مداحان فعاليت ميكند. اميري خاطراتي از مداحي براي جمع اعزامي رزمندگان همداني برايمان تعريف كرد كه خواندنش خالي از لطف نيست.
بله، چنين فرهنگي خواهي نخواهي در اين تاريخ جايگاه ويژهاي دارد. مداحي حماسي در دفاع مقدس متاثر از روحيه حماسي و جهادي مردان بيادعايي بود كه دكترين رايج در جنگها را تغيير دادند. آن روزها دلهاي پاك و سرمايههاي تمام نشدني بسياري بودند كه براي پاسداري از ميهن و ارزشهاي خود به جبههها ميرفتند و طبيعتا هرگاه جمعي با خلوص نيت گردهم آيند، ميل به احساسات جمعي در آنها هويدا ميشود. به واقع جانهاي رزمندگان لواي خدايي شدن داشت. تمايل داشتند كه بروز احساسات كنند و هواي كربلا و بارگاه ارباب بيكفن را داشتند. لذا هركس از اندك صداي خوشي برخوردار بود به راحتي ميتوانست فتح باب كند و شروع به مداحي ميكرد، به اين ترتيب جمعهاي مداحي به سرعت شكل ميگرفت و آن چنان شوري برپا ميشد كه مداح احساس بالندگي و بزرگي ميكرد و به اصطلاح مجلسش گل ميكرد. بعدها همان برادر سعي ميكرد كه در مداحيهاي آتي تلاش بيشتري انجام دهد و سبك ايجاد كند. اين سبك هم برگرفته از گويش و لهجههاي محلي رزمندگان بود كه جاذبه زيادي در پي داشت. پس با اطمينان ميشود گفت از همين اجتماع مداحي يك دانشگاه معنوي شكل ميگرفت كه خروجي آن هزاران دل آماده بود كه به راحتي در راه آرمانهاي نظام اسلامي جانفشاني ميكردند. جالب اينكه اين فرهنگ در همه جبههها و به شكل خودجوشي هم پا ميگرفت. ما در اعزامها عنوان خاصي به نام اعزام مداح نداشتيم، ولي خود رزمندگان مداحها را شناسايي ميكردند و آنها هم اين روند را ادامه ميدادند. اين كار دل بود.
پس با اين حساب ميتوان گفت بودند رزمندگاني كه قبل از حضور در جبههها مداح نبودند و شرايط معنوي آنجا آنها را به اين كار سوق ميداد؟
مداحي يك كار دلي و احساسي است. يك كار هنرمندانه كه در فضاي خاص تجلي ويژهاي دارد. در فضاي جبههها نيز يك سري احساسات خاص ساماندهي ميشدند كه وقتي اين احساسات وارد كارزار ميشد آن چنان حماسهاي خلق ميكرد كه دشمن را پريشان ميساخت و در اين سو باعث نصرت و پيروزيهاي بسياري ميشد.
در بخشي از صحبتهايتان به مداحي حماسي اشاره داشتيد، اين حماسه در گونه مداحي چه تعريفي دارد؟
اشاره شد كه هر فضايي نوع مداحي خاص خود را ميطلبيد. مثلاً در يك شب جمعه كه اصل بر دعاخواني بود. عملياتي هم در پيش نبود. فضاي دعاخواني فضايي ميشد كه دلهاي پاك به در خانه خدا مهماني ميرفتند و آنجا ما اشكهاي خالص را داشتيم. اما در زمان ديگر كه قرار بود وارد معركه و كارزار بشويم، آن وقت مداح ما حماسهسرا ميشد و به سراغ حماسهسرايي ميرفت. حتي شكل رجزخوان به خود ميگرفت و به شكل شايستهاي احساسات را جهت ميداد و به سمت حماسه آفريني و پيروزي سوق ميداد.
نمونههايي از مداحان شهيد را ميتوانيد نام ببريد؟
جالب است بدانيد خيلي از شهداي صاحبنامي هستند كه هرچند در نزد مردم شهرتشان به خاطر سمتهاي فرماندهي يا ساير خدماتشان است، اما در جبههها به مداحي ميپرداختند و خيليها هم از اين موضوع بياطلاعند. به عنوان نمونه شهيد بزرگوار علمالهدي يكي از آنهاست. حاج صادق آهنگران از همرزمان او بوده و در كنار هم مداحي ميكردند. خود حاج صادق ميگويد كه من و حسين در ابتدا بدون بلندگو مداحي ميكرديم، اوايل هم چهار يا پنج نفر بيشتر نبوديم، بعدها آن قدر افراد جذب شدند كه صدا به صدا نميرسيد. يا شهيد والامقام سرلشكر عباس بابايي هم مداح بودند. اخيرا نواري را از مداحيهاي ايشان در دفاع مقدس به دست آورديم كه داريم رويش كار ميكنيم تا در آينده به سمع و نظر مردم برسانيم. اينها همه محصول جهاد و شهادت و در يك كلام محصول شيعه و اسلام است.
خصوصيات مداحان دوره جنگ در يك جمله چه بود؟
مداح زمان جنگ در عين حال كه يك رزمنده رشيد بود، بصيرترين و اهل نظرترين فرد جبههها به شمار ميرفت. نوع مداحي آنها حرفهاي و هدفمند بود كه ميتوان در هر زماني از آن با عنوان يك كار حرفهاي و پيش برنده نام برد.
خوب است نمونههايي از مداحان اهل نظر را در حال و هواي محرم معرفي كنيد.
شهيد حاج شيرعلي سلطاني يكي از اين افراد است. اهل استان فارس و شهر شيراز. او قبري را در يك مسجد حفر ميكند و ميگويد من وقتي شهيد شدم در همين قبر دفن بشوم. جالب اين است وقتي او به درجه رفيع شهادت نائل ميشود چون قد بلندي داشت آنهايي كه قبرش را مهيا ميكنند، ميبينند كه اين مزار اندازه قد حاج شيرعلي نيست اما وقتي جسد ايشان به شهر ميرسد ميبينند كه سر ندارد و به راحتي در قبر جا ميشود.
يعني اينكه ايشان آگاهي و بصيرت نسبت به شهادتشان داشتند. همين الان هم قبر ايشان زيارتگاه بسياري از عاشقان و دلدادگان است. از شهيد علمدار و شهيد محمدرضا تورجيزاده هم ياد كنيم. اگر به اصفهان سفر كنيد و به مزار ايشان برويد ميبينيد كه طرفدارها و زيارت كنندگان بسياري عمدتا از قشر جوان دارد. وقتي با آن جوانان همصحبت ميشوي ميگويند كه ما حاجتهايمان را از شهيد تورجي زاده ميگيريم. چند روز پيش ما با مادر اين شهيد ملاقاتي داشتيم. ايشان ميگفتند حتي خبر نداشتيم كه پسرمان در جبههها مداح بوده است.
شنيدهايم شهيد حاج قاسم محمدي يكي از رزمندگاني بود كه عنايت آل رسول گرامي اسلام باعث شده تا مداحي را پيشه كند، اين امر چگونه صورت گرفته؟
شهيد حاج قاسم محمدي يك مجروحيتي برايش پيش ميآيد و زبانش بند ميشود. بعد توسط حضرت قاسم(ع) شفا مييابد و يكي از بلبلان آستان حسين و ائمه اطهار ميشود تا اينكه به شهادت ميرسد. مسلما الهاماتي صورت ميگرفت كه افرادي چون حاج قاسم محمدي در اين مسير قرار ميگرفتند. اين حالات و توسلات معلول نگاه زيباي ائمه اطهار(ع) به اين دلهاي پاك و بيريا بود، البته چنين اتفاقاتي قبلا هم رخ داده است. ملا كاظم ساروقي كه يك نگاه او را حافظ قرآن ميكند يك نمونه بارز است. پس با قدرت ميشود گفت نگاه اهل بيت(ع) به اين دلهاي پاك آنها را پرواز ميداد و بهرمند ميساخت.
گويا خود شما نيز در مقطعي از جبههها مداحي كردهايد؟
پدرم در سال 62 ميخواست به جبهههاي جنگ برود. پادگاني در همدان بود به نام شهيد شهبازي كه قرار بود پدر از آنجا اعزام شود. من و عمويم كه ايشان هم از جانبازان دفاع مقدس است براي بدرقه ايشان رفتيم. در سيل جمعيت وارد پادگان شديم. سخنراني انجام ميشد و در آخر فرمانده پاسداري كه آنجا بود گفت كسي مداحي بلد است؟ نميدانم چطور شد كه دستم را بلند كردم و داخل همان جمعيت شروع كردم به خواندن. صداي من در آن مقطع كه تقريباً 14 سال داشتم، به نوجواني تنه ميزد و شايد مظلوميت و غمي كه ناشي از رفتن پدر بود، رويش تأثير گذاشته بود. يك دفعه با همين حالت شروع كردم به خواندن: من از زهرا غلامي حسينش آرزو كردم/ عنايت كرد و از اين باب كسب آبرو كردم. . . همين را كه خواندم مجلس شروع كرد «هايهاي» گريه كردن و چندين بار چنين ابياتي را تكرار كردم و صداي من در همراهي كردن عزيزان رزمنده گم شد. همه خواندند و به نوعي همه نوحهخوان شدند. از همان جمعي كه اعزام شدند 11 نفرشان به شهادت رسيدند.
خود شما هم در جبههها حضور يافتهايد؟
همان نوحهخواني آن روز من باعث شد فرماندهان عنايتي به ما كردند و من و عمويم هم همراه پدر رفتيم و در سرپل ذهاب مستقر شديم. پدر در آنجا آمبولانسي تحويل گرفت و اجساد مطهر شهدا را از منطقه به معراجالشهداي كرمانشاه منتقل ميكرديم. در سال 67 و در عمليات مرصاد نيز باز به همراه پدر و اين بار به عنوان يك نيروي رزمي توفيقي حاصل شد كه در مناطق عملياتي حضور يابم.
يادي از پدرتان بكنيم. ايشان هم مداح بودند؟
پدرم حاج احمد اميري از شروع جنگ تا سوت پايان آن هر سال يكي دو تا عمليات را شركت ميكرد و با اينكه در مقطعي از جنگ شيميايي سختي شد باز در جبههها حضور مييافت و با بدن تاول زده به خانه برميگشت. ايشان در شهر تويسركان و روستاي لاميان جزو مداحان معروف بودند و در جبههها نيز علاوه بر رزمندگي به مداحي ميپرداختند.
در يك نگاه كلي مداحي در روند جنگ چه نقشي داشت؟
همان طور كه قبلاً هم گفته شد، مداحي در جنگ محرك احساسات بود. احساسات هرجا بيايد وسط باعث ميشود كه كارايي و انگيزهها بالا بيايد. هر جبههاي را يك گرداني تحويل ميگرفت و هر خطي يك لهجه خاص داشت. كردزبان يا ترك و. . . كه اين مداحيها به زبان بومي خود صورت ميگرفت. از جمعآوري اين مداحيها يك مجموعه بينظير به دست ميآيد كه ميتوان آن را آلبوم نواهاي حماسي ناميد.
شما در بسيج مداحان جمعآوري چنين آلبومي را در دستور كار داريد؟
در حال جمعآوري هستيم و انشاءالله در آينده نزديك منتشر خواهيم كرد.
مسلماً يك بخشي از هنر مداحي شاعراني هستند كه اشعار نوحهها را ميسرايند، اگر ميشود نمونهاي از شاعران حماسهسراي دفاع مقدس را معرفي كنيد؟
بله، مسلما شاعران خوشذوق نقش ارزندهاي در اين مسير دارند. يك نمونهاش آقاي معلمي است كه اشعار مداحي حاج صادق آهنگران را ميسراييد. بعدها كه مداحي در جبههها جا افتاد، شاعران خوشذوق ديگري هم وارد عرصه شدند و با توليد اشعار ارزشي آنها را به مداحان ميرساندند. از جمله آقاي سازگار كه از شاعران بنام هستند يا آقاي آيتي يا آقاي حاج حسين بيات معروف به پريشان كه ايشان نيز از شاعران بنام اين دوره هستند.